یکشنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۸۲

ابرها


آسمان ابر و زائران هميشه بر فرودست ترش
بيابان سراب؛كه مرواريدهاي زنجير به دستور حركت بر صحن آن ميدرخشند.

شما عازم قرارگاه تبعيديد
از شمال سبز تا جنوب دور
چه كسي شما را نگاهباني ميكند؟سرنوشت يا اراده ي آهنينتان؟
جسارت بر ملا شدن راز يا راز برملا شدن جسارتتان؟
خشم يا خوشحالي؟
يا انگ خبط و خيانت باعث رنج كشيدن شما شده است؟
يا از تهمت زهرآلود تيغ رفيقانتان ميگريزيد؟
نه!شما از كشتزارهاي بي حاصل دشت ها دلگيريد
از لاله هاي خشك و اشكهاي سترون
كه از هفت دولت عشق و احساس و درد آزاديد
هميشه سرد هميشه رها
برايتان وطني مصور نيست و معنايي ندارد اين تبعيد.