دوشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۲

سرود سه نگاه خيابان

1
در خيابانهاي بسياري قدم زده ام كه خاطراتش تا هميشه همراهم باقي خواهد ماند.آيا آن خيابانها هم سابقه ي مرا به خاطر خواهند داشت؟
2
بعضي وقتها مي آيم و در خيابان محل سكونتتان راه مي روم.برايم مهم نيست تو را دست در دست ديگري ببينم.چون مطمئنم اين بار كه بيايم دستهايت را به من هديه ميكني و من به تو خواهم گفت چقدر دوستت دارم.
3
يك روز خيابانهاي فرعي ي محل ما شورش كردند و با هم متحد شدند تا روي خيابان اصلي را كم كنند.ولي شهرداري آمد و همه شان را صاف كرد و داد برج بسازند.