شده ايم از خونه بيرون
گشته ايم بي يار و تنها
توي هر شهري غريبه
كه پر از غم شده دلها
ميشينيم و ميكنيم ياد
كه تو خونه بوديم اين طور
ميكشيم آه و با حسرت
ميگيم امروز شديم اين جور
سرنوشت ما بزرگه
ميشه تاريكي نباشه
ميشه پربگيره بالا
تا بر ماه و ستاره
من و تو مثل خداييم
راي ما راي هميشه س
اگه دستامون يكي شن
مشتمون گرزه و تيشه س
ميتونيم از كوچه بازار
راه بگيريم تا به خورشيد
بشكنيم سنت شب رو
آسمون آبي رو ديد
ميتونيم از در خونه
پل بسازيم تا به رويا
بپريم با بال فرياد
بگذريم از بوم دنيا
حالا كه ابليس دشمن
آخر عمرش رسيده
دست ما بايد يكي شه
زندونو به هم بريزه
دربياد خورشيد از اون تو
اون بالا بازم بمونه
واسمون تو آسمونا
شعر آزادي بخونه
كي ديده سياهي شب
واسه ي هميشه باشه
كي ديده شب سياهي
گرد غم رو ماه بپاشه
حالا كه داره ميميره
ماه يواش مياد به بالا
مردن غمو ميشينه
با ستاره ها تماشا
هممون بيرون مياييم
يه بغل ترانه ميشيم
واسه ي جشن رهايي
من و تو با هم ميرقصيم