چه قدر سينماي بيك ايمان وردي زيباست
15 16 روزي ميشود كه رضا بيك ايمان وردي از ميان ما كوچيده است و طرف دامن از اين خاك دامنگير برچيده ست.و همانطور كه انتظار ميرفت آرام و بي سر و صدا.
بيك هيچوقت به جرگه ي حرفه اي هاي روشنفكر نپيوست اما بيشتر از همه ي آنهايي كه ادعاي مدرن بودن و هاي كلاسي داشتن در قلب مردم جاي باز كرد.گمان نميكنم تحصيلاتش حتا به سيكل ميرسيد اما چه رازي در ميان مشتها كج راه رفتن كلاه شافو پالتوي كهنه و صدايش(كه اين يكي را مرهون منوچهر اسماعيلي بود) نهفته بود كه اينهمه طرفدار پيدا كرد.
او را شايد بتوان يكي از پركارترين و محبوب ترين هنرپيشگان تاريخ سينما دانست.برخلاف كساني كه امثال او را هنرپيشگان در پيت و فيلمفارسي و آب گوشتي ميخواندند بايد گفت همين فيلمها به سادگي قلب مردم را فتح كردند و مجذوبشان كردند به طوري كه در كوتاه مدت ترانه ي اكثر اين فيلمها در افواه مي افتاد و خوانده ميشد.مردم شادمان بودند و برايشان هنرپيشه فردين بود و خواننده آغاسي .ترانه هاي ايرج كه فردين به جايشان لب ميزد و مردم به خنده و لبخند آن را با خود زمزمه ميكردند از درون شادمان فارغ از عصب امروزي حكايت داشت:
ما كه تهرون ميرويم خوشحال و خندون ميرويم
آي برم راننده رو اون كلاچ و دنده رو...
ميتوان تم بيشتر اين فيلمها را مرادانگي و مبارزه با ستم روا شده به مردم پايين دست خلاصه كرد.كه اكثرا براي شيرين شدن داستان روسپي ي بزرگواري نيز به كار افزوده ميشد تا آرتيست فيلم او را به اولين امامزاده ببرد و قفل حضرت را در دستش بگذارد و توابش كند.بر خلاف آثار جديد كه روسپيان بدون واسطه با امام حسين و ديگران رابطه برقرار ميكنند و تبديل به بانوان شريفه و عفيفه ميشوند.
آنچه كه از دوران پاياني بيك ميگويند چه تلخ است.رانندگي ي كاميون در سن شصت و هشت سالگي.خيلي ها ميتوانند افتخار كنند كلاهشان را بالا بگذارند و باد به غبغب بيندازند كه هنرپيشه ي اين مملكت با اين وضع گذران زندگي ميكند.وضعيتي كه پرويز قليچ خاني فوتباليست بلند آوازه و محبوب سالهاي دور ما نيز با آن روبه رو است.تفو بادت اي چرخ گردون تفو...رسم پليدي كه آمپول فراموشي به اذهان تزريق ميكند و سعي در پاك كردن ديروز اين مملكت خواه خوب و خواه بد دارد.گويي بيست و اندي است كه از بوته متولد شده ايم.
چه كسي گفت كه فردين قهرمان المپيك هم بوده؟تقي ظهوري چه شد؟؟عمو محراب چگونه بي سر و صدا خاموش شد؟؟؟
آيا كسي به ياد دارد در استاديومي كه نسل امروز خوار مادر همگان را به ضيافت فحشها ميبرند مردم حق شناس فرياد ميزدند:
همايون(بهزادي) سر طلايي
حميد(شيرزادگان) جاي تو خالي
مطمئن باشيد اگر پروين و حجازي چنانچه انقدر پر رو نبودند تا خدمت به اين مملكت را در لباسي ديگر ادامه دهند چنان مهري بر نامشان ميزدند كه مردم ندانند خواننده بودند يا سايستمدار.
ويگن را چه شد؟حالا كه اخبار خاموشي ي او موسيقيمان را براي هميشه يتيم كرد.آيا كسي گفته كه بسياري از شيوه هاي پيشرفته ي نوازندگي ي گيتار پاپ را مديون او هستيم؟
نه در اين جا بيماري ي حافظه شايع شده است.پهلوان زنده را عقش است.اي كاش دستكم پهلواني داشتيم.نه بيچاره ملتي كه احتياج به پهلوان دارد.
ميبينيد؟بحث بر رفتن تنها يكي نيست كه جبري است براي همه.بيك يكي از مظلومين اين دايره بود.
وي در سالهاي بعد از انقلاب در هيچ فيلم ايراني ظاهر نشد و آخرين كاري كه از او ديدم مربوط به يك فيلم تركي بود در پنج شش سال پيش و در ماهواره ي ترك.فيلمهاي بيك را در كودكي ديدم و مجذوبش شدم به طوري كه برايم بهترين هنرپيشه ي دنيا!شد.
هنوز هم كه هنوز است اگر حوصله اي براي اين جور كارها اگر داشته باشم همان كودك ساده خواهم شد و قهرمانم بيك ايمانوردي ي يكي خوش دست يكي خوش صدا؛چرخ و فلك؛بابا نان داد؛كج كلاه خان؛گدايان تهران و ....يادش به خير.و اين هم قطره اشكي براي عزيزان برومند اين آب و خاك كه سياه انديشان گمان نكنند يادشان از قلبمان بيرون شده:
ستاره آي ستاره از اوج آسمونها
بگو تا بشنوند نا مهربونا
چرا بايد بمونن حالا تنهاي تنها
اونا كه بودن عمري همدم ما