جمعه، آبان ۰۹، ۱۳۸۲

خطابه ي بزرگ تدفين براي عاليجناب ويگن
كنون كه ميروي زين گل زار خدا تورا نگه دار



سخن گفتن درباره ي ويگن استاد مسلم و بي چون و چراي پاپ كار آساني نيست.بايد دست كم انگشت كوچك او كه نه به قدر رشته اي از موي سپيدش بود و آنوقت به خود جرات نقد آثارش را داد.شايد دليل اينكه كمتر از او حرف زده شده همين باشد.كو كجاست آنكه مقام بالاي او و روح خلاقه اش را درك كرده باشد؟و گفته اند:
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهري.
اولين چيزي كه به ذهن ميرسد اين است كه اگر او نبود احتمالا با گيتار هم به تازگي آشنا ميشديم.حال بايد گفت موضوع بالاتر از اين حرفهاست.او از بهترين نوازندگان گيتار پاپ در ايران بود كه ميتوان گفت متدهاي پيشرفته ي نوازندگي گيتار پاپ را او اولين بار به ايران آورد.جالبترين حركتي كه او براي اولين بار در ايران انجام داد و رايجش كرد استفاده از انگشت شصت در گرفتن آكورد بود.شايد در نگاه اول بي اهميت به نظر بيايد ولي وقتي بگويم كه او با اين انگشت سيم پنجم را ميگرفت شايد قضيه كمي فرق كند.كاري كه شايد بشود گفت امروز تا حدي فقط حبيب از پسش بر مي آيد.حال او نخستين كسي بود كه اين كار را كرد.
از ديگر شيرين كاري هاي او حركت خارق العاده اي بود كه باور كردنش كمي سخت است.ولي در يكي از اولين اجراهاي او در آمريكا حدود سال 84 شويي هست كه با شهرام شب پره اجرا كرده.خودش گيتار ميزند و شهرام پشت پيانوست.ويگن در چند ميزان پاياني آكوردها را با پيك مي زند و بعد پيك را نميدانم در كجاي دستش پنهان ميكند و مشغول نواختن با انگشت ميشود.و اين كار را شايد پنج شش بار تكرار ميكند.كاري تقريبا نشدني.شايد تصور كنيد اين از خطاي ديد است ولي من چند ده بار اين شو را ديدم و اصلا كارگردان در آن لحظات روي دست ويگن زوم ميكند.
از اينها كه بگذريم ذوق بي نظير اوست.ملودي هاي جانانه و جاودانه ي او هرگز از اذهان مردم پاك نخواهد شد.اگر نگويم بيشترين باري يكي از آهنگسازاني كه بيشترين آهنگها را در گامهاي مشكل ساخته هم اوست.
من هميشه آرزو داشتم تمام ليريكهاي داريوش را جمع آوري كنم و در وبلاگ يا وب سايتي در اختيار علاقه مندانش قرار دهم.كاري كه نشدني نيست.و با ياري مختصري از دوستان خوب ممكن ميشود ولي حالا ميبينم جمع آوري و منتشر كردن ليريكهاي ويگن بسيار جالب تر و ارزنده تر است.اگر چه بسيار دشوار ميباشد.چرا كه تعدادي از ترانه هاي قديمي او فراموش شده اند.دوستان عزيز اگر لطف كنند و آنچه از آثار ابتدايي حضور او در دسترس دارند برايم بفرستند ممنون ميشوم و البته به نام خودشان در آن سايت قرار خواهم داد.اي كاش ميشد خود ترانه ها را هم جمع آوري كرد.و در جايي گذاشت تا دوستداران بتوانند به آساني دانلود كنند.ترانه هاي جاوداني كه روزي ميتوانست قاتقي براي سفره ي هنرمند بزرگ ما باشد اما چه دستاني بودند كه بر حضور سالهاي درخشان او خط كشيدند تا او در خاموشي ي و سكوت از ميان ما بكوچد؟
مرگ ويگن ضايعه ي اسفناكي است كه گريبان موسيقي ما را گرفته از آن جهت كه در غيابش غولي از غولهاي هنرمان كاسته شد.غولهايي كه به سبب دوري از خانه فرصتي براي سپردن دانش خود به ديگران نداشتند وناچار با رفتنشان چراغ موسيقيمان نيز به خاموشي نزديك ميشود.فكرش را بكنيد روزي كه غولهاي بزرگ ديگرمان چون داريوش؛ شهيار قنبري؛ اردلان سرافراز؛آرميك؛اردشير فرح؛حسن شماعي زاده ديگر در ميانمان نباشند(كه مباد)چه بر سر هنرمان خواهد آمد؟مطمئنا با يك دوجين مقلد بي هنر كه تنها تواناييشان تقليد صداست و اشعار روحوضي و بي سروته و يا دكترهاي بيكاره اي كه به دلقكي بيشتر اقبال دارند جايگاهمان از همين حالا پيداست.
باري ويگن يكي از آن غولهاي زيبا بود كه ما را تنها گذاشت و رفت همچون فرهاد فريدون فروغي و اونيك و كيوان و نادر نادر پور.
اما دل من بيشتر از همه براي او ميسوزد.براي مظلوميتش كه با آنهمه هنر و توانايي در آن روزهاي آخر خانه نشين شد تا ميدانداري به دست كساني باشد كه تنها هنرشان پررويي است.
به ياد آخرين سخنان ويگن افتادم كه برادرش از قول او ميگفت.پيامي براي مردم كه خواسته بود برايش اشك نريزند.اما حالا ما حتا وقتي كه به شادوماد و چرا نميرقصي هم گوش كنيم باز بغضي ته گلويمان را خواهد فشرد و نم اشكي پلكهايمان را خيس خواهد كرد.بغضي چون اندوه سوگند و اشكي به لطافت مهتاب و صداي ويگن.
من اين واقعه را به همه تسليت ميگويم.به هنرشناساني كه دوستش داشتند.به پدر بزرگ مادربزرگهايي كه اجراي جاودانه ي بردي از يادم او را با بانو دلكش بسيار خوش ميدارند.به كودكاني كه فرصت خوابيدن با لالايي زيباي او برايشان مقدور نشد.به آنها كه فردا صدايش را خواهند شنيد.به تاريخ كه بعدها در موردش قضاوت ميكند.و به موسيقي سوگوار ايران.