پاكمرداني كه در آيين و دين خود
در نماز عشق با خونشان وضو كردند
اعتلاي ملك و ملت سر خط ايمان ايشان بود
و به عزم آهنين خود
دفتر ايمان به خون امضا و با خون شست و شو كردند.
آن سرافرازان كه زد در خونشان پرپر
سربي ي سرد سپيده دم
سبز خطاني كه الواح سحر را سرخ رو كردند.
م.اميد
قاطبه ي وبلاگ نويسان از ترس كونشان جايزه ي خانم شيرين عبادي را در بايكوت خبري قرار دادند.
به اين ميگويند روحيه و معرفت ايراني كه در كمتر جايي يافت مي شود.ما هم كه چيزي پرانديم محض خاطر اين است كه قبلا آقا دايي مان را چند باري با شاخ گاو به جنگ داده بوديم.
يادش به خير اگر نوار اوريجينال شبانه ي زنده ياد فرهاد مهراد عزيزم(منظورم چاپ دهه ي پنجاه است.از چگونگي ي چاپ هاي بعد از انقلاب بي خبرم.)را گوش كرده باشيد.در ابتداي ترانه ي شبانه همان كه ميگويد:
كوچه ها باريكن دكونا بستن
خونه ها تاريكن طاقا شكستن...
آرام و خيلي رمزي طوري كه پس از چند بار گوش دادن آدم ملتفت ميشود ميگويد:
تو سياه كل بيست و شش نفرو كشتن.
و اصلا فلسفه ي اين كاست همين ماجراي سياه كل بوده.
فرهاد بزرگوار در آن لحظه قطعا ميدانسته كه سيستم پيشرقته ي رمز گشا و استراق سمع ساواك زودتر از همه به اين موضوع پي ميبرد و چپق او را چاق ميكند.مع هذا اين را تكليفي به گردن خود ميدانست.
روزگاري ميگفتند يكي از بچه هاي با مرام ايراني در ژاپن با گروه ياكوزا درگير شده و با اينكه دستش را قطع كرده بودند ولي باز مقاومت كرده و همه شان را ناكار كرده بود.آن وقت به يمن اين دستكاري ايراني هاي مقيم آنجا را تيغ ميزده و تلكه ميكرده.