كسي چي ميدونه
كسي چه ميدونه؟
شايد روي اين ابرهاي سرگردان دنياي پرسر و صداي ديگري وجود دارد.يا اين كه روي يكي از اينهمه كره و سياره ي ولو بر سفره ي سوراخ آسمان مسافر تنهاي ديگري درست در همين لحظه دارد مينويسد.
كسي چه ميدونه؟
شايد ته درياها يك شهر كوچك باشد كه آدمهايش درست مثل داستانهاي كودكي و مانند كارتون ها زندگي ميكنند.لابد يك پت پستچي هم هست كه با آن جيپ قرمز رنگش نامه ها را ميرساند.و يك درياي ديگر كه هر شب فانوس دريايي اش را روشن ميكنند.
يا اينكه اصلا ماهي ها هر شب جشن تولد هم را ميگيرند.
كسي چه ميدونه؟
شايد دنيا بر عكس آنچه كه ميگويند.تخت و صاف است.
و اگر بهم نخنديد بايد بگويم امروز رو زمين نشتم و تا آخرش سر خوردم.
شايد دنيا يك مستطيل كم عرض است.كه يكي از اضلاع آن پايان دنيا ست.
كسي چه ميدونه؟
شايد آن كه خاطرات ديروز را حمل ميكند.انسان حالا نيست.وجودي بوده كه در اين غالب آن واقعيات را لمس كرده.يا اينكه اصلا انسان تنها همين است كه فقط در اين لحظه حق زندگي ميكند.
كسي چه ميدونه؟
شايد همه ي ديده ها و شنيده هاي ما بازتاب رازي است كه در قلبهايمان نهفته است.و رنگها خواسته هاي هستند كه در خواب ميبينيم.
شايد صدا هايي كه ميشنويم از جايي خيلي دور مي آيد.و ما چون از منبع آن خوشمان نمي آيد.بر قلبمان نمينشيند.
كسي چه ميدونه؟
كسي چه ميدونه؟