دوشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۲

هنوز خيابانتان بوي تو را دارد.بوي پاييز و شبهاي سرد و سيگارهاي روشن.
هنوز هستي.
و با خيابان آواز رفتنت از يادم نيست.
خيلي گذشته نه؟
ولي هنوز هم خنده ات زيبا ترين آفريده ي دنياست.
هنوز هم چشمهايت به من نگاه ميكنند.