هنوز خيابانتان بوي تو را دارد.بوي پاييز و شبهاي سرد و سيگارهاي روشن.
هنوز هستي.
و با خيابان آواز رفتنت از يادم نيست.
خيلي گذشته نه؟
ولي هنوز هم خنده ات زيبا ترين آفريده ي دنياست.
هنوز هم چشمهايت به من نگاه ميكنند.
ای کبک خوش خرام که خوش می روی بایست   غره مشو که گربه زاهد نماز کرد