خسته شدم
سياوش قميشي
ريتم 8/6
گام لامينور تيوريك
G........................................Am
خسته شدم بسكه دلم دنبال يك بهونه گشت
.........................................Am
بسكه ترانه خوندم و برگ زمونه برنگشت
G...............................Am
بازم كلاغ غصه ها رفت و به خونش نرسيد
...................................Am
يكه سوار عاشقو هيچكي تو آيينه ها نديد
Am..........G.........Dm........Am
حادثه ي عزيز من تنها تو موندني شدي
Am........G...........Dm........Am
بين همه ترانه هام تنها تو خوندني شدي
Am.....................G..............F
دستاي سردمو بگير سقف ما ديوار نداره
Am.....................G..............F
يه روز تو قحطي غزل دنيا ما رو كم مياره
G.....................Am
من آخرين رهگذرم تو اين خيابون بلند
Am.................G.........Am...........G
دير اومدم كه زود برم دل به صداي من مبند
G............................Am
يه روز توي برق چشات خورشيدو پيدا ميكنم
Am................G.............Am.......G
در شب تار سوت و كور به آرزوي من نخند
G.......................................Am
خسته شدم بسكه دلم دنبال يك بهونه گشت
.......................................Am
بسكه ترانه خوندم و برگ زمونه برنگشت
G...............................Am
بازم كلاغ غصه ها رفت و به خونش نرسيد
....................................Am
يكه سوار عاشقو هيچكي تو آيينه ها نديد
دوشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۲
ماه شعبان مده از دست قدح كاين خورشيد
از سحر تا شب عيد رمضان خواهد شد
روي ديوار اتاق من يك پوستر از فيلم روز هشتم؛عكسي از جنيفر لوپز يك تصوير با شعركي از احمد شاملو و همينطور دو عكس از مهدي اخوان ثالث و كوين لورون به چشم ميخورد.
امروز به مناسبت شش ماه مانده به ماه محرم اولين دسته ي تعزيه خوان وارد محلمان شدند.نميدانم چقدر گذشت كه احساس كردم نوحه اي كه ميشنوم مال اذان نيست.انوش گفت:تكليف كساني كه نميخواهند گوش كنند چيه؟
گفتم مگه اذان نيست؟
گفت نه صداي جاز تعزيه ست.(انگار حس شنوايي ام نيز مثل ساير اعضا!دستخوش اخلال و مخيلات! شده)
نميدانم چرا يكدفعه ياد گذشته افتادم.روزهاي رفته. چند سال پيش بود؟وقتي تازه گامها را مي آموختم نميدانم چرا اصرار داشتم بدانم صداي آهنگران در چه گامي است.استادم روزبه ي عزيز كه حالا حتا نميدانم كجاست و چه ميكند در جواب سوال من ميخنديد.ولي وقتي پافشاريم را ديد گفت ببين بيشتر آهنگهاي ايراني(عرعر آهنگران هم شد آهنگ)در گام مينور است و بيشتر آهنگهاي خارجي در گام ماژور.و احتمالا من پرسيده بودم كه پس براي همين است كه آهنگهاي ما غمگين است.و حالا ميگويم و براي همين است كه آهنگهاي خارجي شاد و نشاط آور و زندگي بخش است و باز ميگويم براي همين است كه ما انقدر پس رفته ايم و در جا زده ايم ولي فرنگي ها نه.چون آنها روح زندگي به خود تزريق ميكنند و ما اشك خدايي به نام نوميدي.
و باز بايد اذعان كنم كه جواب معمايم بسيار ساده و معمولي تر از آن بود كه بخواهد فكرم را مشغول كند(بلوغ فكري من خيلي دير و كند به طول انجاميده و دارد مي انجامد.) تنها كافي بود ببينم داريوش و ستار در چه گامي ميخوانند.چون امروز كه ديگر علاقه اي تعصب گونه به هيچكدام از اينها ندارم ميتوانم به راحتي نتيجه گيري كنم كه داريوش و ستار در اصل از اجداد آهنگران بودند كه جاده ها را به سوي نوحه و مويه ي ما صاف نمودند.و پايه گزار فرهنگي شدند كه امروز ميبينيم و بعضا در آن حل شده ايم.
ميتوان وضعيت حال خود را به دانيل اوتوي(نامي كه در فيلم داشت را به ياد نمي آورم.)تشبيه كرد.كه در انگاره هاي از پيش معين روزگار يا بهتر بگويم گذشته اسير شده و در چنين مخمصه اي فرصت براي خود بودن و خود خواستن باقي نمي ماند واينگونه ياسي عميق سرتاسر دنياي بي معناي بشر را فراميگيرد.راستي چرا همه ي ما ژرژ را دوست داريم؟من كه درست نميدانم.ولي شايد به اين خاطر كه بي دليل ميخندد.
نگاهم به عكس شاملو مي افتد و كلامش:
با ما گفته بودند
آن كلام مقدس را
با شما خواهيم آموخت
ليكن به خاطر آن
عقوبتي جان فرساي را
تحمل مي بايدتان كرد.
عقوبت جانكاه را چندان تاب آورديم آري
كه كلام مقدس مان
باري
از خاطر گريخت.
گويا در آن خاطره ي مقدس فرجام فراموشي الحان باربد را برايمان رقم زدند.نسخه اش هم نبايد چندان دشوار باشد.كافي است اذهان را طبق خواسته تغيير داد.ديروز با دروغ و داروغه و دگنك و مفتي و امروز با بنگاه دروغ پراكني تلويزيون.كافي است ميكروفن ها را بدهيم به دست نوحه خوانان و دوربين ها را هم بدهيم ببرند داخل همه ي مرده شورخانه ها و غسالخانه ها.
اگر اخوان زنده بود احتمالا شعر آدمك ش جور ديگري از كار در مي آمد.
اين همه روده درازي براي اينكه بگويم شادي چيز خوبيست.من بگويم؟در صورتيكه كه كوين كه سهل است برود كلمن و ناصر و شان ري را هم بياورد تا حرفش را تصديق كنند با يك اشاره ميشد خاموششان كرد.حتما داستان آن سگ را شنيديد كه هيچ كس نميتواست صداي پارس مدامش را خفه كند.تا اين كه شيخي از آن جا گذر كرد و گفت من به شرط اين مبلغ سكه او را ساكت ميكنم.و رفت و سگ بيچاره را از صدا انداخت.جماعت تدبيرش را جويا شدند و او گفت:بهش گفتم اگر ساكت نشوي ميگوم هر كه از گوشت اين سگ بخود بهشت بر او واجب ميشود.
به جايي رسيدم كه نبايد.بگذريم گر دليلت بايد از وي رو متاب.به قول معروف
If you wanna live your life
Live it all the way and don't waste it
Every feelin' every beat
Can be so very sweet you gotta taste it
You gotta do it, you gotta do it your way
You gotta prove it
YOU gotta mean what you say
از سحر تا شب عيد رمضان خواهد شد
روي ديوار اتاق من يك پوستر از فيلم روز هشتم؛عكسي از جنيفر لوپز يك تصوير با شعركي از احمد شاملو و همينطور دو عكس از مهدي اخوان ثالث و كوين لورون به چشم ميخورد.
امروز به مناسبت شش ماه مانده به ماه محرم اولين دسته ي تعزيه خوان وارد محلمان شدند.نميدانم چقدر گذشت كه احساس كردم نوحه اي كه ميشنوم مال اذان نيست.انوش گفت:تكليف كساني كه نميخواهند گوش كنند چيه؟
گفتم مگه اذان نيست؟
گفت نه صداي جاز تعزيه ست.(انگار حس شنوايي ام نيز مثل ساير اعضا!دستخوش اخلال و مخيلات! شده)
نميدانم چرا يكدفعه ياد گذشته افتادم.روزهاي رفته. چند سال پيش بود؟وقتي تازه گامها را مي آموختم نميدانم چرا اصرار داشتم بدانم صداي آهنگران در چه گامي است.استادم روزبه ي عزيز كه حالا حتا نميدانم كجاست و چه ميكند در جواب سوال من ميخنديد.ولي وقتي پافشاريم را ديد گفت ببين بيشتر آهنگهاي ايراني(عرعر آهنگران هم شد آهنگ)در گام مينور است و بيشتر آهنگهاي خارجي در گام ماژور.و احتمالا من پرسيده بودم كه پس براي همين است كه آهنگهاي ما غمگين است.و حالا ميگويم و براي همين است كه آهنگهاي خارجي شاد و نشاط آور و زندگي بخش است و باز ميگويم براي همين است كه ما انقدر پس رفته ايم و در جا زده ايم ولي فرنگي ها نه.چون آنها روح زندگي به خود تزريق ميكنند و ما اشك خدايي به نام نوميدي.
و باز بايد اذعان كنم كه جواب معمايم بسيار ساده و معمولي تر از آن بود كه بخواهد فكرم را مشغول كند(بلوغ فكري من خيلي دير و كند به طول انجاميده و دارد مي انجامد.) تنها كافي بود ببينم داريوش و ستار در چه گامي ميخوانند.چون امروز كه ديگر علاقه اي تعصب گونه به هيچكدام از اينها ندارم ميتوانم به راحتي نتيجه گيري كنم كه داريوش و ستار در اصل از اجداد آهنگران بودند كه جاده ها را به سوي نوحه و مويه ي ما صاف نمودند.و پايه گزار فرهنگي شدند كه امروز ميبينيم و بعضا در آن حل شده ايم.
ميتوان وضعيت حال خود را به دانيل اوتوي(نامي كه در فيلم داشت را به ياد نمي آورم.)تشبيه كرد.كه در انگاره هاي از پيش معين روزگار يا بهتر بگويم گذشته اسير شده و در چنين مخمصه اي فرصت براي خود بودن و خود خواستن باقي نمي ماند واينگونه ياسي عميق سرتاسر دنياي بي معناي بشر را فراميگيرد.راستي چرا همه ي ما ژرژ را دوست داريم؟من كه درست نميدانم.ولي شايد به اين خاطر كه بي دليل ميخندد.
نگاهم به عكس شاملو مي افتد و كلامش:
با ما گفته بودند
آن كلام مقدس را
با شما خواهيم آموخت
ليكن به خاطر آن
عقوبتي جان فرساي را
تحمل مي بايدتان كرد.
عقوبت جانكاه را چندان تاب آورديم آري
كه كلام مقدس مان
باري
از خاطر گريخت.
گويا در آن خاطره ي مقدس فرجام فراموشي الحان باربد را برايمان رقم زدند.نسخه اش هم نبايد چندان دشوار باشد.كافي است اذهان را طبق خواسته تغيير داد.ديروز با دروغ و داروغه و دگنك و مفتي و امروز با بنگاه دروغ پراكني تلويزيون.كافي است ميكروفن ها را بدهيم به دست نوحه خوانان و دوربين ها را هم بدهيم ببرند داخل همه ي مرده شورخانه ها و غسالخانه ها.
اگر اخوان زنده بود احتمالا شعر آدمك ش جور ديگري از كار در مي آمد.
اين همه روده درازي براي اينكه بگويم شادي چيز خوبيست.من بگويم؟در صورتيكه كه كوين كه سهل است برود كلمن و ناصر و شان ري را هم بياورد تا حرفش را تصديق كنند با يك اشاره ميشد خاموششان كرد.حتما داستان آن سگ را شنيديد كه هيچ كس نميتواست صداي پارس مدامش را خفه كند.تا اين كه شيخي از آن جا گذر كرد و گفت من به شرط اين مبلغ سكه او را ساكت ميكنم.و رفت و سگ بيچاره را از صدا انداخت.جماعت تدبيرش را جويا شدند و او گفت:بهش گفتم اگر ساكت نشوي ميگوم هر كه از گوشت اين سگ بخود بهشت بر او واجب ميشود.
به جايي رسيدم كه نبايد.بگذريم گر دليلت بايد از وي رو متاب.به قول معروف
If you wanna live your life
Live it all the way and don't waste it
Every feelin' every beat
Can be so very sweet you gotta taste it
You gotta do it, you gotta do it your way
You gotta prove it
YOU gotta mean what you say
یکشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۲
دو آهنگ زيبا از هنكس ويليام جي آر
MEN WITH BROKEN HEARTS
Albume:THE LAST LOVE SONG
CAPO 3rd barre
You'll meet many just like me upon(G)life's busy(D)street
(G)With their shoulders stooped and heads bowed
low and(D)eyes that stare in defeat
Where souls that wonder in the(D7) past and sorrow(G)
(Em)plays all our parts
Cause a living death is all that'(A7)s left for men(D)
with brok(G)en hearts.(D)
You have no right to be the judge it's (G)easy to
(D)criticize and condemn
(D)But just think for the grace of Go(G)d it might be you in(D)stead of
him
(D)One careless step,or a thoughtless deed(D7) and(G)
(G)that's when misery starts(EM)
An(D)d to those who weep death comes cheap(A7) if(D)
(D)you're a man with a broken heart.(G)
(D)Oh,so humble you should be whe(G)n they come passi(D)ng by
(D)For it's written that the greatest of(G) men they don't get too (D)big to cry
(D70They just lose faith in love and life when sorrow
(Em)shoots her darts
(D)And with hope all gone,you'(A7)re all alone if you're(D)
a man with a(G) broken heart.(D)
(D)Now you've never walked in that man's shoes(G)
(G)or s(D)aw this life through his eyes
(D)Or stood and watched with helpless h(G)ands
(D)while the very heart inside you cries
(D)Some where beggers,some were kings a(D7)nd(G)
(G)some were masters of the arts(Em)
(D)But in their shame they're all(A7) the same these(D)
men with(G) broken hearts.(D)
(D)Life sometimes can be so cruel(G) that you'(D)ll pray for death
(G)God why must these livi(D)ng dead know pain with every breath
(D)So help your b(D7)rother a long the road no ma(G)tter where y(Em)ou start
(D)For the God that made you,made them t(A7)oo
(D)these men with broken he(G)arts. (D)..(G)..(D)
LONG BLACK LIMOUSINE
Albume:LUKE THE DRIFTER,JR
(G)There's a long line of mourners d(C)riving down
our little str(G)eet
(D7)Their fancy cars are such a sight to see
They're all o(G)f your rich frie(C)nds who knew you in
the cit(G)y
(D7)And now they've finally brought you back home
to me(G).
(G)When you left me(C) you told me some day you'd be
(G)Returnin' in a big fancy ca(C)r for all our town to s(G)ee
(C)Everyone is watching you,Dear.
(G)You've finally got your dream
Cause you're ridin' in a long black (D7)limousine.
(G)The pape(C)r told the story how you lost your life
(G)Of the party you went to and the fatal crash that
(D7)happen that night
About the r(G)ace on the highway and (C)that curve
(C)you didn't see(G)
(G)And now you're ridin'(D7) in a long black li(G)mousine.
(G)Through my tear dimme(C)d eyes I watch as you go
(C)so slowly by
(G)With a chauffeur at the wheel
He's dressed so neat and(D7) so fine.
(D7)Oh,God knows I'll n(G)ever love anoth(C)er
(C)Cause my heart and my every dreams
(G)Ride with you,Dear
In that long(D7) black limousine.
(G)Go with you in that Long B(D7)lack Limousine.(G)
MEN WITH BROKEN HEARTS
Albume:THE LAST LOVE SONG
CAPO 3rd barre
You'll meet many just like me upon(G)life's busy(D)street
(G)With their shoulders stooped and heads bowed
low and(D)eyes that stare in defeat
Where souls that wonder in the(D7) past and sorrow(G)
(Em)plays all our parts
Cause a living death is all that'(A7)s left for men(D)
with brok(G)en hearts.(D)
You have no right to be the judge it's (G)easy to
(D)criticize and condemn
(D)But just think for the grace of Go(G)d it might be you in(D)stead of
him
(D)One careless step,or a thoughtless deed(D7) and(G)
(G)that's when misery starts(EM)
An(D)d to those who weep death comes cheap(A7) if(D)
(D)you're a man with a broken heart.(G)
(D)Oh,so humble you should be whe(G)n they come passi(D)ng by
(D)For it's written that the greatest of(G) men they don't get too (D)big to cry
(D70They just lose faith in love and life when sorrow
(Em)shoots her darts
(D)And with hope all gone,you'(A7)re all alone if you're(D)
a man with a(G) broken heart.(D)
(D)Now you've never walked in that man's shoes(G)
(G)or s(D)aw this life through his eyes
(D)Or stood and watched with helpless h(G)ands
(D)while the very heart inside you cries
(D)Some where beggers,some were kings a(D7)nd(G)
(G)some were masters of the arts(Em)
(D)But in their shame they're all(A7) the same these(D)
men with(G) broken hearts.(D)
(D)Life sometimes can be so cruel(G) that you'(D)ll pray for death
(G)God why must these livi(D)ng dead know pain with every breath
(D)So help your b(D7)rother a long the road no ma(G)tter where y(Em)ou start
(D)For the God that made you,made them t(A7)oo
(D)these men with broken he(G)arts. (D)..(G)..(D)
LONG BLACK LIMOUSINE
Albume:LUKE THE DRIFTER,JR
(G)There's a long line of mourners d(C)riving down
our little str(G)eet
(D7)Their fancy cars are such a sight to see
They're all o(G)f your rich frie(C)nds who knew you in
the cit(G)y
(D7)And now they've finally brought you back home
to me(G).
(G)When you left me(C) you told me some day you'd be
(G)Returnin' in a big fancy ca(C)r for all our town to s(G)ee
(C)Everyone is watching you,Dear.
(G)You've finally got your dream
Cause you're ridin' in a long black (D7)limousine.
(G)The pape(C)r told the story how you lost your life
(G)Of the party you went to and the fatal crash that
(D7)happen that night
About the r(G)ace on the highway and (C)that curve
(C)you didn't see(G)
(G)And now you're ridin'(D7) in a long black li(G)mousine.
(G)Through my tear dimme(C)d eyes I watch as you go
(C)so slowly by
(G)With a chauffeur at the wheel
He's dressed so neat and(D7) so fine.
(D7)Oh,God knows I'll n(G)ever love anoth(C)er
(C)Cause my heart and my every dreams
(G)Ride with you,Dear
In that long(D7) black limousine.
(G)Go with you in that Long B(D7)lack Limousine.(G)
شنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۲
شما!ستاره ي غريب
فراز سقف ناشناس شهر
به من بگو:
كجاي شام تيره ميشود فرار كرد؟
جداي كار كرد؟؟
هوار كرد؟؟؟
شما!ستاره ي غريب و حل شده به بحر شور آسمان!
در اين شب سياه
به من بگو كه فر مهربان هيچ دست
نميشود به ناز كردني به خند
كه پر نميشود ز پيكر ستارگان:
رختمان
به من بگو كه به از اين نميشود زمان
به من بگو كه راه دادن از تو دي گذشته است.
هواي راه نيست
دگر نه ام ز اعتراف تو غمي است.
به من بگو شهود وردهاي عاشقانه ي صبوح!
تو اي هميشه محرم تمام ناله ها
فتوح چون جرقه اي ز من جهيد
كه عقد درفشان تو شكست
شميم بختهاي مهربان تو رميد.
به من بگو دگر:
نه راه داده ام
نه ماه باده ام
و نه هميشه بوده و هميشه زاده ام.
كه چون تو نيز من جداي مانده ام.
بخواب بي ستاره ام سرك نميكشد سحر
ستاره:
بله ز من گذشته راه دادني
هواي راه نيست.
در اين ظرف كهكشان آخرين اختر شبم
كه نش كواكبي
و نه نفير ماه
به بسترم
در اين شام انتها شده مدارشان
ستارگان
ندانمش مدار من چه وقت ميشود تمام
بله
نه راه داده ام
نه ماه باده ام
و نه هميشه بوده و هميشه زاده ام
بسان تو غريق خواب بي ستاره اي
و يا به حفظ حرف يا گزاره اي هميشه ام.
فراز سقف ناشناس شهر
به من بگو:
كجاي شام تيره ميشود فرار كرد؟
جداي كار كرد؟؟
هوار كرد؟؟؟
شما!ستاره ي غريب و حل شده به بحر شور آسمان!
در اين شب سياه
به من بگو كه فر مهربان هيچ دست
نميشود به ناز كردني به خند
كه پر نميشود ز پيكر ستارگان:
رختمان
به من بگو كه به از اين نميشود زمان
به من بگو كه راه دادن از تو دي گذشته است.
هواي راه نيست
دگر نه ام ز اعتراف تو غمي است.
به من بگو شهود وردهاي عاشقانه ي صبوح!
تو اي هميشه محرم تمام ناله ها
فتوح چون جرقه اي ز من جهيد
كه عقد درفشان تو شكست
شميم بختهاي مهربان تو رميد.
به من بگو دگر:
نه راه داده ام
نه ماه باده ام
و نه هميشه بوده و هميشه زاده ام.
كه چون تو نيز من جداي مانده ام.
بخواب بي ستاره ام سرك نميكشد سحر
ستاره:
بله ز من گذشته راه دادني
هواي راه نيست.
در اين ظرف كهكشان آخرين اختر شبم
كه نش كواكبي
و نه نفير ماه
به بسترم
در اين شام انتها شده مدارشان
ستارگان
ندانمش مدار من چه وقت ميشود تمام
بله
نه راه داده ام
نه ماه باده ام
و نه هميشه بوده و هميشه زاده ام
بسان تو غريق خواب بي ستاره اي
و يا به حفظ حرف يا گزاره اي هميشه ام.
جمعه، مهر ۰۴، ۱۳۸۲
تجلي
چند شب است صدايش نمي گذارد بخوابم.فقط هم من ميشنوم.به بقيه كه ميگويم تو حياط خلوت يك بچه گربه گير افتاده ميگويند گوشهات آلبالو گيلاس ميچيند.
راست ميگويند كه ميگويند اگر گربه بود با پيشت كردن يا تكان دادن چوب تكان ميخورد.اين جا پر هم جم نميخورد.
ديشب رفتم پشت تراس را نگاه كردم.هيچ صدايي نبود.ولي همين كه آمدم تو اتاق باز صدايش آمد.يك دفعه به فكرم زد شايد مرده و جسدش يك جا گم و گور مانده و حالا روحش با اين ناله ي گوش آزاراز مردم استمداد ميكند.دوباره آمدم بيرون.درست نگاه كردم.اگر مرده بود بايست بوي تعفن مي آمد. ولي تا بهش فكر ميكنم همه جا ساكت ميشود.بيرون هم ساكت بود.تا اين كه صداي خشني گفت:تو هم ميشنوي؟
صدا به زحمت از گلويش خارج ميشد.حتا نفهميدم مرد است يا زن.شايد يك دختر بيمار مزاج بود كه يك روز ناغافل يك بچه گربه پريده بود توي دهانش.
ادامه داد:بهش فكر نكن.من هم ميشنوم.اوايل داشتم ديوانه ميشدم.ولي الان كه محلش نميگذارم آرامم.اصلا همه ميشنوند.ولي به روي خودشان نمي آورند.
هنوز هم هست.شبها كه ميخواهم مژه بر هم بگذارم در گوشم ميپيچد.چشمهايم را باز ميكنم و به اطراف نگاه ميكنم.به ياد صدا و حرفهايش مي افتم.ميخواهم بهش فكر نكنم ولي آنقدر واضح است كه نمي توانم.انگار كه روزي ناغافل پريده باشد توي گلويم و حالا سالهاست كه آنجا زندگي ميكند.
چند شب است صدايش نمي گذارد بخوابم.فقط هم من ميشنوم.به بقيه كه ميگويم تو حياط خلوت يك بچه گربه گير افتاده ميگويند گوشهات آلبالو گيلاس ميچيند.
راست ميگويند كه ميگويند اگر گربه بود با پيشت كردن يا تكان دادن چوب تكان ميخورد.اين جا پر هم جم نميخورد.
ديشب رفتم پشت تراس را نگاه كردم.هيچ صدايي نبود.ولي همين كه آمدم تو اتاق باز صدايش آمد.يك دفعه به فكرم زد شايد مرده و جسدش يك جا گم و گور مانده و حالا روحش با اين ناله ي گوش آزاراز مردم استمداد ميكند.دوباره آمدم بيرون.درست نگاه كردم.اگر مرده بود بايست بوي تعفن مي آمد. ولي تا بهش فكر ميكنم همه جا ساكت ميشود.بيرون هم ساكت بود.تا اين كه صداي خشني گفت:تو هم ميشنوي؟
صدا به زحمت از گلويش خارج ميشد.حتا نفهميدم مرد است يا زن.شايد يك دختر بيمار مزاج بود كه يك روز ناغافل يك بچه گربه پريده بود توي دهانش.
ادامه داد:بهش فكر نكن.من هم ميشنوم.اوايل داشتم ديوانه ميشدم.ولي الان كه محلش نميگذارم آرامم.اصلا همه ميشنوند.ولي به روي خودشان نمي آورند.
هنوز هم هست.شبها كه ميخواهم مژه بر هم بگذارم در گوشم ميپيچد.چشمهايم را باز ميكنم و به اطراف نگاه ميكنم.به ياد صدا و حرفهايش مي افتم.ميخواهم بهش فكر نكنم ولي آنقدر واضح است كه نمي توانم.انگار كه روزي ناغافل پريده باشد توي گلويم و حالا سالهاست كه آنجا زندگي ميكند.
پنجشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۲
گفته بودند رفيع زاده به اعتراض رسيدگي نميكند فقط هشت به بالا را ده ميكند بايد باهاش صحبت كرد. بچه ها زنگ زدند كه مي آيد.تو هم بيا.گفت كه كاري نميكند.به من و نيما.و رفت تو گروه.رفتيم تو كلاس بغلي منتظر بل كه بيرون بيايد.نيما نشست.گفت دعاي فاطمه را بخوانيم كه فرج شود.گفتم ميشود؟ گفت ايشالله كه ميشود.گفتم بلد نيستم.گفت اين است.گفتم يادم نمي ماند رفت نوشت پاي تخته.ده دقيقه نگذشته بود كه رفيع زاده در را باز كرد و گفت سخايي بيا ببينيم ده و بيست و پنج خوبه؟گفت ممنونم.من گفتم پس من چي استاد؟گفت كاري برات نميتونم بكنم.همونم زيادته مگه چند جلسه اومدي سركلاس؟مگه چند تا تمرين دادي؟؟
شب J-Lo آمد به خوابم.زمينه ي پشتش همه سياه بود.گفت مگر چي ازم خواستي ندادم كه دست به دامن كسي ديگر شدي؟گفتم(راستي گفتم؟)دست خودم نبود.اشتباه كردم ميدانم.
از خواب پريدم.هوا داشت روشن ميشد.از رختخواب آمدم بيرون.صداي اذان از دو كوچه پايين تر مي آمد.برگشتم تو رختخواب.چشمانم را بستم.خواب ديدم ازش خواستم واسطه شود حرارت را پاس كنم.بهم ميگويد دعاي مرا فراموش نكن.هر چي بخواهي بهت ميدم.گفتم حالا ديگر چيزي نميخوام.همين كه خودت ميخواهي....
شب J-Lo آمد به خوابم.زمينه ي پشتش همه سياه بود.گفت مگر چي ازم خواستي ندادم كه دست به دامن كسي ديگر شدي؟گفتم(راستي گفتم؟)دست خودم نبود.اشتباه كردم ميدانم.
از خواب پريدم.هوا داشت روشن ميشد.از رختخواب آمدم بيرون.صداي اذان از دو كوچه پايين تر مي آمد.برگشتم تو رختخواب.چشمانم را بستم.خواب ديدم ازش خواستم واسطه شود حرارت را پاس كنم.بهم ميگويد دعاي مرا فراموش نكن.هر چي بخواهي بهت ميدم.گفتم حالا ديگر چيزي نميخوام.همين كه خودت ميخواهي....
سهشنبه، مهر ۰۱، ۱۳۸۲
دفترچه ي خاطرات 1
منتظر ماشين بودم.كه يك پيكان نگه داشت.عقب پر بود و جلو هم يكي نشسته بود.جا به جا شد بنشينم.نگاهمان افتاد به هم سلام كرديم.گفت:به!كجايي پسر؟اين طرفها.آرام گفتم زندگيه ديگه چه كار كنيم.گفت:آره يادش به خير چه روزهايي داشتيم.راستي كجا بچه محل بوديم؟گفتم من تقريبا همه ي اين طرفها بودم.ولي حالا چه فرقي ميكنه هم شهري؟
گفت بابا ايوالله مرام بچه هاي قديم.ديگه دورمون تموم شد.يادش به خير عصرها كه از سر كار برميگشتيم سر كوچه با برو بچه ها مي استاديم و حرف ميزديم.يكي هم بود كه ميخنداندمان.پسر دايي ام كه يادت هست؟ظرفيت نداشت.افقي مي افتاد كف كوچه.يك بار تو خانه نشسته بوديم پاي تلويزيون لورل هاردي نشان ميداد.آن جا كه هاردي شيپور ميزد تا لورل آدمها را كتك بزند.سر آن حالش بهم خورد برديمش درمانگاه.سر چهار راه .دكتر معاينه اش كرد.گفت چيزيش كه نيست چرا حالش بهم خورد؟گفتم سر اين فيلم لورل هاردي.دكتر خنديد.گفتش اتفاقا منم داشتم اتاق بغلي ميديدم.گفتم:دكتر جون چيزيت كه نشد؟گفت:نه نگران نباش.انصافا تورج هم خيلي استاد بود.چهار پنج ماه پيش مرد.فقط سي و شش سالش بود دو تا بچه داشت.وقتي ادا در مي آورد اصلا نميخنديد.فقط يكي ميخنداندش.استادش بود.مهران گلي نور.كه شايد استاد حميد ماهي صفت هم باشد.كارش ادا در آوردن و تقليد صدا بود.اگر بيست دقيقه باهات مينشست و احساس ميكرد صدايت تن خاصي دارد مي گفت من صدايت را تقليد ميكنم.در مي آورد.درست مثل خودت.
برده بودندش هايت خزر.آنجا براي مردم برنامه اجرا ميكرد.خوب هم پول در مي آورد.تا وقتي رفسنجاني سرتاسر شمال را ميگشته مي رسد به آنجا .چند شب بعد ميپرسد كسي هست برنامه اجرا كند سرگرممان كند؟ميگويند هست اين.مهران هم زرنگ بود.چي برايش اجرا ميكند و با چه رويي-آخر هر چه جوك برايمان تعريف كرده بود از نوع ناموسي و تمباني بود-كه اين خوشش مي آيد.ميگويد بيا بشو مليجك من.دو سه سال برايش كار ميكند.خدا عالم است شايد همين اكبر شاه هم كار او باشد.آخر هر جا ميرفته اين هم باهاش بوده.
تا بچه ها خبر آوردند مهران بالاتر از ميدان ولي عصر نزديكهاي زرتشت يك بوتيك دو طبقه خريده.بچه ها را ريختم توي اولگا.حالا هشت نه نفر بوديم.خودت حسابش را بكن.بچه ها ديگر روي پاي هم و دسته ي پنجره نشسته بودند.بوتيك را پيدا كرديم.همه ريختيم تو.خودش نبود.كارگرش آمد جلو.گفتيم با مهران گلي نور كار داريم.گفت تا نيم ساعت ديگر پيدايش ميشود.حالا ريده بود به خودش.خيال ميكرد ميخواهيم كتكش بزنيم.
سه ربعي گذشت كه آمد.با كت و شلوار و كراوات و صورت شش تيغ.تا ما را ديد تحويل و خنده كه بچه ها كجاييد؟ما ريختيم سرش كه مردكه از كجا اين بوتيك را آوردي.يكي لنگش را گرفت و آن يكي دستهايش را.ولوش كرديم وسط مغازه و ريختيم سرش.او هم داد ميزد آبروم رفت.در مغازه رو ببندين.حسابي جلوي كارگرهايش ضايع شد.
ولي كلي رفته بود روي قيمتش.خب ديگر بعضي چيزها توي ذات آدم است.مسخره بازي هم تو ذات اين مهران بود.راستش تو مسير كارم تو جاده خاوران يك پدر و پسر صافكار كاميون هستند.چند وقت پيش كاري باهاشان داشتم.نميدانم چطوري بحث به اينجاها كشيد كه پراندم يه رفيق دارم كه اين كار است.گير دادند اسمش چيست گفتم مهران گلي نور.گفتند راست ميگي؟بابا اين محرم آخر شب مياد هيات چند تا جوك تعريف ميكنه ما هم ميخنديم.
اين را گفتم باز ياد محل خودمان افتادم.شب غريبان را رد كرده بوديم.هوا تاريك شده بود.ما خسته وايستاده بوديم دم هيات.اين از سر كوچه روي موتور وسپا پيدايش شد.جلوتر كه آمد ديديم كت و شلوار پوشيده با پيرهن مشكي و كراوات هم زده.باد ميزد و كراواتش را ميبرد عقب.تورج خدابيامرز پريد وسط كوچه راهش را بست.اين يك كم ويراژداد ولي تورج راهش را گرفته بود.خلاصه كون موتور چرخيد از روش خورد زمين.زود بلند شد و افتاد دنبال تورج.فحش بود كه بارش ميكرد.كفشهايش را در مي آورد پرتاب ميكرد تو سر و كله ي تورج.ما هم مرده بوديم از خنده..نگهش داشتيم.گفتيم يك چيزي تعريف كن بخنديم.گير داد اي بابا شب غريبان مگر ميشود؟گنه دارد.خلاصه آويزان شده بوديم.چند تا جوك گفت.نخنديديم.گفت ده بخنديد ميخوام برم.گفتيم نه از اون باحال هاش تعريف كن.چند تا ديگر گفت.يك كم دهنمان باز شد.گفت كار دارم بايد زود برم.گفتيم اول يه چيز باحال بگو.گفت پس يك كم فاصله بگيريد.گرفتيم.گفت حالا يك نيم دايره دورم درست كنيد.پشتش به ديوار بود ما هم طرف خيابان وايستاديم.شروع كرد نوحه خواندن.سليم ميخواند درست عين خودش.عم اوغلي را.حتا تيكه هايش را هم عين خودش ميگفت.آقا خواهش اليرم سينه...
ما هم داريم از خنده ميتركيم.شروع كرديم سينه زدن.تو محل يك دوره گرد داشتيم.همان ته كوچه ما بود.يك دوچرخه از اين بيست و هشت ها داشت كه پشتش سبد گذاشته بود و توش شورت و جوراب و از اين جور چيزها ميريخت و تو خيابان ميگشت.آدم چاق و خپلي بود و نميتوانست سوار دوچرخه شود براي همين بيشتر راه ميبرد.يك كاسكت از اين ايتالياييها هم ميگذاشت سرش اسمش داداش بود.ما بهش ميگفتيم كنون.توي آن شلوغي ما اين هم از درو پيدايش شد.حالا فكر كرده بود سليم آمده يا پسر دايي كسي اش.ما يك لحظه برگشتيم ديديم وايستاده داره سينه ميزنه.آرام به مهران گفتيم كنون را ببين جدي گرفته.داره سينه ميزنه.مهران كه چشمشش افتاد ديگر تنوانست خودش را نگه دارد دويد آن طرف خيابان.خلاصه هر جور بود تا كميته پيدايش نشده ردش كرديم برود.يادش به خير همان روزها هم جنمش را داشت.توي فلاح يك دكان داشت كه تاكس تلفني اش كرده بود يك بار كه رفته بودم پيشش چند تا كارت بهم داد.گفتم كارت آژرانسه؟گفت نه بابا بيا اينم كارت آژرانس.كات مجلسه.خواندم ديدم نوشته مجالس شما را به بهترين نحو شاد مي كنيم.تلفن هم داده دور كارت هم طلاكوبي خلاصه كار قشنگي بود.
خب ديگر همين هاست.همين ها مانده.از محل مان.چهار راه رضايي و بچه هاش.بچه محل هاش كه حالا هركداممان يك جا آواره شديم.راستي نگفتي حالا ميشينيد؟و در همين موقع رو به راننده گفت آقا بي زحمت همين جا نگه داريد.
منتظر ماشين بودم.كه يك پيكان نگه داشت.عقب پر بود و جلو هم يكي نشسته بود.جا به جا شد بنشينم.نگاهمان افتاد به هم سلام كرديم.گفت:به!كجايي پسر؟اين طرفها.آرام گفتم زندگيه ديگه چه كار كنيم.گفت:آره يادش به خير چه روزهايي داشتيم.راستي كجا بچه محل بوديم؟گفتم من تقريبا همه ي اين طرفها بودم.ولي حالا چه فرقي ميكنه هم شهري؟
گفت بابا ايوالله مرام بچه هاي قديم.ديگه دورمون تموم شد.يادش به خير عصرها كه از سر كار برميگشتيم سر كوچه با برو بچه ها مي استاديم و حرف ميزديم.يكي هم بود كه ميخنداندمان.پسر دايي ام كه يادت هست؟ظرفيت نداشت.افقي مي افتاد كف كوچه.يك بار تو خانه نشسته بوديم پاي تلويزيون لورل هاردي نشان ميداد.آن جا كه هاردي شيپور ميزد تا لورل آدمها را كتك بزند.سر آن حالش بهم خورد برديمش درمانگاه.سر چهار راه .دكتر معاينه اش كرد.گفت چيزيش كه نيست چرا حالش بهم خورد؟گفتم سر اين فيلم لورل هاردي.دكتر خنديد.گفتش اتفاقا منم داشتم اتاق بغلي ميديدم.گفتم:دكتر جون چيزيت كه نشد؟گفت:نه نگران نباش.انصافا تورج هم خيلي استاد بود.چهار پنج ماه پيش مرد.فقط سي و شش سالش بود دو تا بچه داشت.وقتي ادا در مي آورد اصلا نميخنديد.فقط يكي ميخنداندش.استادش بود.مهران گلي نور.كه شايد استاد حميد ماهي صفت هم باشد.كارش ادا در آوردن و تقليد صدا بود.اگر بيست دقيقه باهات مينشست و احساس ميكرد صدايت تن خاصي دارد مي گفت من صدايت را تقليد ميكنم.در مي آورد.درست مثل خودت.
برده بودندش هايت خزر.آنجا براي مردم برنامه اجرا ميكرد.خوب هم پول در مي آورد.تا وقتي رفسنجاني سرتاسر شمال را ميگشته مي رسد به آنجا .چند شب بعد ميپرسد كسي هست برنامه اجرا كند سرگرممان كند؟ميگويند هست اين.مهران هم زرنگ بود.چي برايش اجرا ميكند و با چه رويي-آخر هر چه جوك برايمان تعريف كرده بود از نوع ناموسي و تمباني بود-كه اين خوشش مي آيد.ميگويد بيا بشو مليجك من.دو سه سال برايش كار ميكند.خدا عالم است شايد همين اكبر شاه هم كار او باشد.آخر هر جا ميرفته اين هم باهاش بوده.
تا بچه ها خبر آوردند مهران بالاتر از ميدان ولي عصر نزديكهاي زرتشت يك بوتيك دو طبقه خريده.بچه ها را ريختم توي اولگا.حالا هشت نه نفر بوديم.خودت حسابش را بكن.بچه ها ديگر روي پاي هم و دسته ي پنجره نشسته بودند.بوتيك را پيدا كرديم.همه ريختيم تو.خودش نبود.كارگرش آمد جلو.گفتيم با مهران گلي نور كار داريم.گفت تا نيم ساعت ديگر پيدايش ميشود.حالا ريده بود به خودش.خيال ميكرد ميخواهيم كتكش بزنيم.
سه ربعي گذشت كه آمد.با كت و شلوار و كراوات و صورت شش تيغ.تا ما را ديد تحويل و خنده كه بچه ها كجاييد؟ما ريختيم سرش كه مردكه از كجا اين بوتيك را آوردي.يكي لنگش را گرفت و آن يكي دستهايش را.ولوش كرديم وسط مغازه و ريختيم سرش.او هم داد ميزد آبروم رفت.در مغازه رو ببندين.حسابي جلوي كارگرهايش ضايع شد.
ولي كلي رفته بود روي قيمتش.خب ديگر بعضي چيزها توي ذات آدم است.مسخره بازي هم تو ذات اين مهران بود.راستش تو مسير كارم تو جاده خاوران يك پدر و پسر صافكار كاميون هستند.چند وقت پيش كاري باهاشان داشتم.نميدانم چطوري بحث به اينجاها كشيد كه پراندم يه رفيق دارم كه اين كار است.گير دادند اسمش چيست گفتم مهران گلي نور.گفتند راست ميگي؟بابا اين محرم آخر شب مياد هيات چند تا جوك تعريف ميكنه ما هم ميخنديم.
اين را گفتم باز ياد محل خودمان افتادم.شب غريبان را رد كرده بوديم.هوا تاريك شده بود.ما خسته وايستاده بوديم دم هيات.اين از سر كوچه روي موتور وسپا پيدايش شد.جلوتر كه آمد ديديم كت و شلوار پوشيده با پيرهن مشكي و كراوات هم زده.باد ميزد و كراواتش را ميبرد عقب.تورج خدابيامرز پريد وسط كوچه راهش را بست.اين يك كم ويراژداد ولي تورج راهش را گرفته بود.خلاصه كون موتور چرخيد از روش خورد زمين.زود بلند شد و افتاد دنبال تورج.فحش بود كه بارش ميكرد.كفشهايش را در مي آورد پرتاب ميكرد تو سر و كله ي تورج.ما هم مرده بوديم از خنده..نگهش داشتيم.گفتيم يك چيزي تعريف كن بخنديم.گير داد اي بابا شب غريبان مگر ميشود؟گنه دارد.خلاصه آويزان شده بوديم.چند تا جوك گفت.نخنديديم.گفت ده بخنديد ميخوام برم.گفتيم نه از اون باحال هاش تعريف كن.چند تا ديگر گفت.يك كم دهنمان باز شد.گفت كار دارم بايد زود برم.گفتيم اول يه چيز باحال بگو.گفت پس يك كم فاصله بگيريد.گرفتيم.گفت حالا يك نيم دايره دورم درست كنيد.پشتش به ديوار بود ما هم طرف خيابان وايستاديم.شروع كرد نوحه خواندن.سليم ميخواند درست عين خودش.عم اوغلي را.حتا تيكه هايش را هم عين خودش ميگفت.آقا خواهش اليرم سينه...
ما هم داريم از خنده ميتركيم.شروع كرديم سينه زدن.تو محل يك دوره گرد داشتيم.همان ته كوچه ما بود.يك دوچرخه از اين بيست و هشت ها داشت كه پشتش سبد گذاشته بود و توش شورت و جوراب و از اين جور چيزها ميريخت و تو خيابان ميگشت.آدم چاق و خپلي بود و نميتوانست سوار دوچرخه شود براي همين بيشتر راه ميبرد.يك كاسكت از اين ايتالياييها هم ميگذاشت سرش اسمش داداش بود.ما بهش ميگفتيم كنون.توي آن شلوغي ما اين هم از درو پيدايش شد.حالا فكر كرده بود سليم آمده يا پسر دايي كسي اش.ما يك لحظه برگشتيم ديديم وايستاده داره سينه ميزنه.آرام به مهران گفتيم كنون را ببين جدي گرفته.داره سينه ميزنه.مهران كه چشمشش افتاد ديگر تنوانست خودش را نگه دارد دويد آن طرف خيابان.خلاصه هر جور بود تا كميته پيدايش نشده ردش كرديم برود.يادش به خير همان روزها هم جنمش را داشت.توي فلاح يك دكان داشت كه تاكس تلفني اش كرده بود يك بار كه رفته بودم پيشش چند تا كارت بهم داد.گفتم كارت آژرانسه؟گفت نه بابا بيا اينم كارت آژرانس.كات مجلسه.خواندم ديدم نوشته مجالس شما را به بهترين نحو شاد مي كنيم.تلفن هم داده دور كارت هم طلاكوبي خلاصه كار قشنگي بود.
خب ديگر همين هاست.همين ها مانده.از محل مان.چهار راه رضايي و بچه هاش.بچه محل هاش كه حالا هركداممان يك جا آواره شديم.راستي نگفتي حالا ميشينيد؟و در همين موقع رو به راننده گفت آقا بي زحمت همين جا نگه داريد.
دوشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۲
مادرمان سرمه
هيچكدام پدرمان را به خاطر نمي آورديم.بچه تر از آن بوديم كه بفهميم تركمان كرده.مادرمان نه شوهر كرد نه رفت كنار خيابان بايستد تا شكممان را سير كند.يادمان مي آيد حايط كوچكمان هميشه پر از لباسهاي مردم بود.هر وقت از در مي آمديم تو صداي ماليده شدن لباسها به هم را با خش خش كف در لا به لايشان مي شنيديم.سرمه قدرتمان بود.كه اگر حتا معناي فحشي مثل پدر قرمساق كه بچه هاي محل بهمان ميدادند را نميدانستيم بياييم از خودش بپرسيم.نگاهش كه ميكرديم ميديديم چيزي پشتمان است كه نميگذارد خم بشويم.اين ها را لابد حالا ميگوييم.هيچ وقت گريه نكرديم.يادمان داد كه گريه مال مرده هاست.ظهرها كه از بازي مي آمديم تو هنوز چمباتمه كنار شير حياط نشسته بود و لباس ميشست.ميگفت دستتتان را بشوريد بيايم غذا بكشم.
صاحبخانه مي آمد اول برج اجاره اش را ميگرفت و ميرفت نميدانستيم ماه بعد بايد بلند شويم.تازه به اين زودي.سرمه گفت پول پيش را بده تخليه كنم.گفت بايد مستاجر بيارم پولت را بدم.دست آخر هم در آمد به شوهرت اجاره دادم نه تو رسيد بيار پولت را بدم.اثاثمان را ريختند تو كوچه.
دو تا بقچه ي لباس با يك بسته ي لحاف تشك و يك تلوزيون با يك فرش.لحاف تشكها را داد دست من خودش تلوزيون را گرفت و بقچه ها را يكي از خواهرهام برداشت و ان يكي فرش را.رفتيم تا سر خيابان.روي سكوي جلو بانك نشستيم رفت از دو مغازه جلوتر سه تا پيراشكي برايمان گرفت با يك نوشابه.داد دستمان و خودش هم نشست.گفت اصلا نترسين.فكرش را هم نكنين.ميخواهم يك چيزي بهتان بدم كه همه ي عمر با خودتان داشته باشين.تا اگر يك روز سرم را گذاشتم مردم ارثتان را ازم گرقته باشيد.آن وقت دست كرد از بين لحاف تشكها يك پارچه ي گره زده بيرون كشيد.گره اش را باز كرد داخلش يك نايلون سياه بود.پيچ و تابش را صاف كرد و از آن تو يك هفت تير در آورد.
هيچكدام پدرمان را به خاطر نمي آورديم.بچه تر از آن بوديم كه بفهميم تركمان كرده.مادرمان نه شوهر كرد نه رفت كنار خيابان بايستد تا شكممان را سير كند.يادمان مي آيد حايط كوچكمان هميشه پر از لباسهاي مردم بود.هر وقت از در مي آمديم تو صداي ماليده شدن لباسها به هم را با خش خش كف در لا به لايشان مي شنيديم.سرمه قدرتمان بود.كه اگر حتا معناي فحشي مثل پدر قرمساق كه بچه هاي محل بهمان ميدادند را نميدانستيم بياييم از خودش بپرسيم.نگاهش كه ميكرديم ميديديم چيزي پشتمان است كه نميگذارد خم بشويم.اين ها را لابد حالا ميگوييم.هيچ وقت گريه نكرديم.يادمان داد كه گريه مال مرده هاست.ظهرها كه از بازي مي آمديم تو هنوز چمباتمه كنار شير حياط نشسته بود و لباس ميشست.ميگفت دستتتان را بشوريد بيايم غذا بكشم.
صاحبخانه مي آمد اول برج اجاره اش را ميگرفت و ميرفت نميدانستيم ماه بعد بايد بلند شويم.تازه به اين زودي.سرمه گفت پول پيش را بده تخليه كنم.گفت بايد مستاجر بيارم پولت را بدم.دست آخر هم در آمد به شوهرت اجاره دادم نه تو رسيد بيار پولت را بدم.اثاثمان را ريختند تو كوچه.
دو تا بقچه ي لباس با يك بسته ي لحاف تشك و يك تلوزيون با يك فرش.لحاف تشكها را داد دست من خودش تلوزيون را گرفت و بقچه ها را يكي از خواهرهام برداشت و ان يكي فرش را.رفتيم تا سر خيابان.روي سكوي جلو بانك نشستيم رفت از دو مغازه جلوتر سه تا پيراشكي برايمان گرفت با يك نوشابه.داد دستمان و خودش هم نشست.گفت اصلا نترسين.فكرش را هم نكنين.ميخواهم يك چيزي بهتان بدم كه همه ي عمر با خودتان داشته باشين.تا اگر يك روز سرم را گذاشتم مردم ارثتان را ازم گرقته باشيد.آن وقت دست كرد از بين لحاف تشكها يك پارچه ي گره زده بيرون كشيد.گره اش را باز كرد داخلش يك نايلون سياه بود.پيچ و تابش را صاف كرد و از آن تو يك هفت تير در آورد.
یکشنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۲
حيدر بابا دونيا يالان دونيا دي
سليمانان و نوحدان قالان دي
اوغول دوغان در ده سالان دونيا دي
هر كيمسيه هر نه وئريب آليبدي
افلاطوننان بير قوري آد قاليبدي
پيرمرد كلاه بر سر و عينك ته استكاني اش تا جلوي بيني آمده نگاهمان ميكرد.گرم بود دهانش و به ياد زمستانمان مي اندازد و لابد كرسي هاي ذغالي كه نديده ايم يا كم ديديم و بعد غصه هاي سمك عيار.امروز اگر حسن كچل هم بخوانند گوش جان ميسپاريم.
پيرتر از آن بود كه بشناسدمان يا دستي به نوازشمان كند.ما ميشناختيمش ولي.مي شناسيمش.وقتي برايمان شعر ميخواند گوش ميكرديم.اگر طرف صحبتش بوديم حالا لابد همه ي حرفهاي او را تكرار ميكرديم.الان هم كه بخواهيم خيلي بزرگي كنيم ياد او مي افتيم.حتما همراهمان هست.
سليمانان و نوحدان قالان دي
اوغول دوغان در ده سالان دونيا دي
هر كيمسيه هر نه وئريب آليبدي
افلاطوننان بير قوري آد قاليبدي
پيرمرد كلاه بر سر و عينك ته استكاني اش تا جلوي بيني آمده نگاهمان ميكرد.گرم بود دهانش و به ياد زمستانمان مي اندازد و لابد كرسي هاي ذغالي كه نديده ايم يا كم ديديم و بعد غصه هاي سمك عيار.امروز اگر حسن كچل هم بخوانند گوش جان ميسپاريم.
پيرتر از آن بود كه بشناسدمان يا دستي به نوازشمان كند.ما ميشناختيمش ولي.مي شناسيمش.وقتي برايمان شعر ميخواند گوش ميكرديم.اگر طرف صحبتش بوديم حالا لابد همه ي حرفهاي او را تكرار ميكرديم.الان هم كه بخواهيم خيلي بزرگي كنيم ياد او مي افتيم.حتما همراهمان هست.
شنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۲
جمعه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۲
گنجشكاي خونه
گوگوش
ريتم 8/6
گام رمينور هارمونيك
A...............Gm.........A........Dm..A
اي چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن
........Dm.........................A.........Dm
اي كه حرفهاي قشنگت آشتي داده من و با من
A....Bb..............C..........Bb...C
منو گنجشكاي خونه ديدنت عادتمونه
A............Bb...........C.........Bb..C
به هواي ديدن تو پر ميگيريم از تو لونه
A...Bb..............A.............Gm.......A
باز ميام كه مثل هر شب برامون دونه بپاشي
A......Bb............A...........Gm...A
منو گنجشكا ميميريم تو اگه خونه نباشي
Dm.......................Gm..........A
هميشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
.........A.....Bb....Dm.....A.............Bb
بسكه اسم تو رو خوندم بوي تو داره نفسهام
Dm.............................Gm.........A
عطر حرفاي قشنگت عطر يك صحرا شقايق
............A........Bb....Dm...A............Bb
تو همون شرمي كه از اون سرخ گونه هاي عاشق
Dm....................A........Bb......Dm
شعر من رنگ چشاته رنگ پاك بي ريايي
........Dm...................A.........Bb
بهترين رنگي كه ديدم رنگ زرد كهربايي
A....Bb...............C......Bb...C
منو گنجشكاي خونه ديدنت عادتمونه
A.....Bb..........C........Bb...C
به هواي ديدن تو پرميگيريم از تو لونه
A...Bb..............A...............Gm...A
باز ميام كه مثل هر شب برامون دونه بپاشي
A.....Bb............A...........Gm...A
منو گنجشكا ميميريم اگه تو خونه نباشي
گوگوش
ريتم 8/6
گام رمينور هارمونيك
A...............Gm.........A........Dm..A
اي چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن
........Dm.........................A.........Dm
اي كه حرفهاي قشنگت آشتي داده من و با من
A....Bb..............C..........Bb...C
منو گنجشكاي خونه ديدنت عادتمونه
A............Bb...........C.........Bb..C
به هواي ديدن تو پر ميگيريم از تو لونه
A...Bb..............A.............Gm.......A
باز ميام كه مثل هر شب برامون دونه بپاشي
A......Bb............A...........Gm...A
منو گنجشكا ميميريم تو اگه خونه نباشي
Dm.......................Gm..........A
هميشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
.........A.....Bb....Dm.....A.............Bb
بسكه اسم تو رو خوندم بوي تو داره نفسهام
Dm.............................Gm.........A
عطر حرفاي قشنگت عطر يك صحرا شقايق
............A........Bb....Dm...A............Bb
تو همون شرمي كه از اون سرخ گونه هاي عاشق
Dm....................A........Bb......Dm
شعر من رنگ چشاته رنگ پاك بي ريايي
........Dm...................A.........Bb
بهترين رنگي كه ديدم رنگ زرد كهربايي
A....Bb...............C......Bb...C
منو گنجشكاي خونه ديدنت عادتمونه
A.....Bb..........C........Bb...C
به هواي ديدن تو پرميگيريم از تو لونه
A...Bb..............A...............Gm...A
باز ميام كه مثل هر شب برامون دونه بپاشي
A.....Bb............A...........Gm...A
منو گنجشكا ميميريم اگه تو خونه نباشي
چهارشنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۲
نقدي بر گفتاري
دوست بسيار عزيزي در روز چهارم اسفند ماه سال گذشته مطلبي در مورد تفاوتهاي سبك پاپ و كلاسيك نوشته بود كه شايسته ميدانم نكاتي چند در مورد آن مطرح كنم.
اصل موضوع
نخست بايد از نگاه موشكافانه و تقريبا بي غرض ايشان تشكر نمايم اما چند نكته:
1 دوست عزيز در هر اجرايي جا به جا زدن يك نت ميتواند فاجعه به بار بياورد و اين مختص گيتار و آنهم از نوع كلاسيك نيست.
2 تنها گيتار كلاسيك بهترين سبك دنياي نوازندگي نيست تمامي سازها داراي اين مقام هستند.
3 در تمامي سبكها و سازها تمرين لازم است نه فقط گيتار كلاسيك.تمرين پوزيسيوني كه شما ميفرماييد عينا در سبك پاپ هم وجود دارد و بسيار بايد بدان توجه كرد و از همه ي سيمها هم كه بگذريم تازه كارها مجبورند همين تمرين پوزيسيون را بر روي سيم اول روزها بلكه ماهها انجام دهند.
4 وقفه در آموختن هر چيز از آشپزي گرفته تا مكانيكي و موسيقي و خياطي موجب از ياد رفتن بسياري از آموخته ها ميشود.
5 نشستن مخصوص را حالت صحيح بدن از لحاظ پزشكي و تسلط بر روي ساز مشخص ميكند.پس در سبك پاپ هم هرجوري نميتوان گيتار بدست گرفت.
6 كار كردن سبك پاپ به صورت صحيح و اصولي نيز زمان ميبرد.استفاده ي به جا از ريتم در ميان ملودي يا به كار بردن آرپژ نه تنها ذوق كه چيره دستي مي طلبد.
7 توصيف شما از سبك پاپ كه آن را در ريتم+خواندن خلاصه ميكنيد به هيچ وجه صحيح نيست.خودتان پاسخ بدهيد پس چه كسي ملودي هاي خوانندگان پاپ را ميزند؟آيا از آثار پينك فلويد يا بيتل ها شما تماما ريتم ميشنويد؟؟خير سوليستهاي پاپ افرادي بسيار ماهر و چيره دست مي باشند.
8 اگر كساني آموختن گيتار را در ريتم+خواندن خلاصه كرده اند اين ننگي بر دامان سبك پاپ نمي باشد بعضا علاقه ايست يا شور جواني كه با طمع گروه اندكي كه خرقه ي استادي به تن كرده اند همراه شده.
اگر تعريف فرامرز اصلاني از گيتار ريتم و خواندن است مگر ميتوان ملودي هاي قوي و شنيدني اردشير فرح را در ميان كارهايش نشنيد يا به سادگي از آن گذشت؟
9 نخست بياييد و پاپ را تعريف كنيد.پاپ تنها موسيقي شادي و شادكننده نيست به آن نوع موسيقي ميگويند كه مقبول عامه ي مردم باشند.پس اگر شما با دوست دخترهايتان آهنگ شاد ميزنيد و شاد ميشويد عملا وارد حوزه ي پاپ شده ايد.
10 يك گيتاريست تواناي پاپ هم ميان ريتمي كه براي خواندن گرفته ملودي ميزند آرپژ ميزند و از تكنيكهايي استفاده ميكند تا اثرش زيباتر شود.
11 دوباره ميگويم پاپ تنها در ريتم و آكورد خلاصه نميشود.ملودي پايه ي پاپ است.خود من بيشتر از آنكه ريتم گرفته باشم ملودي زدم چون از اين كار لذت ميبرم ولي وقتي به مهماني ميروم يا با دوستان كنار ساحل جمع ميشويم ديگر نواختن سولو هتل كاليفرنيا و گل يخ جالب نيست آنجا بايد از توانايي ملودي زدن در گرفتم ريتم كمك گرفت.انجا كه آهنگ كشش دارد ملودي زد.آرپژ نواخت و كارهايي از اين دست.
12 اين كه شما جلو دوستان پاپ كارتان كم نياورده ايد دليل برتري سبكتان نيست.شاخه هايي از پاپ مثل Blues Rock country هستند كه نواختنشان تقريبا از عهده ي كلاسيك كارها خارج است.
در پايان اضافه كنم كه ورود در اين نوع بحثها سودي براي موسيقي و سبكها ندارد.نيكوست هر كه در آنچه ميداند بكوشد تا خوب باشد.
رهرو كمترين گيتار پاپ
ف.شباهنگ
دوست بسيار عزيزي در روز چهارم اسفند ماه سال گذشته مطلبي در مورد تفاوتهاي سبك پاپ و كلاسيك نوشته بود كه شايسته ميدانم نكاتي چند در مورد آن مطرح كنم.
اصل موضوع
نخست بايد از نگاه موشكافانه و تقريبا بي غرض ايشان تشكر نمايم اما چند نكته:
1 دوست عزيز در هر اجرايي جا به جا زدن يك نت ميتواند فاجعه به بار بياورد و اين مختص گيتار و آنهم از نوع كلاسيك نيست.
2 تنها گيتار كلاسيك بهترين سبك دنياي نوازندگي نيست تمامي سازها داراي اين مقام هستند.
3 در تمامي سبكها و سازها تمرين لازم است نه فقط گيتار كلاسيك.تمرين پوزيسيوني كه شما ميفرماييد عينا در سبك پاپ هم وجود دارد و بسيار بايد بدان توجه كرد و از همه ي سيمها هم كه بگذريم تازه كارها مجبورند همين تمرين پوزيسيون را بر روي سيم اول روزها بلكه ماهها انجام دهند.
4 وقفه در آموختن هر چيز از آشپزي گرفته تا مكانيكي و موسيقي و خياطي موجب از ياد رفتن بسياري از آموخته ها ميشود.
5 نشستن مخصوص را حالت صحيح بدن از لحاظ پزشكي و تسلط بر روي ساز مشخص ميكند.پس در سبك پاپ هم هرجوري نميتوان گيتار بدست گرفت.
6 كار كردن سبك پاپ به صورت صحيح و اصولي نيز زمان ميبرد.استفاده ي به جا از ريتم در ميان ملودي يا به كار بردن آرپژ نه تنها ذوق كه چيره دستي مي طلبد.
7 توصيف شما از سبك پاپ كه آن را در ريتم+خواندن خلاصه ميكنيد به هيچ وجه صحيح نيست.خودتان پاسخ بدهيد پس چه كسي ملودي هاي خوانندگان پاپ را ميزند؟آيا از آثار پينك فلويد يا بيتل ها شما تماما ريتم ميشنويد؟؟خير سوليستهاي پاپ افرادي بسيار ماهر و چيره دست مي باشند.
8 اگر كساني آموختن گيتار را در ريتم+خواندن خلاصه كرده اند اين ننگي بر دامان سبك پاپ نمي باشد بعضا علاقه ايست يا شور جواني كه با طمع گروه اندكي كه خرقه ي استادي به تن كرده اند همراه شده.
اگر تعريف فرامرز اصلاني از گيتار ريتم و خواندن است مگر ميتوان ملودي هاي قوي و شنيدني اردشير فرح را در ميان كارهايش نشنيد يا به سادگي از آن گذشت؟
9 نخست بياييد و پاپ را تعريف كنيد.پاپ تنها موسيقي شادي و شادكننده نيست به آن نوع موسيقي ميگويند كه مقبول عامه ي مردم باشند.پس اگر شما با دوست دخترهايتان آهنگ شاد ميزنيد و شاد ميشويد عملا وارد حوزه ي پاپ شده ايد.
10 يك گيتاريست تواناي پاپ هم ميان ريتمي كه براي خواندن گرفته ملودي ميزند آرپژ ميزند و از تكنيكهايي استفاده ميكند تا اثرش زيباتر شود.
11 دوباره ميگويم پاپ تنها در ريتم و آكورد خلاصه نميشود.ملودي پايه ي پاپ است.خود من بيشتر از آنكه ريتم گرفته باشم ملودي زدم چون از اين كار لذت ميبرم ولي وقتي به مهماني ميروم يا با دوستان كنار ساحل جمع ميشويم ديگر نواختن سولو هتل كاليفرنيا و گل يخ جالب نيست آنجا بايد از توانايي ملودي زدن در گرفتم ريتم كمك گرفت.انجا كه آهنگ كشش دارد ملودي زد.آرپژ نواخت و كارهايي از اين دست.
12 اين كه شما جلو دوستان پاپ كارتان كم نياورده ايد دليل برتري سبكتان نيست.شاخه هايي از پاپ مثل Blues Rock country هستند كه نواختنشان تقريبا از عهده ي كلاسيك كارها خارج است.
در پايان اضافه كنم كه ورود در اين نوع بحثها سودي براي موسيقي و سبكها ندارد.نيكوست هر كه در آنچه ميداند بكوشد تا خوب باشد.
رهرو كمترين گيتار پاپ
ف.شباهنگ
سهشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۲
پدر ملت ايران
ايرانيان همانند محكوم به مرگي كه ديگر هيچ اميدي نداشته باشد در انتظار ضربه ي آخر بودند كه نمي دانستند از شمال خواهد آمد يا از جنوب.در اين هنگام بود كه مردي براي نجات ايران قيام كرد:پدرم
شصت و دو سال پيش در چنين روزي رضا پهلوي حكم استعفاي اجباري خود را با شرط جانشيني پسرش به جاي خود امضا كرد.و سپس از طريق بندر عباس به سوي تبعيدگاه خود جزيره ي موريس فرستاده شد.
رضا پهلوي در طول شانزده سال حكومت خود پايه گزار خدماتي گرديد كه هرگز از اذهان صاحبان ارادت و معرفت اين آب و خاك پاك نخواهد شد. تاسيس دانشگاه تهران احداث خطوط راه آهن مبارزه با بيماري مالاريا در سراسر خطه ي شمال ارزان و در دسترس نمودن ارزاق عمومي خصوصا آرد و نان و سركوب شورش اراذل و اوباش به رهبري شيخ خزعل و حمايت بريتانيا در جنوب و كوچك جنگلي و روسيه تزاري در شمال از اقدامات بزرگ او بود.
به طوري كه در دوران كوتاه سلطنت وي استقلال نسبي بر ايران حاكم گرديد و آرامش به خانه هاي مردم مصببت ديده ميهمان شد.و بدين سان پدربزرگها و مادربزرگهاي ما بر سر سفره ي روزي پس از ستايش پروردگار متعال زبان به سپاس او گشودند.
او انساني ساده زيست بود كه بر روي زمين ميخوابيد و روزانه تنها دو نوبت تناول ميكرد.در عين حال در امور بسيار قاطع و خشن بود.اعدام سردار اسعد تقي اراني و زنداني كردن چهره هايي چون بزرگ علوي نمايانگر روح عملگرا و نظامي اوست.ميتوان گفت حضور او بيشتر براي طبقه ي عوام و فرودست جامعه سودمند بوده تا قشر روشنفكر و سكولار.كه صد البته در ايران آن روز فزوني دسته ي اول به ديگري ميچربيد.
اشكي به بدرقه اش ريخته نشد ميلادش را كسي جشن نگرفت و ديديم كه چاقوكشها و مابونها مقبره اش را هم ويران كردند
ايرانيان همانند محكوم به مرگي كه ديگر هيچ اميدي نداشته باشد در انتظار ضربه ي آخر بودند كه نمي دانستند از شمال خواهد آمد يا از جنوب.در اين هنگام بود كه مردي براي نجات ايران قيام كرد:پدرم
شصت و دو سال پيش در چنين روزي رضا پهلوي حكم استعفاي اجباري خود را با شرط جانشيني پسرش به جاي خود امضا كرد.و سپس از طريق بندر عباس به سوي تبعيدگاه خود جزيره ي موريس فرستاده شد.
رضا پهلوي در طول شانزده سال حكومت خود پايه گزار خدماتي گرديد كه هرگز از اذهان صاحبان ارادت و معرفت اين آب و خاك پاك نخواهد شد. تاسيس دانشگاه تهران احداث خطوط راه آهن مبارزه با بيماري مالاريا در سراسر خطه ي شمال ارزان و در دسترس نمودن ارزاق عمومي خصوصا آرد و نان و سركوب شورش اراذل و اوباش به رهبري شيخ خزعل و حمايت بريتانيا در جنوب و كوچك جنگلي و روسيه تزاري در شمال از اقدامات بزرگ او بود.
به طوري كه در دوران كوتاه سلطنت وي استقلال نسبي بر ايران حاكم گرديد و آرامش به خانه هاي مردم مصببت ديده ميهمان شد.و بدين سان پدربزرگها و مادربزرگهاي ما بر سر سفره ي روزي پس از ستايش پروردگار متعال زبان به سپاس او گشودند.
او انساني ساده زيست بود كه بر روي زمين ميخوابيد و روزانه تنها دو نوبت تناول ميكرد.در عين حال در امور بسيار قاطع و خشن بود.اعدام سردار اسعد تقي اراني و زنداني كردن چهره هايي چون بزرگ علوي نمايانگر روح عملگرا و نظامي اوست.ميتوان گفت حضور او بيشتر براي طبقه ي عوام و فرودست جامعه سودمند بوده تا قشر روشنفكر و سكولار.كه صد البته در ايران آن روز فزوني دسته ي اول به ديگري ميچربيد.
اشكي به بدرقه اش ريخته نشد ميلادش را كسي جشن نگرفت و ديديم كه چاقوكشها و مابونها مقبره اش را هم ويران كردند
كو يارم يارم كو
اصلاني
ريتم 4/4
گام رماژور
D................................
كو يارم يارم كو نازنين نگارم كو
....................Em..................
يرده او قرارم كو كو شمع شام تارم كو
...........................................D
جلوه بهارم كو بي رخش نزارم كو كو
G......................D.
ناز او يكسو غمم يكسو
.............D................
كرده ما را عاشقي جادو
Em........................A.
هر كه را بينم بپرسم كو
تكرار
اصلاني
ريتم 4/4
گام رماژور
D................................
كو يارم يارم كو نازنين نگارم كو
....................Em..................
يرده او قرارم كو كو شمع شام تارم كو
...........................................D
جلوه بهارم كو بي رخش نزارم كو كو
G......................D.
ناز او يكسو غمم يكسو
.............D................
كرده ما را عاشقي جادو
Em........................A.
هر كه را بينم بپرسم كو
تكرار
یکشنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۸۲
فرنگيس
سياووش قميشي
ريتم:8/6
گام سل مينور تيوريك
Bb.......Gm..............F..Dm
شب شب كه مي شه تو كوچه غم
Dm.......................Eb
اشـك مـن مـي شـه سـتاره
Bb.....Gm...........F....Dm
مـن چـشمامو به ابـرا مـي دم
Dm......................Eb
آسـمـون بـارون مـي بــاره
Eb......................Dm
مـي خـونم آخ كه ديگه فرنگيس
...................Dm
عـشـق تـو داغـونـم كـرد
Eb......................Dm
بـه كـي بـگم كـه چـشمات
...................Dm
تـو غـصـه زنـدونــم كـرد
Eb................Dm
دلــم شــده ديـــونــه
.......................F
خــدا خـودش مـي دونــه
Gm......................F
كــوچـه دلـش مـي گـيره
...................Dm
سـكوتـشـو مـي شـكـونه
Eb...............Dm
پـنجـره هـا بـا فـريـاد
........................Dm
مـي گـن كـه بـاز مي خونه
Tabs:
Dm x x 0 2 3 1
F 1 3 3 2 1 1
Gm 3 5 5 3 3 3
Bb x 2 3 3 3 x
Eb x 6 5 3 4 3
سياووش قميشي
ريتم:8/6
گام سل مينور تيوريك
Bb.......Gm..............F..Dm
شب شب كه مي شه تو كوچه غم
Dm.......................Eb
اشـك مـن مـي شـه سـتاره
Bb.....Gm...........F....Dm
مـن چـشمامو به ابـرا مـي دم
Dm......................Eb
آسـمـون بـارون مـي بــاره
Eb......................Dm
مـي خـونم آخ كه ديگه فرنگيس
...................Dm
عـشـق تـو داغـونـم كـرد
Eb......................Dm
بـه كـي بـگم كـه چـشمات
...................Dm
تـو غـصـه زنـدونــم كـرد
Eb................Dm
دلــم شــده ديـــونــه
.......................F
خــدا خـودش مـي دونــه
Gm......................F
كــوچـه دلـش مـي گـيره
...................Dm
سـكوتـشـو مـي شـكـونه
Eb...............Dm
پـنجـره هـا بـا فـريـاد
........................Dm
مـي گـن كـه بـاز مي خونه
Tabs:
Dm x x 0 2 3 1
F 1 3 3 2 1 1
Gm 3 5 5 3 3 3
Bb x 2 3 3 3 x
Eb x 6 5 3 4 3
اشتراک در:
پستها (Atom)