سياووش قميشي تر از سياووش قميشي
كار جديد سياووش قميشي(بي سرزمين تز از باد) بي شك حركتي نو و بي سابقه در تاريخ آهنگسازي ي ايران است.
بگذاريد اين طور بگويم كه قميشي در طي اين سالها نشان داده كه آهنگسازي تواناست كه با اصوات و معاني ي آنها آشنايي كامل دارد.براي همين صداي سازها و ملودي هاي آنها تاثيري شگرف بر گوش شنونده ميگذارد.و حالا او تصميم گرفته به سبك خودش برسد.سبك كه نه او دارد پاپ ايراني را به طرف موسيقي غرب ميبرد.شايد مقصد بعدي او پس از فلاش راك باشد.در اين مورد بايد به انتظار نشست.او سرمايه اي ارزنده براي آهنگسازي ي امروز ماست.
حرف از بي سرزمين تر از باد است.چند تا از كارها تنظيم خوبي هم دارند كه كار آهنگسازي را تكميل ميكند.اما ضعف عمده اي كه تقريبا تمام آلبوم را فراگرفته فقر شديد ترانه هاي آن است.
بسياري از اين ترانه ها را ميتوان شنيد و پس از آن فراموششان كرد.به راستي از ترانه سراياني كه حاضرند به فرمايش آهنگساز ظرف بيست و چهار ساعت دست در كار خود ببرند تا خواننده بهتر بتواند ملودي ها را بكشد(اين را عينا خود سياووش قميشي در يكي از مصاحبه هايش گفت.) و اجرا كند چه انتظاري ميتوان داشت؟بي شك همين كه ميبينيم.
قصد نقد اين ترانه هارا ندارم كه اين جا مجالش نيست و اصلا بايد ديد ظرفيت نقد شدن دارند يا خير.
اين را زمان پاسخ ميدهد كه مطمئنا پس از چند ماه هيچ كس كاري از اين آلبوم زمزمه نميكند و كم كم از اذهان پاك ميشود.بلايي كه به سر آلبوم نقاب هم آمد.
كاش قميشي با انعطاف بيشتر يه سراغ ترانه سرايان نامدار و جاودانه ي ايران برود.مردم هنوز خاطرات گل و تگرگ را از ياد نبرده اند.
و اين نمايانگر تاثير ترانه در ماندگاري ي اثر است.