چهارشنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۲

اين جا ايران است



گروهي كه معلوم نيست بايد هنرمندنما خواندشان يا فرصت طلب و يا احمق بيشعور در كمال پررويي به صفهاي طويل مردم در برابر سينما و فيلمهاي جشنواره افتخار ميكنند و آن را نمايانگر سطح بالا و ارزندگي ي اين كم مايه ميدانند.بدون توجه به نبود تفريح عمومي براي آن قشري كه در صف ايستاده اند.بسته بودن كانالهاي ديگر امور فرهنگي.نبود نمونه هاي بهتر(در اين جا اختصاصا فيلمهاي روز دنيا) اندك بودن امكانات و مواردي از اين دست كه يك فستيوال فرهنگي را به بازار داد و ستد بليط و وقت كشي و برخورد با مشتي عوامل هميشه در صحنه تبديل مينمايد.خود اين آقايان كه يكسره به جشنواره هاي خارج سر ميزنند لابد قبول دارند كه كسي براي تماشاي فيلمهاي كن ونيز يا مادريد در صف نمي ايستد و وقت تلف نميكند و بليط به پنج شش برابر قيمت نميخرد.مطمئنا كسي كه دوازده سيزده ساعت در صف بليط ايستاده تنها آرزويش ديدن فيلم است.خواه خوب و خواه بد.و ديگر حوصله اي براي نقد آن ندارد.چه رسد به اعتراض و شكايت و بررسي اوضاع.اين دقيقا همان ترفندي است كه چند سال پيش با آن ملت را در صف تخم مرغ و قند و شكر نگاه ميداشتند.
البته حتما ايشان براي اين موضوع هم جوابي در آستين دارند:خب اين جا ايران است.