يادم هست يادت نيست
حال امروز تورا از خويشتن پرسيده ام
ديگر احوال گذشته ام به يادت نيست
نرمي ي پستان تو در يادم باقي مانده است
سختي هجران و زخم غم به يادت نيست
رقص با تو لحظه لحظه در خيالم ميچمد
رقصها را بيش خواه و كم به يادت نيست
ياد دارم خوب گيتار با هم ميزديم
نا بلد!ديگر آن گيتار هم به يادت نيست