ستاره
بين دو خط موازي
ميون صفحه ي تاريک
يه بيابون بي رفيقي
مثه دو پسكوچه باريک
رنگ چشمات رنگ بارون
که تو آسمون خاموش نگات
منو ميبينه که تنها
يه بغل ستاره ميچينم برات
توي هر غروب خورشيد
توي تنهايه ي چشمات
من ميرم پيش ستاره
سر روشونه هاش ميذارم
آسمون برام ميباره
من نميخوام توي چشمات
بشينه نگاه ديگه
يه نفر تو رو ببينه
جز من و به جز ستاره
تو شباي بي ستاره
تو مياي تو آسمونم
منم و دو چشم گريون
که دارم برات ميخونم:
توي چشم خيس کوچه
ميخونم با ساز بارون
آي ستاره آي ستاره
فاصله يه آسمونه
سرنوشتمون همينه