از دوستت دارم 1
در بامداد امام زاده طاهر
با شعر شكوه شاملو
در جاده ي كرج
ميان ترافيك اتوبان همت
در دستهاي دوباره مهربان
باليده در دلشوره ي دوباره ديدنت
با غيبت من از سر كلاس ترمو دو
ميان بي انبوهي ي جاده ي قديم شميران ظهر
در گازهاي همبرگر
جا پارك و عجله
در وسوسه ي ورود ممنوع خيابان يخچال
در لذت تاخير در كلاس تو؛
دوستت دارم هايمان
ناگاه
گم شدند.