جمعه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۳

ميدوني بي تو تو اين پس كوچه گريه م ميگيره ميدوني
ميدوني وقتي كه نيستي
تو هواي پر بغض خونه گريه م ميگيره ميدوني
وقتي چشمات با من از يه درده كهنه
توي اين ضيافت فاصله ها حرف ميزنن
غم توي خونه ي چشمات ميمونه گريه م ميگيره ميدوني
ميدوني
ميدوني ميونه شهره ما يه آسمون جداي و جفاست
آسمون شهر تو محبته
توي جشن شهرتون خورشيد آواز ميخونه
صداي خنده ي خورشيد شما تو گوش من
توي اين روزاي تاريك ميپيچه گريه م ميگيره
ميدوني
ميدوني
نميدوني شيشه ي بودن ما
با تگرگ رفتنت ميشكنه
رو سرم آسمونت ميشكنه
پيله ي دوريه تو رو تن خستم ميتنه
نميدوني
همزبون من تو اين فاصله ها
كوچه گردي كوبه كوست
ديگه اسم شب من بدون تو
روح سرد جستجوست

ميدوني بي تو تو اين فاصله ها داره گريه م ميگيره
توي آيينه ي عكس چشات
عكس تنهام توي آيينه ي غريبه
داره ميبينه منو
ميگه وقت رفتنه
توي صبح سرد اين زمستونه نبودنت
پا به پاي راه و همسفر با جاده وقت رفتنه
دم آخر منه
آخره موندمه
تو مرگ لحظه هامون شايد اين صداي گيتار شكسته
آخرين ناله ي تنهايي باشه
كه تو گوش جاده ها داد ميزنه
بي تو اين همه خاموشيه جاده گريم ميگيره