یکشنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۸۳

هيچ كسي با دلم آشنا نميشه
قلب من از قصه جدا نميشه
مونده توي اين قفس تو ولي
مثل پرنده ها رها نميشه

هيچ كسي با دلم اواز نخوند
تو همهمه پنجره اي باز نموند
نوبت اين طالع تنها كه شد
هيچ كسي نيومد و ناز نروند

كاش كه تو رو ديگه نميديدمت
عاشق و دلبسته نميديدمت
دست به دستاش و تبسم زنان
در هوس بوسه نميديدمت

در غم تو فصلها پاييز ميشه
ساز صداهاش غمگيز ميشه
قلب تو شمشاد خرامان باد
پيكر من خيس جاليز ميشه