دوشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۸۳

كابوس




شنيدم كه ديگه دوستم نداري
ستارت تو شب شهرم نميياد
شب اين آسمون تار و تيره
شهابي را به بيداري نميخواد

ببين بي تو بهار از راه نمي ياد
زمستون توي اين دوري عذابه
پلهاي هم مسيريمون خرابه
دلم از اين همه دوري كبابه

تو نيستي و بدون تو دوباره
دارم از بيكسي ديونه ميشم
در زندون خاموشي رو واكن
نذار تو حسرت فرياد بشينم

نشستم بي تو تو ايون خونه
دارم تنها برات ترانه ميگم
نميتونم بدون تو بمونم
واسه مردن آخه خيلي جوونم