عزیز من غصه نخور
دنیا همش دو رنگیه
خونه ی دل شکستنه
دنیای سینه سنگیه
امروز منو تنها گذاشت
هرکی بهم خنده میکرد
با قلب دیگر میشینه
تنها منم با قلب سرد
گلوی آواز بیصداست
عشق و رهایی بی معناست
نزدیکیهامون چه کمند
زمونه ی جداییهاست
بادوری خوبن آدما
رفیقت با جداییها
سوار بال من شدن
شکسته قفل در ما
عزیز من رهاییها
با بال هم قفس خوشه
منو نبین که بیپرن
هر کی بی همنفس خوشه