میلاد
برای جشن میلادم
چه هدیه آورید امشب
که در این جشن افسرده
نبینم لحظه ای در تب
برید از من دل انگیزی
نشسته در غمی دیرین
سپرده سر به سنگی سرد
عزادار شب دوشین
خوش آن دم برکنی پیله
به این جا منزل اندازی
به دور از وحشت طوفان
بر این جا آشیان سازی
چنان افتاده و تنها
چو دشمن مانده در این قوم
در این کهنه کلاف مرگ
جنان بازیچه سردرگم
ببین از چنگ شام ما
چکد خون دل و دلدار
ببین دلتنگ میدارد
سکوتت خفته ی دیوار
در آغاز غروب تو
در استیلای خودسوزی
چنین پوسیده در کابوس
که پیدا نیست نوروزی
بیا بند از تنم بگشا
که دلبندند آزادی
کبوترهای بیدانه
رها در سفره ی بادی
تن من با سکوت تو
فروشنده ست این بازار
خریدارند بهر ما
مسلسل با شب آوار
کنون که هنگ خفاشان
به خاک ذلت افتاده
چرا نوشنده خون خود
دلاور مرد آزاده
چراغ ظلم بر باده
اردیبهشت 83
برای جشن میلادم
چه هدیه آورید امشب
که در این جشن افسرده
نبینم لحظه ای در تب
برید از من دل انگیزی
نشسته در غمی دیرین
سپرده سر به سنگی سرد
عزادار شب دوشین
خوش آن دم برکنی پیله
به این جا منزل اندازی
به دور از وحشت طوفان
بر این جا آشیان سازی
چنان افتاده و تنها
چو دشمن مانده در این قوم
در این کهنه کلاف مرگ
جنان بازیچه سردرگم
ببین از چنگ شام ما
چکد خون دل و دلدار
ببین دلتنگ میدارد
سکوتت خفته ی دیوار
در آغاز غروب تو
در استیلای خودسوزی
چنین پوسیده در کابوس
که پیدا نیست نوروزی
بیا بند از تنم بگشا
که دلبندند آزادی
کبوترهای بیدانه
رها در سفره ی بادی
تن من با سکوت تو
فروشنده ست این بازار
خریدارند بهر ما
مسلسل با شب آوار
کنون که هنگ خفاشان
به خاک ذلت افتاده
چرا نوشنده خون خود
دلاور مرد آزاده
چراغ ظلم بر باده
اردیبهشت 83