2
نازبو!
بعد از چند روز این اولین صبحی است که بدون miss تو بلند میشوم.ولی یک چیزی توی گوشم بود باور کن من صدای زنگ تلفن را شنیدم که انداختی ولی گوشی را که نگاه کردم هیچ چیز نبود.کاش سرت شلوغ بوده باشد.پیش شیما هم نبودی بهش زنگ زدم داشت میرفت خوابگاه گفت دو ساعتی کار داری براش msg گذاشتم وقتی امدی miss بیندازی.چقدر این فاصله ها اذیت میکنند آدم را.باید زنگ بزنی خیلی چیزها هست که باید بگویم احتمالا فقط من حرف میزنم تو گوش میکنی.
عجب همه چیز همان طور که تو میخواهی پیش میرود آنتن نمیدهد یعنی زنگ نمیزنی همه چیز می ماند برای بعد.چقدر زنگ تلفن برایم لذت بخش شده.یادم باشد بهت بگویم دلم برای دستهایت تنگ شده.نه یادم باشد حتما بشنویش.
میدانی؟وقتی صحبت میکنیم دیگر این فاصله ها کشنده نیست تو را کنارم احساس میکنم.ببین! کافی است دستت را دراز کنی تا بگیرم بخندی تا باور کنم نگاه کنی تا بگویم عینکت را در بیاور.
هنوز صدایت توی گوشم است.ممنونم که زنگ زدی...کلی تخلیه شدم....حالت آرامشی است.گفتنی ها را بهت گفتم جز یکی دو مورد که بعدا هم میشود گفت.
ممنون که miss انداختی.
بهت فکر میکنم.
نازبو!
بعد از چند روز این اولین صبحی است که بدون miss تو بلند میشوم.ولی یک چیزی توی گوشم بود باور کن من صدای زنگ تلفن را شنیدم که انداختی ولی گوشی را که نگاه کردم هیچ چیز نبود.کاش سرت شلوغ بوده باشد.پیش شیما هم نبودی بهش زنگ زدم داشت میرفت خوابگاه گفت دو ساعتی کار داری براش msg گذاشتم وقتی امدی miss بیندازی.چقدر این فاصله ها اذیت میکنند آدم را.باید زنگ بزنی خیلی چیزها هست که باید بگویم احتمالا فقط من حرف میزنم تو گوش میکنی.
عجب همه چیز همان طور که تو میخواهی پیش میرود آنتن نمیدهد یعنی زنگ نمیزنی همه چیز می ماند برای بعد.چقدر زنگ تلفن برایم لذت بخش شده.یادم باشد بهت بگویم دلم برای دستهایت تنگ شده.نه یادم باشد حتما بشنویش.
میدانی؟وقتی صحبت میکنیم دیگر این فاصله ها کشنده نیست تو را کنارم احساس میکنم.ببین! کافی است دستت را دراز کنی تا بگیرم بخندی تا باور کنم نگاه کنی تا بگویم عینکت را در بیاور.
هنوز صدایت توی گوشم است.ممنونم که زنگ زدی...کلی تخلیه شدم....حالت آرامشی است.گفتنی ها را بهت گفتم جز یکی دو مورد که بعدا هم میشود گفت.
ممنون که miss انداختی.
بهت فکر میکنم.