به توران خانم و وصف شیرازش...
الا اي مونس رحت كجايي
به نزد ما رخ دیگر نمایی
دلم از زهر هجران گشته خسته
مگر از دست تو خیزد دوایی
روا دار از برای ما وصالت
که فرقت جمله باشد ناروایی
سراسر عالمی کردیم خاموش
مگر از تو به گوش آید صدایی
بخند ار طعنه ی ما ار خوش آیی
مگری ار نیست از دوری ملالی
به کوی ما گذر کن از سخاوت
مگر دنیا کند با ما سخایی
بگیرم بهر حاجت دامن تو
که دیبه گرددم کهنه قبایی
ز من آموز آیین محبت
مرام سنگ را باشد جدایی
بگو تا کی برنجانی دل ما
بگو تا چند بامی دو هوایی
خلاف عهد شام ماست کزما
سحرگه در ره دیگر سرایی
مرا یک خوشه از شاخ امل بس
که انگورت شود تاک وصالی
سلام فیک حتا مطلع الفجر
سهل عقده و احلل من لسانی
به غیر از تو که را بخشید فرهاد
از این تحفه غزل های عراقی
الا اي مونس رحت كجايي
به نزد ما رخ دیگر نمایی
دلم از زهر هجران گشته خسته
مگر از دست تو خیزد دوایی
روا دار از برای ما وصالت
که فرقت جمله باشد ناروایی
سراسر عالمی کردیم خاموش
مگر از تو به گوش آید صدایی
بخند ار طعنه ی ما ار خوش آیی
مگری ار نیست از دوری ملالی
به کوی ما گذر کن از سخاوت
مگر دنیا کند با ما سخایی
بگیرم بهر حاجت دامن تو
که دیبه گرددم کهنه قبایی
ز من آموز آیین محبت
مرام سنگ را باشد جدایی
بگو تا کی برنجانی دل ما
بگو تا چند بامی دو هوایی
خلاف عهد شام ماست کزما
سحرگه در ره دیگر سرایی
مرا یک خوشه از شاخ امل بس
که انگورت شود تاک وصالی
سلام فیک حتا مطلع الفجر
سهل عقده و احلل من لسانی
به غیر از تو که را بخشید فرهاد
از این تحفه غزل های عراقی