16
نازبو!
حالت چطور است؟این روزهای آخر احتمالا به کندی خواهند گذشت تا روز موعود فرا برسد.من که خیلی راجع بهش فکر کرده ام اینکه چه کار کنم ولی عزیزم به قول خودت آدم باید در لحظه ی انجام قرار بگیرد آنوقت عکس العمل نشان بدهد چیز مهم این است که برای آن روز خوب بیتابی میکنم.بگذریم بگذار همه چیز خودش جلو بیاید و ما ببینیم در ضیافت این همه لحظه چه دسته گلی به آب خواهیم داد.
از افغانستان خبر میرسد که انتخابات با تحریم و کنار کشیدن تمام نامزدهای انتخاباتی به جز یکی صورت گرفته.آنها این تک نامزد را محکوم کرده اند که در انتخابات فساد یا یک چنین چیزی ایجاد کرده است.فکر نمیکنم نام کسی از آن دیگر نامزدها را بدانیم.میگویم بدانیم چون مطمئنا خود افاغنه از دانستن آن اسامی معذورند حالا چه انتظار بیجایی است اگر قرار باشد بروند و به یک چنین ادمهایی رای هم بدهند.چند نفر مردم افغانستان باسوادند چه مقدار اطلاع رسانی در آنجا صورت میگیرد و دست آخر در کدامین فضا و در چه دوره ای ساکنان این سرزمین بدوی با اصول و مقدمات دموکراسی آشنا شده اند که حالا قرار شده است از طریق یکی از متعالی ترین روشهای موجود یعنی انتخابات Election سرنوشت خود و کشورشان را معلوم کنند.ببین در دنیا حدود صد وچهاده پانزده کشور وجود دارد.از این بین حدود سی چهل امیر نشین شیخ نشین و پادشاه نشین بزن بهادر نشین هست که اصلا نیازی به انتخابات ندارند.صاحب مملکت به عنوان وارث ابدی آن تا آخر عمر سمتی را که به زور پول یا به مدد اعمال نفوذ گروهی فرصت طلب و یا به یاری کودتا بدست آورده حفظ میکند.کمتر از این مقدار کشورهایی هستند که مملکت دست به دست از پدر به پسر میرسد و تا گردن کلفتی از طبقه ی بالا نباشد احتمالا در صورت نبود مردان زنان نیز به میدان می آیند و جریان مافیایی موجود را ادامه میدهند.بعد از اینها کشورهایی هستند که اصلا دولت ندارند یا آنقدر فقیرند که دولت-ولو به ظاهر قدرتمند- به گربه رقصانی میماند که لز سوی شخصیتی دیگر-حتا از سوی دولتی دیگر-به حرکت در می آید و یا بر اثر ضعف این سیستم مرکزی ملوک الطوایفی بر آن حاکم است.پس از این میرسیم به حکومتهایی که با نام کلی ی دموکراسی اداره میشوند و چون یکی از مصادیق حکومت دموکراسی حضور مردم در صحنه ی قدرت است انتخابات نیز به عنوان جز لاینفک این سیستم کشورداری به عرصه پا میگذارد.اما ببشتر از نیم این کشورها عملا در این سیستم نسبتا دموکرات خود الیگارشی و بوروکراسی دارند که عملا برای انجام این فریضه ی مهم از نیروهای حافظ صلح و سازمان ملل کمک میگیرند.حتا در کشور متمدنی چون امریکا کار به دادگاه و رای قانون اساسی میرسد.بنابراین چقدر میتوان به نتیجه ی عادلانه ی شمارش رای امیدوار بود.میان خود این کشورها گروهی هستند که علیرغم پایبندی به اصول این نوع دموکراسی قایل به وجود مقام غیر قابل عزلی در میان هستند.این مقام که عموما به عنوان ارث در خانواده ای-مثل خاندان سلطنتی-دست به دست میشود.دارای ضمانت اجرایی برخورد در برابر نظر جمع نیست اما با اینهمه به عنوان تافته ای جدا بافته پذیرفته شده.این نوع حکومت حالت پیشرفته ی سیستمهای فیودالی-سلطنتی ی قرون وسطا به بعد است که با در نظر گرفتن رای مردم و ارزش قایل شدن حضور انها تغییراتی به خود گرفته است.جالب است که پیشرفته ترین کشورهای دنیا با ثبات ترین انها که بعضا از سرمایه های مالی ی قابل توجهی برخوردارند در این رده قرار میگیرند.انگلستان کشوری که با انقلای صنعتی اروپا را تکان داد سوئد سرزمین ثبات که پس از حدود بیست سال جمعیتش ثابت مانده است.دانمارک قطب دام و لبنیات اروپا فنلاند و نروژ صلح جو ترین کشروهای دنیا همه با این سیستم اداره میشند.هیچ انسان عاقلی نمیتواند به مردم این کشورها اهمیت انتخابات و حکومت دموکرات را یاد آوری کند-منظورم سیستم مملکت داری با نام democratic میباشد-و کسی هم نمیتواند رشد و ثبات –دو عاملی که علت و معلول هم نیز میتواند باشند-این چند کشور را به زیر سوال ببرد.با این تجربه ی چندین ساله شاید بتوان باور کرد حکومتهای سلطنتی انقدرها هم که میگویند بد نیست و با تغییراتی در زیر ساخنتهای ان میتوان به نتایج مطلوبی رسید.
بهت فکر میکنم.
نازبو!
حالت چطور است؟این روزهای آخر احتمالا به کندی خواهند گذشت تا روز موعود فرا برسد.من که خیلی راجع بهش فکر کرده ام اینکه چه کار کنم ولی عزیزم به قول خودت آدم باید در لحظه ی انجام قرار بگیرد آنوقت عکس العمل نشان بدهد چیز مهم این است که برای آن روز خوب بیتابی میکنم.بگذریم بگذار همه چیز خودش جلو بیاید و ما ببینیم در ضیافت این همه لحظه چه دسته گلی به آب خواهیم داد.
از افغانستان خبر میرسد که انتخابات با تحریم و کنار کشیدن تمام نامزدهای انتخاباتی به جز یکی صورت گرفته.آنها این تک نامزد را محکوم کرده اند که در انتخابات فساد یا یک چنین چیزی ایجاد کرده است.فکر نمیکنم نام کسی از آن دیگر نامزدها را بدانیم.میگویم بدانیم چون مطمئنا خود افاغنه از دانستن آن اسامی معذورند حالا چه انتظار بیجایی است اگر قرار باشد بروند و به یک چنین ادمهایی رای هم بدهند.چند نفر مردم افغانستان باسوادند چه مقدار اطلاع رسانی در آنجا صورت میگیرد و دست آخر در کدامین فضا و در چه دوره ای ساکنان این سرزمین بدوی با اصول و مقدمات دموکراسی آشنا شده اند که حالا قرار شده است از طریق یکی از متعالی ترین روشهای موجود یعنی انتخابات Election سرنوشت خود و کشورشان را معلوم کنند.ببین در دنیا حدود صد وچهاده پانزده کشور وجود دارد.از این بین حدود سی چهل امیر نشین شیخ نشین و پادشاه نشین بزن بهادر نشین هست که اصلا نیازی به انتخابات ندارند.صاحب مملکت به عنوان وارث ابدی آن تا آخر عمر سمتی را که به زور پول یا به مدد اعمال نفوذ گروهی فرصت طلب و یا به یاری کودتا بدست آورده حفظ میکند.کمتر از این مقدار کشورهایی هستند که مملکت دست به دست از پدر به پسر میرسد و تا گردن کلفتی از طبقه ی بالا نباشد احتمالا در صورت نبود مردان زنان نیز به میدان می آیند و جریان مافیایی موجود را ادامه میدهند.بعد از اینها کشورهایی هستند که اصلا دولت ندارند یا آنقدر فقیرند که دولت-ولو به ظاهر قدرتمند- به گربه رقصانی میماند که لز سوی شخصیتی دیگر-حتا از سوی دولتی دیگر-به حرکت در می آید و یا بر اثر ضعف این سیستم مرکزی ملوک الطوایفی بر آن حاکم است.پس از این میرسیم به حکومتهایی که با نام کلی ی دموکراسی اداره میشوند و چون یکی از مصادیق حکومت دموکراسی حضور مردم در صحنه ی قدرت است انتخابات نیز به عنوان جز لاینفک این سیستم کشورداری به عرصه پا میگذارد.اما ببشتر از نیم این کشورها عملا در این سیستم نسبتا دموکرات خود الیگارشی و بوروکراسی دارند که عملا برای انجام این فریضه ی مهم از نیروهای حافظ صلح و سازمان ملل کمک میگیرند.حتا در کشور متمدنی چون امریکا کار به دادگاه و رای قانون اساسی میرسد.بنابراین چقدر میتوان به نتیجه ی عادلانه ی شمارش رای امیدوار بود.میان خود این کشورها گروهی هستند که علیرغم پایبندی به اصول این نوع دموکراسی قایل به وجود مقام غیر قابل عزلی در میان هستند.این مقام که عموما به عنوان ارث در خانواده ای-مثل خاندان سلطنتی-دست به دست میشود.دارای ضمانت اجرایی برخورد در برابر نظر جمع نیست اما با اینهمه به عنوان تافته ای جدا بافته پذیرفته شده.این نوع حکومت حالت پیشرفته ی سیستمهای فیودالی-سلطنتی ی قرون وسطا به بعد است که با در نظر گرفتن رای مردم و ارزش قایل شدن حضور انها تغییراتی به خود گرفته است.جالب است که پیشرفته ترین کشورهای دنیا با ثبات ترین انها که بعضا از سرمایه های مالی ی قابل توجهی برخوردارند در این رده قرار میگیرند.انگلستان کشوری که با انقلای صنعتی اروپا را تکان داد سوئد سرزمین ثبات که پس از حدود بیست سال جمعیتش ثابت مانده است.دانمارک قطب دام و لبنیات اروپا فنلاند و نروژ صلح جو ترین کشروهای دنیا همه با این سیستم اداره میشند.هیچ انسان عاقلی نمیتواند به مردم این کشورها اهمیت انتخابات و حکومت دموکرات را یاد آوری کند-منظورم سیستم مملکت داری با نام democratic میباشد-و کسی هم نمیتواند رشد و ثبات –دو عاملی که علت و معلول هم نیز میتواند باشند-این چند کشور را به زیر سوال ببرد.با این تجربه ی چندین ساله شاید بتوان باور کرد حکومتهای سلطنتی انقدرها هم که میگویند بد نیست و با تغییراتی در زیر ساخنتهای ان میتوان به نتایج مطلوبی رسید.
بهت فکر میکنم.