19
نازبو!
سلام چطوری؟اینجا برای کریسمس آماده نمیشوند.راست میگویم.یک سکون خیلی سنگین بر همه چیز حاکم شده که انگار نه انگار در آن سوی دنیا چند میلیارد نفر میخواهند به استقبال سال جدید بروند.من این نوع خموشی و سکوت را که تا سالها پیش حتا در مورد عید زیبای خودمان هم روا میرفت به نوعی عقده ی سنگین اعراب از ما مربوط میدانم.تنها دین و مذهبی که سال جدید را جشن نمیگیرد باری همین اسلام است.وگرنه بقیه ی ادیان(به روی مذهب تاکید دارم از مسیحیت تا مانویت و مهریت و میتراییسم و زردشتی و بودیسم)به این مقوله یعنی وجود نوعی جشن و شادی در بطن استقبال یا تحویل سال پابند بوده اند.حالا وقتی که این قوم خودشان از این شادی و مراسم بی بهره اند خب طبیعی است که جلویش را از سوی دیگران بگیرند.ما تا سالیان دراز شاهد موضع گیری هایی برای از بین بردن نوروز و سایر جشنهای ایرانی بودیم در مبتذل ترین نوع آن مراسم چهارشنبه سوری را به اتش پرستان منسوب نموده اند و آن را ممنوع میدانستند.امروز البته خیالشان از بابت چهارشنبه سوری جمع تر شده.انحرافی که به ان وارد شده و باعث خارج شدن از متن اصلی و آیین های ان شده و به نوعی هرج و مرج و آشوب طلبی از سوی نوجوانان که با درهای بسته ی بی شماری رودر رو هستند و از این طریق خود را نوعا درگیر مبارزه با سیستم یا دستکم مخالفت با ان میدانند همه و همه از آن یک مراسم بسیار سطحی و اشتباه ساخته که میتواند خیلی راحت مورد تکفیر همگان نیز قرار گیرد.به این صورت که خودشان پس از به راه افتادن این ترقه بازی های گوش خراش می آیند و میگویند خلایق چهارشنبه سوری همین است که دیدید.و دو سه تا بی خبر و نادان از همه جا هم گوش کنند و بگویند پس اگر همین است خب تعطیلش کنید.
در اینجا این نکته را هم یادآوری کنم.که الزاما این رفتار نوجوانان و دیگران مورد بحث من نیست ولی خب در صورت وقوع چنین مواردی ما نمیتوانیم آن را رد کنیم.ببین من میگویم برای خر باید طویله درست کرد برای کتابخوان کتابخوانه و سالن مطالعه تازه بالغی هم که پر از شور و مغزش برای هیجان درد میکند خب باید جایی باشد که بدان برسد.عده ای از این افراد سالها بعد به دلمشغولی های دیگری میرسند که خیلی هایشان مثبتند یکی کوه نورد میشود یکی میرود درس میخواند یکی جهانگرد یا استاد کارگر تولیدی...پس این یک دوره ی گذار است و باید باشد و شرایط استفاده ی آن به همه نوع برای همه فراهم شود.و خب عده ای حالتهای هیجانی هیستریک آن دوران را فراوش نمیکنند و شاید به ورطه هایی چون اکستازی غوطه ور شوند.
به هر حال ما پزشک جامعه نیستیم. در یک مملکت سکولار هم نمیتوان جلوی یک چیز را به صرف آن که بد است گرفت چون به هر حال به صورت زیر پوستی هم که شده شاهد رشد و نمای ان خواهیم شد پس چه بهتر که تمام هست و نیستش جلوی چشم خودمان باشد که به وقت واقعه بتوانیم اقدام بکنیم.
ولی برگردیم بر سر بحث خودمان.آری کریسمس در راه است.میدانی؟من خیلی از کریسمس خوشم می آید.بچه که بودم یکی از حسرتهایم همین بود که چرا عید ما کریسمس نیست.دوست داشتم در برف و سرما درخت کاج رنگ رنگ و برق زننده را ببینم و منتظر پاپا نویل بشوم.خوشحالم امروز که ان روزها گذشته و من به ماهیت زیبا و جهان شمول نوروز ناز و دوست داشتنی ی خودمان پی برده ام ولی حالا میگویم کریسمس هم زیباست.و چرا زیبا نباشد وقتی میبینی عده ی زیادی از مردم با شادمانی به انتظار تحویل سال مینشینند و سعی میکنند در سال جدید بهتر از قبل باشند.بله همه ی اینها زیبا ست.حتا وقتی که به این فکر میکنی که به همراه این چند میلیارد نفر که به فرموده ی مسیح یا یکی از حواریون و شاید مرجع تقلیدی در ان شب خاص کباب غاز یا مرغابی یا غیره میل میکنند یک ملیارد نفری هستند که گرسنگی را در تمام ابعادش درک میکنند و باور میکنند.شاید اگر مسیح که امروزه با شواهدی که به دست امده وجود و زندگیش به زیر علامت سوال رفته شخصی حقیقی(و نه مثل حال حقوقی)بود.-حال هر کسی که فقط انسان باشد- می آمد و میگفت:شام کریسمس را بیایید و با بقیه ی مردم این دنیای کوچک تقسیم کنید.آنوقت دنیا کریسمس میشد.
بهت فکر میکنم.
نازبو!
سلام چطوری؟اینجا برای کریسمس آماده نمیشوند.راست میگویم.یک سکون خیلی سنگین بر همه چیز حاکم شده که انگار نه انگار در آن سوی دنیا چند میلیارد نفر میخواهند به استقبال سال جدید بروند.من این نوع خموشی و سکوت را که تا سالها پیش حتا در مورد عید زیبای خودمان هم روا میرفت به نوعی عقده ی سنگین اعراب از ما مربوط میدانم.تنها دین و مذهبی که سال جدید را جشن نمیگیرد باری همین اسلام است.وگرنه بقیه ی ادیان(به روی مذهب تاکید دارم از مسیحیت تا مانویت و مهریت و میتراییسم و زردشتی و بودیسم)به این مقوله یعنی وجود نوعی جشن و شادی در بطن استقبال یا تحویل سال پابند بوده اند.حالا وقتی که این قوم خودشان از این شادی و مراسم بی بهره اند خب طبیعی است که جلویش را از سوی دیگران بگیرند.ما تا سالیان دراز شاهد موضع گیری هایی برای از بین بردن نوروز و سایر جشنهای ایرانی بودیم در مبتذل ترین نوع آن مراسم چهارشنبه سوری را به اتش پرستان منسوب نموده اند و آن را ممنوع میدانستند.امروز البته خیالشان از بابت چهارشنبه سوری جمع تر شده.انحرافی که به ان وارد شده و باعث خارج شدن از متن اصلی و آیین های ان شده و به نوعی هرج و مرج و آشوب طلبی از سوی نوجوانان که با درهای بسته ی بی شماری رودر رو هستند و از این طریق خود را نوعا درگیر مبارزه با سیستم یا دستکم مخالفت با ان میدانند همه و همه از آن یک مراسم بسیار سطحی و اشتباه ساخته که میتواند خیلی راحت مورد تکفیر همگان نیز قرار گیرد.به این صورت که خودشان پس از به راه افتادن این ترقه بازی های گوش خراش می آیند و میگویند خلایق چهارشنبه سوری همین است که دیدید.و دو سه تا بی خبر و نادان از همه جا هم گوش کنند و بگویند پس اگر همین است خب تعطیلش کنید.
در اینجا این نکته را هم یادآوری کنم.که الزاما این رفتار نوجوانان و دیگران مورد بحث من نیست ولی خب در صورت وقوع چنین مواردی ما نمیتوانیم آن را رد کنیم.ببین من میگویم برای خر باید طویله درست کرد برای کتابخوان کتابخوانه و سالن مطالعه تازه بالغی هم که پر از شور و مغزش برای هیجان درد میکند خب باید جایی باشد که بدان برسد.عده ای از این افراد سالها بعد به دلمشغولی های دیگری میرسند که خیلی هایشان مثبتند یکی کوه نورد میشود یکی میرود درس میخواند یکی جهانگرد یا استاد کارگر تولیدی...پس این یک دوره ی گذار است و باید باشد و شرایط استفاده ی آن به همه نوع برای همه فراهم شود.و خب عده ای حالتهای هیجانی هیستریک آن دوران را فراوش نمیکنند و شاید به ورطه هایی چون اکستازی غوطه ور شوند.
به هر حال ما پزشک جامعه نیستیم. در یک مملکت سکولار هم نمیتوان جلوی یک چیز را به صرف آن که بد است گرفت چون به هر حال به صورت زیر پوستی هم که شده شاهد رشد و نمای ان خواهیم شد پس چه بهتر که تمام هست و نیستش جلوی چشم خودمان باشد که به وقت واقعه بتوانیم اقدام بکنیم.
ولی برگردیم بر سر بحث خودمان.آری کریسمس در راه است.میدانی؟من خیلی از کریسمس خوشم می آید.بچه که بودم یکی از حسرتهایم همین بود که چرا عید ما کریسمس نیست.دوست داشتم در برف و سرما درخت کاج رنگ رنگ و برق زننده را ببینم و منتظر پاپا نویل بشوم.خوشحالم امروز که ان روزها گذشته و من به ماهیت زیبا و جهان شمول نوروز ناز و دوست داشتنی ی خودمان پی برده ام ولی حالا میگویم کریسمس هم زیباست.و چرا زیبا نباشد وقتی میبینی عده ی زیادی از مردم با شادمانی به انتظار تحویل سال مینشینند و سعی میکنند در سال جدید بهتر از قبل باشند.بله همه ی اینها زیبا ست.حتا وقتی که به این فکر میکنی که به همراه این چند میلیارد نفر که به فرموده ی مسیح یا یکی از حواریون و شاید مرجع تقلیدی در ان شب خاص کباب غاز یا مرغابی یا غیره میل میکنند یک ملیارد نفری هستند که گرسنگی را در تمام ابعادش درک میکنند و باور میکنند.شاید اگر مسیح که امروزه با شواهدی که به دست امده وجود و زندگیش به زیر علامت سوال رفته شخصی حقیقی(و نه مثل حال حقوقی)بود.-حال هر کسی که فقط انسان باشد- می آمد و میگفت:شام کریسمس را بیایید و با بقیه ی مردم این دنیای کوچک تقسیم کنید.آنوقت دنیا کریسمس میشد.
بهت فکر میکنم.