سه‌شنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۳

در جهانداری ی جهل
فحشا ملی شد
روسپیان در یک جشن
قامت عشق گرامی کردند
و گدایان سفیران و سهامداران کارخانه و لبخند شدند.

یاسمن هیچ نگفت.

مهر 79

-


شاید شروع یک سحر آواز دیگری ست
که میخکان مهاجران دره یکی
که روزی
آزادی به نام باشد
و عشق را بهتر کلام.

-

آزادی ای ترانه ی دلگرمی و نازکترین سخاوت هستی من!
باورت میکنم.
که خانه نزدیک است و هیچ آوازی قصه ی مادر بزرگ نیست.

-
Я люблюТебя Мая Родина!
Мою Родину!!

بگذار مهربان نباشند
یا هیچ دوست دار
با عشقها و بوسه نگردد دوست
اما تو را وطن همه دوست دارم
در درد و دشمنی
پیمان دارمت و تو پیمان بهتری
عشق تو بهترین غیرت و قبض
شادی تری.