دوشنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۳

آه ای آفتاب خوب آزادی!
بر زمین سرد ما کی طلوع خواهی کرد؟
بر برو بام کاشانه ی من
بر دل افسرده ی من
بر زمین ما
بر خیال نا امید و دل افسرده ی من
آه!ای باران!!
تیرگی های هوای تنگ این زندان را شست و شو کی خواهی داد
آه!
ای سرزمین ای قاصد خوب آزادی
گو کی چشم در دیده ی من میگشایی
وعده ی دیدار خوب روبه رو کی خواهی داد