یکشنبه، خرداد ۰۱، ۱۳۸۴

1


وقتی در آیینه مینگرم
تازه آن موقع ملتفت میشوم که
زندگی آنقدر ها هم ارزش زیستن ندارد.

گیج گول شکسته
با جای سوزنهای بی حس شیمی درمانی
همچون تصادف دو اتومبیل از سر اهمال یکی

جهان به امید فردا خسبیده است
و من در انتظار آنچه که خواهد شد بیدار نشسته ام.