6
در آستانه ی پر کشیدن تو
در آستانه ی گریستن من
ستاره ای چشمک میزد.
ماه خمیازه ای کشید و گفت:
کاشکی آفتاب امروز زودتر پستش را تحویل میگرفت.ستاره چشمک زد و آستانه از نوع ورق خورد
در آستانه ی پر کشیدن تو
در آستانه ی گریستن من
ستاره ای چشمک میزد.
ماه خمیازه ای کشید و گفت:
کاشکی آفتاب امروز زودتر پستش را تحویل میگرفت.ستاره چشمک زد و آستانه از نوع ورق خورد