شنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۸۴

7


امروز به خانه ی پیرزنی دعوت دارم.
خانه ی پیرزن در یک کوچه ی تمیز آبیاری شده است.
درب خانه ی پیرزن سبز رنگ است با لکه های زنگ زده.
خانه ی پیرزن یک حیاط دارد پر از برگهای ریخته ی خزان.
و یک زیر زمین
که سابقا جن سالخورده ای در آن منزل داشت.
جن سالهاست که از دنیای ما رخت بر بسته.
با آن قد کوتاه تن پشمالو و شکم بزرگش.
اتاق پیرزن بالاست.
یازده پله میخورد تا تراس
پیرزن دو اتاق دارد که هر دو دیوار شیشه ای دارند.

درست یادم نیست کی به این مهمانی دعوت شدم.
اما پیرزن مرده است.