8
ساعت سه بعد از نیمه شب است.
داشتم شعر مینوشتم که گوشی ام زنگ زد.
یک اسم عجیب هم رویش افتاد که نتوانستم بخوانم.
چون بطور وارونه جلویم بود.
گوشی را برداشتم.اما ارتباط قطع شد.
سی ثانیه بعد یک تک زنگ دیگر خورد.
سعی کردم اسم را به خاطر بسپارم.
گمانم نوشته بود:
ساعت سه بعد از نیمه شب است.
داشتم شعر مینوشتم که گوشی ام زنگ زد.
یک اسم عجیب هم رویش افتاد که نتوانستم بخوانم.
چون بطور وارونه جلویم بود.
گوشی را برداشتم.اما ارتباط قطع شد.
سی ثانیه بعد یک تک زنگ دیگر خورد.
سعی کردم اسم را به خاطر بسپارم.
گمانم نوشته بود: