سیاه مست
ای کبک خوش خرام که خوش می روی بایست   غره مشو که گربه زاهد نماز کرد
شنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۴
20
گناه من نیست که اینهمه به تو مشکوکم.
تو خود به قدر تمام باورهای من مشکوکی.
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
بايگانی وبلاگ
◄
2008
(10)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(9)
◄
2007
(15)
◄
اکتبر
(2)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(8)
◄
ژوئیهٔ
(3)
◄
آوریل
(1)
◄
2006
(7)
◄
اوت
(4)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(2)
▼
2005
(75)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(10)
◄
اوت
(8)
◄
ژوئیهٔ
(7)
▼
ژوئن
(17)
مرثیه 1چه سخته چه سخته چنین جون سپردنچه تلخه چه تل...
وقت گریهخالی از شعری دوبارهخالی از صدای فردادوباره...
در بی سوادی امتحان شهریوردر لحظه ی گرفتن برگ تقلبد...
زجرکشیفکر الان نیست.سالهاست که دارم با خودم این طر...
تاریخ سلسله ی هاشمیهوقتی سربازان فیروزالملک برای ا...
21کوچک است جهان.در مقیاس مرگ بزرگ اندازه می شود.
20گناه من نیست که اینهمه به تو مشکوکم.تو خود به قد...
نامه های نازبو20نازبو!سلام عزیزم!چطوری؟امیدوارم حض...
19زنی در هاله ی جوانی ی خود فرورفته بود.دختری بی ...
18بر مزار کدامین بهار از دست رفته ضجه میزند این آ...
17خمیازه میکشم...اما قلم هنوز در دستم محکم است.سر...
16من و تو سالهای سکوت را با هم گذراندیم.در ساهچاله...
15خاطره ی من و تو آنجاست.زیر سفری ی آسمانی که هنو...
14جهان مجال ممکن و مقدور آفرینندگی است.تا به قامت...
13آریو خشته است.تا آزادی را در کمان خویش نهد آرش....
12شال گردن میخواهمو پالتوی بلند سبز رنگم را.کلاه ا...
11باران می آیداما آنقدر به مرگ نزدیک شده ایمکه کنا...
◄
مهٔ
(12)
◄
مارس
(9)
◄
فوریهٔ
(5)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2004
(106)
◄
دسامبر
(9)
◄
نوامبر
(5)
◄
اکتبر
(13)
◄
سپتامبر
(11)
◄
اوت
(11)
◄
ژوئیهٔ
(8)
◄
ژوئن
(6)
◄
مهٔ
(9)
◄
آوریل
(10)
◄
مارس
(4)
◄
فوریهٔ
(12)
◄
ژانویهٔ
(8)
◄
2003
(150)
◄
دسامبر
(12)
◄
نوامبر
(6)
◄
اکتبر
(15)
◄
سپتامبر
(15)
◄
ژوئیهٔ
(8)
◄
ژوئن
(27)
◄
مهٔ
(17)
◄
آوریل
(19)
◄
مارس
(20)
◄
فوریهٔ
(11)
پیشینه ها
کار بزرگ
خوی خوب خدا
زجر کشی
تاریخ سلسله هاشمیان
اسم اعظم
شاپرک
نوشته های پراکنده
عشق عمومی
روزهایی که می گذرند
کی با سواده
طلوع
و این سال سوم بود
محل گذر
ماشین قراضه
ماجرای شهر قدیمی
یادداشتهای یک دیوانه
سنگر نورانی من
به همبن ساده گی
نزع
دریافت
هیات آسدمهدی
تجلی
مادرمان سرمه
گزارش گرتمان
استخوان فک سگ
شام آخر
مسافر از بهشت می آید
salute
داستان دعا خواستن
خانه کامبیز
آن دو چشم در صفحه سیاه روبه رو
خانه
بیداری
آفرینگان
عکسی برای قاب ما
زنده گی مردم
مدرسه اول
دون ژوان من 2
دون ژوان من 1
متولدین ماه مه
خانه
تماس