یکشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۸۴

وقت گریه



خالی از شعری دوباره
خالی از صدای فردا
دوباره ترانه خالی
بازم آواز خالی از ما

دوباره موقع مویه
وقت خوب گریه کردن
وقت تنهایی خونه
موقع گلایه کردن

دوباره وقت شکستن
موقع خون وقت لاله
موقع سکوت دیگر
حرف آخر بی گلایه

باز قلم شکسته بازو
واسه وقت از تو گفتن
دوباره واستاده چون کوه
توی موقع شکستن

وقت دل دل واسه هق هق
پشت این ابر بهاری
که داره همش میباره
وقشته.... آره بباری

موقع سکوت جاده
وقت همهمه تو کوچه
موقع سکوت و باتون
سر باغچه ها شکنجه

وقت دلگیری غصه
وقتی از غم بدش اومد
وقتی که درد پره درده
همه از هم بدش اومد

موقع چهچهه ی تیر
وسط حنجره ی ساز
تو مراسم شنیدن
دوباره شکست آواز

زیر بارون خیس و خسته
وقت خونه وقت پرسه
چون ستاره بر سر دار
تا وطن همیشه بیدار


تهران/اردیبهشت 84