دوشنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۸۴

دست های آلوده



ببین که تو دستای من
بذر ترانه خالیه
این پیله های فاصله
پروانه ی خیالیه

وقتی که تو صدای تو
ترانه هام پیدا میشد
با این شبای سوگوار
ستاره آشنا می شد

من توی خواب رو پشته بون
بختکه سنگسار میدیدم
رو چوبه های بند رخت
ریسمونای دار میدیم

ببین که تو دستای من
جفت پرنده مردنی ست
که مرگ این پرنده ها
چون سرگذشته زنده گیست

دنیا برام پیله شده
انگار که بوی مرگ میاد
دستای آلوده ی من
سایه تو سر پناه میخواد