ریحانه:
یک دهن پر از ترانه
یک دهن پر از ترانه
هشت سرود خواهش برای ریحانه
(پیشکشی برای یک ساله گی ی ریحانه)
1
در چشمهایم می غلتند
اشکهایت
و شهوت یافتن تو
که دقایق بی تو بدون را آبستن می کنند.
من روزها
در ساعات بی قراری
چشمهایی را جسته ام
که تابستان بوده اند.
و در شبهای سکوت
تصویر ماه تاب
نخشب می گشت.
چشمهایت
در شامی از سکوت و التماس من
در فاصله ی تاریک بین ما
طلوع نمود.
2
در شام های دیگری جستمت
در سایه های روزی ناگاه پیدا شدی
و نگاهت پیوسته گی ی روزان و شبان را
به دقایق ناگزیر هدیه می داد.
نازبو
تکرار حرارت معشوقه های از یاد رفته شد.
3
نخستین خنده ات را به یاد دارم.
نخستین التماس من
در شراب بوسه ی تو
در شب های بی رمق
که هرم لرزش ادراک تو را
در قدم های مسافران
به خاطر میسپرد.
4
بسیارند دقایق بی تو
بسیار بوده اند صدایت
که شیشه های یگانه گی را
در جام فاصله بشکسته اند.
و من
صدای دخترک خسته ای را می شنوم
که قلبش دریای اشکی بی انتهاست.
5
آنک تویی
با چشمهایت که انگاره ی خواستن و پذیرش است
و دست هایت
در گاه لرزیدن من
آنک تویی با لبهایت
سفره ی سخاوت و عسل
و آغوش من
وقتی که گریستن آغاز می کنی
و دو پرنده گان کوچک قلبت
در دستان من آوازی دوباره سر می دهند.
6
تا چند به درخت دوشیزه گی خویش کام داده ای
تا چند در خواب های دور
تکرار خاطره ی زنی بوده ای بالا بلند و سیاه پوش
که اشکهایش را در گودالی میریزد
و ماهی های ماه تاب
در تاریکای کورماکوری
راهی به پستان های شیری رنگ زنی می جویند
تا کام های کودکان خواب
از شیرینی ی شهوت دوشیدنش
سیراب شود.
7
و تو را از هجوم نیاز آفریدم.
در آیینه ی رستگاری ی انسان فردا
هنگامی که هیچ رستگاری انسان زمین را مقدر نبود.
و من با ریحانه به جنگ سرنوشت میروم.
با بازوان تو
و قلم من
که در راستای لرزش پذیرش اندام تو
انسان رستگار را
در چشمان آتش
محتوم میبیند.
8
آنک مردی
بر نیمکت های بلاتکلیف
که در پذیرش سیگارهای تابستان
یا عشقی دوباره در میلاد پاییز سرگردانند
آنک مردی
که یارای رفتنش نیست.
و شور بی وقفه ی دختری
که تنش را زندان مرد نموده است.
آنک مردی که در کشف زندان خود
واژه هایی دوباره می خرد
وقتی که بوی جادویی دختر
جسارت هر انجامی را از انگشتان مرد بگرفته است.
تهران/18 شهریور 84