سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۵

مزدیسنا درود



صبح آمد و خروس گشود از حجاب رو
از یاری سروش بخوانید یتا اهو1
خورشید سر رسید و بوشاسپ چیره شد
خندید سپند ارمذ به وای اندرو 2
لشکر نمود خوبی از بهر جنگ بد
وان دیو خشم و مرگ که بروی گرفته سو3
ای خوش که نام ایزد پیروز و پادشاست
در پیش اهرمن بگرفتست آبرو4
میترا به خفته گفت که مزدیسنا درود!
برخیز و با نیایش کن دین خویش نو
آذر ورا بشارت جوش و خروش داد
گر از سر نیایش افزاید آن الو
ناهید رفت تا به بن سور اردوی
زان آب بهر زوثر بیآورد یک سبو5
با بوی بامداد ز راه آمدند باز
آن فروهر ستوده ی بهدین راه رو6
موبد گرفت برسم و چون زوت ایستاد
راسپی درون و هوم نمود و بداد او7
پوشید سدره این و میان بست کستی
وان پادیاب کرد و بگذاشت پنام رو8
آتش کده نیایش مزدا شروع کرد
جان در دمای آذر و بر سوی اوست بو9
آن فروهر جدا شد و از ما به سوش رفت
بنمود یک دمی به گرتمان جست و جو10
پیش آی نرسیا که به رای تو مومنم
زان راستین کلام مقدس دمی بگو11
انر زمین پیرو مزدا کسی بجو
فرهاد را ببین که خواند اشم وهو12



1
خروس از حیوانات مقدس در مزدیسنا و همکار سروش نگهبان شب است.
در فرگرد هژدهم وندیداد پاره های 14 می خوانیم:
"پرسید زرتشت از اهورا مزدا ای اهورامزدا ای پاک ترین خرد ای دادار جهان خاکی ای پاک کیست گماشته سروش پاک دلیر کسی که گفتار ایزدی پذیرفت؟آن گاه گفت اهورا مزدا آن گماشته مرغ خروس نام دارد ای اسپیتمان زرتشت.مردمان بد گفتار آن را کهرکتات نامند.زیرا این مرغ است که در سپیده دم توانا آواز برآورد و گوید:برخیزید ای مردمان نماز بهترین راستی بگزارید و به دیوها نفرین فرستید اگر نه دیو خواب گران به شما چیره شود و دیگر باره سراسر گیتی را که در سپیده دم بیدار گشته به خواب فرو برد و گروید ای مردمان باز بخوابید و هنوز هنگام برخاستن نرسیده شما را با ان سه چیز که اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک است کاری نباشد.شما باید با آن سه بدترین چیز که پندار بد و گفتار بد و کردار بد است بسازید.

یتااهو:مقدس ترین دعای زرتشتیان است.و این است ترجمان ان:
مانند اهو برگزیده این چنین سرور مینوی است.
هم به شمار راستی کسی که منش نیک کردا جهانی را به سوی مزدا اورد.
و شهریاری اهورا از برای کسی است که شبان درویشان است.

2
بوشاسپ دیو خواب است.ان چه که رخوت و نخوت و سستی باشد در مزدیسنا زشت و اهریمنی است و دیوی همراه دارد.
سپندارمذ:فرشته ی موکل بر زمین است.
اندروای:فرشته ی موکل بر هوای خوب و خوش بو.

3
دیو خشم که در اوستا aushama آمده خطرناک ترین دیوان است.
دیو مرگ نیز visaato نام دارد.

4
در سنت مزدیسنان پادشاهی از ان اهورا مزداست.
این معنا بارها در نامه ی مینوی امده است از جمله در یسنا 35 پاره 5 می خوانیم:
در حقیقت از برای کسی سلطنت روا می داریم و ان را حق کسی می شناسیم و ان را بری کسی خواستاریم که بهتر سلطنت کند برای مزدا اهورا برای اشاوهیشتا.
مانند این در ویسپرد کرده 8 پاره 2 نیز امده است.
موضوع مالکیت و ولایت که در دین اسلام به خدا تعلق دارد از این سنت مزدیسنا گرفته شده است.

5
اردوی سورا نام رود مقدسی است که با ایزد بانو اناهید نزدیکی دارد.ناهخید فرشته ی موکل بر اب بر فراز قله هرا خانه دارد و از ان جا رود اردوی سورا سرچشمه میگیرد.
پرستش ناهید به همراه میترا از کهن ترین ادیان مزداپرستی دنیا می باشد.که قدمت ان حتا از پرستش اهورامزدا نیز بیشتر است.

زوثر:مایعی که هنگام نیایش آماده می سازند و هدیه به آذر می کنند.

6
در یسنا 26 پاره 9 می خوانیم:
فروهر های همه ی بچگن پاکی که از پارسایان به وجود امدند می ستاییم.فروهرهای پاکانی که در مملکت اند می تاییم فروهرهای پاکانی که بیرون از مملکت اند می ستاییم.

جملاتی مانند این در دیگر جاهای نامه ی مینوی نیز هست و این منظور را برمی گرداند که کسانی برای تبلیغ ایین بهدینی به اکناف و گوشه کنار سفر می کردند.پیرامون این مورد تحقیقی دارم و پاره هایی که به این امر پرداخته را تشریح نموده ام که شوربختانه اینک که این یادداشت را می نوسیم به ان ها دسترسی ندارم.

7
زوت:پیشوایی که سرپرستی نیایش را در اتش کده بر عهده دارد و راسپی همکار اوست.
برسم شاخه های گیاهی هستند که هنگام نیایش به دست می گیرند.هوم عصاره ایست که در نیایش و قربانی کردن به کار می رود.و درون تکه های نان کوچک بدون خمیر مایه است که برای امشاسپندان یا فرشتگان و فروهرهی درگذشتگان خیرات می شود.مراسم عشای ربانی عیسویان از این جا گرفته شده است.

8
سدره پیراهنی است سپید و یکسره که هر زرتشتی پس از رسیدن به پانزده سالگی باید ان را به تن کند.کستی نیز کمربندی است بافته شده از پشم گوسفند که بر روی ان بسته میشود.
پادیاب همان وضو گرفتن و شست و شو و فراهم شدن برای نیایش است و پنام پوششی که جلوی دهان را میگیرد.و بهدینان هنگام نیایش آذر می بایست آن را به دهان داشته باشند.چون در برابر اتش سخن گفتن و آلودن ان و یا چیزی در ان ریختن از گناهان بزرگ به شمار می آید.

9
در مزدیسنا پنج قوه باطنی برای انسان تعیین شده است نخست اهو یا جان است که پاسداری از جسم بر اوست و پس از مرگ نابود می شود.
بوی نیز هوش و حافظه و نیروی دراکه است که نمیمیرد و با روان به جهان دیگر می شتابد.

10
پخشی دیگر از قوای انسان فره یا فروهر نام دارد که ودیعه ایست از سوی اهورامزدا در وجود همه ی مردم.که مردنی نیست و پس از مرگ دوباره به سوی اهورامزدا برمیگردد.گرتمان نیز همان عرش اهورامزداست.در سنت است که اهورامزدا پیش از آفرینش جسمانی نخست فروهر همه ی موجودات را در گرتمان بیافرید و ان گاه بر اساس ان دست به آفرینش زد.عالم مثل افلاطون سرقتی آشکاز از این باور پیش پا افتاده ی بهدینان است.

11
نرسی یا نیروسنگ فرشته ی وحی و پیک اهورامزداست.

12
اشم وهو:از مقدس ترین دعاهای بهدینان که در روز بارها به زبان اورند.چنین است برگردان ان:
راستی بهترین نیکی است.
خوشبختی است و خوشبختی کسی راست:
که راست و خواستار بهترین راستی است.


تهران/ فروردین 7028

یکشنبه، فروردین ۱۳، ۱۳۸۵

نوروز نامه

پیشکش به فروهر انوشه روانان مهربانان فردوسی؛ منصور حلاج؛ پور سینا ؛ حمزه اصفهانی ؛ کسروی ؛ صادق هدایت ؛ پور داوود ؛ عباس اقبال آشتیانی ؛ بهار ؛مارکوارت ؛ مهدی اخوان ثالث و....


آمد بهاران دوستان سرسبز آمد بوستان
غم هل که نوشادی ستان نوروز آمد جاودان
از شوکت مزدیسنی پاکیزه آمد هر تنی
زین پارسا مردو زنی زان سبز پوشیده جهان
بر کف بنه جامی ز می گو قصه از جمشید و کی
هم موبدان ملک ری از روزگار باستان1
از خسرو بهدین گو از پاپ خرمدین گو
هم از پس آبتین گو آن مرد مردستانمان2
گیهان اگر آرام شد از آتش بهرام شد
اهریمنی بردام شد از بهر تعویذی چنان3
برخاست از ارخش غو هم پرخرد بودی و گو
بگرفت خانه از عدو بگذاشت جان اندر کمان4
زرتشت برخیزد ز جا بر دستهایش گات ها
گوید که دادم این خدا از من بگیر این ارمغان5
گوید که من پیغمبرم از سوی ایزد آمدم
هم وخشور هم مغ منم در بند اهریمن ممان
هر خوب ایزد آفرین از او به جز خوبی نبین
وان اهرمن افسون و کین آرد به کار ایزدان6
گفتا که مردم ساختم تا اهرمن را تاختم
گر این در روزش باختم بر خاکش آرم هم عنان7
از تو سه چیزم آرزوست زان باش که فکرش نکوست
کن نیک بر دشمن و دوست هم نیک باشدت بر زبان
بر راه من چون بگذری ره بر گل و بستان بری
از چینود هم بپری گردی تو فردوسی روان8
مزدا به دشمن چیردت از تنگسال بگریزدت
از دیو و دروند خیزدت چسبد به تو فر کیان9
مانند کشتی چون عروس آراسته چون پر خروس
منزل بیاراید سروش باشی در ان نوشگ روان10
فرهاد آیینی گرفت هم راه بهدینی گرفت
راه جهان بینی گرفت کز فرش آمد نو جهان


تهران/نوروز 85(7028 میترایی)

1
شهر باستانی ری در نزدیکی تهران پس از آمدن اشو زرتشت مرکز دینی آیین زرتشتی شد.واتیکان که جای نشستن پاپ اعظم عیسویان است خود تقلیدی است از این بنیاد زرتشتی گری که البته سال های سال پس انجامیدن گرفت.
در بعضی متون خود اشو زرتشت را نیز به ری منسوب نموده اند که درست نیست.
2
خسرو نخست نامور به انوشیروان که دادگری او مورد پذیرش بسیاری از تاریخ نگاران متعصب رومی نیز بود.مخدوش ساختن تصویر وی به دوران نو بر میگردد.آن گاه که خواستند از مزدک یک سوسیالیست و کمونیست اصلاح طلب بسازند که انوشیروان با قساوت عجیبی او و یارانش را کشته است.منابع دست نخست همگان به زشتی کار مزدک و دادگری انوشیروان خستواند.در این جا موضوع دفاع از خسرو و نکوهش مزدک نیست.ولی همین خسرو دانشمندان و فلاسفه روم را که به ایران پناهنده شدند به خوبی پذیرفت و چون آنان از کار خود پشیمان شدند و تصمیم به بازگشت گرفتند پادشاه آنان را نواخت و از قیصر خواست که از گناه آنان چشم بپوشد برای سایر موارد به تاریخ طبری جلد دوم مروج الذهب مسعودی و البته ایران در زمان ساسانیان کریستین سن نگاه کنید.
پاپ همان پاپک خرمدین یا خرمی است.
پس نیز کوتاه شده ی پسر است و آبتین پدر فریدون که پادشاهی هزارساله ی آزی دهاک را برانداخت.
3
بهرام وهرام ورهران یا صورت اوستای آن ورثرغنه از خدایان کهن پیش از زرتشت و نماینده ی جنگ و پیروزی است.ضمنا وی بر سه اتش زمینی مقدس بهدینان نیز نماینده است.
تعویذ نظر قربانی است آن چه برای دفع چشم زخم همراه داشته باشند.خاقانی می گوید:
ماه نو دیدی حمایل زآسمان انگیخته
اختران تعویذ سیمین برکران انگیخته.
پیرامون تعویذ بهرام در یشتی که به نام این ایزد نامزد است(بهرام یشت)کرده 14 پاره های 34 تا 36 می خوانیم:
زرتشت از اهورامزدا پرسید ای اهورا مزدای مینوی پاک ای آفریدگار جهان مادی ای مقدس اگر من از مردان بسیار بدخواه به جادوگری آزرده شدم چاره چیست؟
آن گاه اهورا مزدا گفت پری از مرغ وارغن بزرگ شهپر بجوی این پر را به تن خود بمال با این پر جادوی دشمن را باطل نما.
کسی که استخوانی از این مرغ دلیر یا پری از این مرغ دلیر با خود دارد هیچ مرد توانایی او را نتواند کشت و نه او را از جای به در تواند برد.آن بسیار احترام بسیار فر نصیب ان کس سازد ان او را پناه بخشد آن پر مرغکان مرغان.
از این سه پاره می توان حدس زد در زمان تدوین و اماده سازی یشت ها یا پیش از آن این نظر قربانی همراه گروهی از مردم بوده است.به احتمال بسیار زیاد وان یکاد به همراه داشتن مسلمانان نیز از این رسم ایرانی برداشته شده است.
4
آرش در اوستا erexŝa آمده.و در متون تازی با املایی همانند این.
5
گاتها سروده های خود اشو زرتشت است که در کوه سبلان چون به مکاشفه رسید آن ها را نبشت و با خود نزد گشتاسپ شاه برد.

6
این سنت مزدیسنان است.هر چه خوب و درست و مثبت باشد آفریده ی اهورا مزدا است که خوب کامل است.و آن چه بد و زشت و در یک وازه منفی باشد دستکار دشمن وی اهریمن است.
7
در سنت مزدیسنان اهورا مزدا چون دید توان اهریمن با او برابر است به آفرینش مردم پرداخت تا او را در نبرد با اهریمن یاری دهند.زمان اساطیری مزدیسنان نه هزار سال است.که در سه هزار سال نخست پیروزی با اهورا مزدا است و سه هزاره ی دوم نبرد میان ان دوست که به ناکامی اهورا مزدا منتهی می شود و در سه هزاره سوم زمان میلاد سوشیانث ها و پیروزی محتوم اهورامزدا بر اهریمن است.

8
چینود یا درست تر آن پل چینود گذرگاهی است بر سر کوه داییتی که یک بهدین روز سوم پس از مرگ می بایست از ان بگذرد.اگر در دنیا آیین پندار نیک گفتار نیک کردار نیک را به جای آورده باشد پل چینود سه برابر پهنای خود گسترده می شود و فرد به بهشت می رود در غیر این صورت سه برابر باریک شده و پیرو اهریمن به پایین که دوزخ باشد سقوط می کند.
فردوسی می گوید:
گذشتن چو بر چینود پل بود
به زیر پی اندر همه گل بود
9
از سخنان داریوش بزرگ در کتیبه بهستان است که:
اهورا مزدا این کشور را از لشکر دشمن از تنگسالی و از دروغ پاس دارد.
دروند گویشی از دروج است که دیو دروغ می باشد.و فر کیان هدیه ی اهورامزدا برای نگهبانی و پاس ایران زمین به کسانی که پادشاهی ایران داشتند.نخستین کس کی قباد بنیادگزار کیانیان بود و این فر به کسان پس از او رسید.این فر هرگز به دست غیرایرانی نمی افتد.

10
اقتباس از فردوسی است:
یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته همچو چشم خروس
سروش فرشته ی نگهبان شب است که وضیفه همراهی مرد بهدین در عبور از پل چینود و رسیدن به بهشت را نیز به همراه میترا و رشن دارد.
نوشگ روان کوتاه شده انوشگ روان است یعنی جاودان روان.


اشم وهو وهیشتم استی
اشتا اشتی اشتا اهمایی
هیت اشایی وهیشتایی اشم