نوروز نامه
پیشکش به فروهر انوشه روانان مهربانان فردوسی؛ منصور حلاج؛ پور سینا ؛ حمزه اصفهانی ؛ کسروی ؛ صادق هدایت ؛ پور داوود ؛ عباس اقبال آشتیانی ؛ بهار ؛مارکوارت ؛ مهدی اخوان ثالث و....
آمد بهاران دوستان سرسبز آمد بوستان
غم هل که نوشادی ستان نوروز آمد جاودان
از شوکت مزدیسنی پاکیزه آمد هر تنی
زین پارسا مردو زنی زان سبز پوشیده جهان
بر کف بنه جامی ز می گو قصه از جمشید و کی
هم موبدان ملک ری از روزگار باستان1
از خسرو بهدین گو از پاپ خرمدین گو
هم از پس آبتین گو آن مرد مردستانمان2
گیهان اگر آرام شد از آتش بهرام شد
اهریمنی بردام شد از بهر تعویذی چنان3
برخاست از ارخش غو هم پرخرد بودی و گو
بگرفت خانه از عدو بگذاشت جان اندر کمان4
زرتشت برخیزد ز جا بر دستهایش گات ها
گوید که دادم این خدا از من بگیر این ارمغان5
گوید که من پیغمبرم از سوی ایزد آمدم
هم وخشور هم مغ منم در بند اهریمن ممان
هر خوب ایزد آفرین از او به جز خوبی نبین
وان اهرمن افسون و کین آرد به کار ایزدان6
گفتا که مردم ساختم تا اهرمن را تاختم
گر این در روزش باختم بر خاکش آرم هم عنان7
از تو سه چیزم آرزوست زان باش که فکرش نکوست
کن نیک بر دشمن و دوست هم نیک باشدت بر زبان
بر راه من چون بگذری ره بر گل و بستان بری
از چینود هم بپری گردی تو فردوسی روان8
مزدا به دشمن چیردت از تنگسال بگریزدت
از دیو و دروند خیزدت چسبد به تو فر کیان9
مانند کشتی چون عروس آراسته چون پر خروس
منزل بیاراید سروش باشی در ان نوشگ روان10
فرهاد آیینی گرفت هم راه بهدینی گرفت
راه جهان بینی گرفت کز فرش آمد نو جهان
تهران/نوروز 85(7028 میترایی)
پیشکش به فروهر انوشه روانان مهربانان فردوسی؛ منصور حلاج؛ پور سینا ؛ حمزه اصفهانی ؛ کسروی ؛ صادق هدایت ؛ پور داوود ؛ عباس اقبال آشتیانی ؛ بهار ؛مارکوارت ؛ مهدی اخوان ثالث و....
آمد بهاران دوستان سرسبز آمد بوستان
غم هل که نوشادی ستان نوروز آمد جاودان
از شوکت مزدیسنی پاکیزه آمد هر تنی
زین پارسا مردو زنی زان سبز پوشیده جهان
بر کف بنه جامی ز می گو قصه از جمشید و کی
هم موبدان ملک ری از روزگار باستان1
از خسرو بهدین گو از پاپ خرمدین گو
هم از پس آبتین گو آن مرد مردستانمان2
گیهان اگر آرام شد از آتش بهرام شد
اهریمنی بردام شد از بهر تعویذی چنان3
برخاست از ارخش غو هم پرخرد بودی و گو
بگرفت خانه از عدو بگذاشت جان اندر کمان4
زرتشت برخیزد ز جا بر دستهایش گات ها
گوید که دادم این خدا از من بگیر این ارمغان5
گوید که من پیغمبرم از سوی ایزد آمدم
هم وخشور هم مغ منم در بند اهریمن ممان
هر خوب ایزد آفرین از او به جز خوبی نبین
وان اهرمن افسون و کین آرد به کار ایزدان6
گفتا که مردم ساختم تا اهرمن را تاختم
گر این در روزش باختم بر خاکش آرم هم عنان7
از تو سه چیزم آرزوست زان باش که فکرش نکوست
کن نیک بر دشمن و دوست هم نیک باشدت بر زبان
بر راه من چون بگذری ره بر گل و بستان بری
از چینود هم بپری گردی تو فردوسی روان8
مزدا به دشمن چیردت از تنگسال بگریزدت
از دیو و دروند خیزدت چسبد به تو فر کیان9
مانند کشتی چون عروس آراسته چون پر خروس
منزل بیاراید سروش باشی در ان نوشگ روان10
فرهاد آیینی گرفت هم راه بهدینی گرفت
راه جهان بینی گرفت کز فرش آمد نو جهان
تهران/نوروز 85(7028 میترایی)
1
شهر باستانی ری در نزدیکی تهران پس از آمدن اشو زرتشت مرکز دینی آیین زرتشتی شد.واتیکان که جای نشستن پاپ اعظم عیسویان است خود تقلیدی است از این بنیاد زرتشتی گری که البته سال های سال پس انجامیدن گرفت.
در بعضی متون خود اشو زرتشت را نیز به ری منسوب نموده اند که درست نیست.
شهر باستانی ری در نزدیکی تهران پس از آمدن اشو زرتشت مرکز دینی آیین زرتشتی شد.واتیکان که جای نشستن پاپ اعظم عیسویان است خود تقلیدی است از این بنیاد زرتشتی گری که البته سال های سال پس انجامیدن گرفت.
در بعضی متون خود اشو زرتشت را نیز به ری منسوب نموده اند که درست نیست.
2
خسرو نخست نامور به انوشیروان که دادگری او مورد پذیرش بسیاری از تاریخ نگاران متعصب رومی نیز بود.مخدوش ساختن تصویر وی به دوران نو بر میگردد.آن گاه که خواستند از مزدک یک سوسیالیست و کمونیست اصلاح طلب بسازند که انوشیروان با قساوت عجیبی او و یارانش را کشته است.منابع دست نخست همگان به زشتی کار مزدک و دادگری انوشیروان خستواند.در این جا موضوع دفاع از خسرو و نکوهش مزدک نیست.ولی همین خسرو دانشمندان و فلاسفه روم را که به ایران پناهنده شدند به خوبی پذیرفت و چون آنان از کار خود پشیمان شدند و تصمیم به بازگشت گرفتند پادشاه آنان را نواخت و از قیصر خواست که از گناه آنان چشم بپوشد برای سایر موارد به تاریخ طبری جلد دوم مروج الذهب مسعودی و البته ایران در زمان ساسانیان کریستین سن نگاه کنید.
پاپ همان پاپک خرمدین یا خرمی است.
پس نیز کوتاه شده ی پسر است و آبتین پدر فریدون که پادشاهی هزارساله ی آزی دهاک را برانداخت.
خسرو نخست نامور به انوشیروان که دادگری او مورد پذیرش بسیاری از تاریخ نگاران متعصب رومی نیز بود.مخدوش ساختن تصویر وی به دوران نو بر میگردد.آن گاه که خواستند از مزدک یک سوسیالیست و کمونیست اصلاح طلب بسازند که انوشیروان با قساوت عجیبی او و یارانش را کشته است.منابع دست نخست همگان به زشتی کار مزدک و دادگری انوشیروان خستواند.در این جا موضوع دفاع از خسرو و نکوهش مزدک نیست.ولی همین خسرو دانشمندان و فلاسفه روم را که به ایران پناهنده شدند به خوبی پذیرفت و چون آنان از کار خود پشیمان شدند و تصمیم به بازگشت گرفتند پادشاه آنان را نواخت و از قیصر خواست که از گناه آنان چشم بپوشد برای سایر موارد به تاریخ طبری جلد دوم مروج الذهب مسعودی و البته ایران در زمان ساسانیان کریستین سن نگاه کنید.
پاپ همان پاپک خرمدین یا خرمی است.
پس نیز کوتاه شده ی پسر است و آبتین پدر فریدون که پادشاهی هزارساله ی آزی دهاک را برانداخت.
3
بهرام وهرام ورهران یا صورت اوستای آن ورثرغنه از خدایان کهن پیش از زرتشت و نماینده ی جنگ و پیروزی است.ضمنا وی بر سه اتش زمینی مقدس بهدینان نیز نماینده است.
تعویذ نظر قربانی است آن چه برای دفع چشم زخم همراه داشته باشند.خاقانی می گوید:
ماه نو دیدی حمایل زآسمان انگیخته
اختران تعویذ سیمین برکران انگیخته.
پیرامون تعویذ بهرام در یشتی که به نام این ایزد نامزد است(بهرام یشت)کرده 14 پاره های 34 تا 36 می خوانیم:
زرتشت از اهورامزدا پرسید ای اهورا مزدای مینوی پاک ای آفریدگار جهان مادی ای مقدس اگر من از مردان بسیار بدخواه به جادوگری آزرده شدم چاره چیست؟
آن گاه اهورا مزدا گفت پری از مرغ وارغن بزرگ شهپر بجوی این پر را به تن خود بمال با این پر جادوی دشمن را باطل نما.
کسی که استخوانی از این مرغ دلیر یا پری از این مرغ دلیر با خود دارد هیچ مرد توانایی او را نتواند کشت و نه او را از جای به در تواند برد.آن بسیار احترام بسیار فر نصیب ان کس سازد ان او را پناه بخشد آن پر مرغکان مرغان.
از این سه پاره می توان حدس زد در زمان تدوین و اماده سازی یشت ها یا پیش از آن این نظر قربانی همراه گروهی از مردم بوده است.به احتمال بسیار زیاد وان یکاد به همراه داشتن مسلمانان نیز از این رسم ایرانی برداشته شده است.
بهرام وهرام ورهران یا صورت اوستای آن ورثرغنه از خدایان کهن پیش از زرتشت و نماینده ی جنگ و پیروزی است.ضمنا وی بر سه اتش زمینی مقدس بهدینان نیز نماینده است.
تعویذ نظر قربانی است آن چه برای دفع چشم زخم همراه داشته باشند.خاقانی می گوید:
ماه نو دیدی حمایل زآسمان انگیخته
اختران تعویذ سیمین برکران انگیخته.
پیرامون تعویذ بهرام در یشتی که به نام این ایزد نامزد است(بهرام یشت)کرده 14 پاره های 34 تا 36 می خوانیم:
زرتشت از اهورامزدا پرسید ای اهورا مزدای مینوی پاک ای آفریدگار جهان مادی ای مقدس اگر من از مردان بسیار بدخواه به جادوگری آزرده شدم چاره چیست؟
آن گاه اهورا مزدا گفت پری از مرغ وارغن بزرگ شهپر بجوی این پر را به تن خود بمال با این پر جادوی دشمن را باطل نما.
کسی که استخوانی از این مرغ دلیر یا پری از این مرغ دلیر با خود دارد هیچ مرد توانایی او را نتواند کشت و نه او را از جای به در تواند برد.آن بسیار احترام بسیار فر نصیب ان کس سازد ان او را پناه بخشد آن پر مرغکان مرغان.
از این سه پاره می توان حدس زد در زمان تدوین و اماده سازی یشت ها یا پیش از آن این نظر قربانی همراه گروهی از مردم بوده است.به احتمال بسیار زیاد وان یکاد به همراه داشتن مسلمانان نیز از این رسم ایرانی برداشته شده است.
4
آرش در اوستا erexŝa آمده.و در متون تازی با املایی همانند این.
آرش در اوستا erexŝa آمده.و در متون تازی با املایی همانند این.
5
گاتها سروده های خود اشو زرتشت است که در کوه سبلان چون به مکاشفه رسید آن ها را نبشت و با خود نزد گشتاسپ شاه برد.
6
گاتها سروده های خود اشو زرتشت است که در کوه سبلان چون به مکاشفه رسید آن ها را نبشت و با خود نزد گشتاسپ شاه برد.
6
این سنت مزدیسنان است.هر چه خوب و درست و مثبت باشد آفریده ی اهورا مزدا است که خوب کامل است.و آن چه بد و زشت و در یک وازه منفی باشد دستکار دشمن وی اهریمن است.
7
در سنت مزدیسنان اهورا مزدا چون دید توان اهریمن با او برابر است به آفرینش مردم پرداخت تا او را در نبرد با اهریمن یاری دهند.زمان اساطیری مزدیسنان نه هزار سال است.که در سه هزار سال نخست پیروزی با اهورا مزدا است و سه هزاره ی دوم نبرد میان ان دوست که به ناکامی اهورا مزدا منتهی می شود و در سه هزاره سوم زمان میلاد سوشیانث ها و پیروزی محتوم اهورامزدا بر اهریمن است.
8
در سنت مزدیسنان اهورا مزدا چون دید توان اهریمن با او برابر است به آفرینش مردم پرداخت تا او را در نبرد با اهریمن یاری دهند.زمان اساطیری مزدیسنان نه هزار سال است.که در سه هزار سال نخست پیروزی با اهورا مزدا است و سه هزاره ی دوم نبرد میان ان دوست که به ناکامی اهورا مزدا منتهی می شود و در سه هزاره سوم زمان میلاد سوشیانث ها و پیروزی محتوم اهورامزدا بر اهریمن است.
8
چینود یا درست تر آن پل چینود گذرگاهی است بر سر کوه داییتی که یک بهدین روز سوم پس از مرگ می بایست از ان بگذرد.اگر در دنیا آیین پندار نیک گفتار نیک کردار نیک را به جای آورده باشد پل چینود سه برابر پهنای خود گسترده می شود و فرد به بهشت می رود در غیر این صورت سه برابر باریک شده و پیرو اهریمن به پایین که دوزخ باشد سقوط می کند.
فردوسی می گوید:
گذشتن چو بر چینود پل بود
به زیر پی اندر همه گل بود
فردوسی می گوید:
گذشتن چو بر چینود پل بود
به زیر پی اندر همه گل بود
9
از سخنان داریوش بزرگ در کتیبه بهستان است که:
اهورا مزدا این کشور را از لشکر دشمن از تنگسالی و از دروغ پاس دارد.
دروند گویشی از دروج است که دیو دروغ می باشد.و فر کیان هدیه ی اهورامزدا برای نگهبانی و پاس ایران زمین به کسانی که پادشاهی ایران داشتند.نخستین کس کی قباد بنیادگزار کیانیان بود و این فر به کسان پس از او رسید.این فر هرگز به دست غیرایرانی نمی افتد.
از سخنان داریوش بزرگ در کتیبه بهستان است که:
اهورا مزدا این کشور را از لشکر دشمن از تنگسالی و از دروغ پاس دارد.
دروند گویشی از دروج است که دیو دروغ می باشد.و فر کیان هدیه ی اهورامزدا برای نگهبانی و پاس ایران زمین به کسانی که پادشاهی ایران داشتند.نخستین کس کی قباد بنیادگزار کیانیان بود و این فر به کسان پس از او رسید.این فر هرگز به دست غیرایرانی نمی افتد.
10
اقتباس از فردوسی است:
یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته همچو چشم خروس
سروش فرشته ی نگهبان شب است که وضیفه همراهی مرد بهدین در عبور از پل چینود و رسیدن به بهشت را نیز به همراه میترا و رشن دارد.
نوشگ روان کوتاه شده انوشگ روان است یعنی جاودان روان.
اشم وهو وهیشتم استی
اشتا اشتی اشتا اهمایی
هیت اشایی وهیشتایی اشم