ماه رمضان
ماه شعبان مده از دست قدح کاین خورشید
از سحر تا دم عید رمضان خواهد شد
حافظ
با آمدن ماه رمضان در میان مسلمانان یا کسانی که داعی مسلمانی دارند حالاتی دیگرگون و شگفت می افتد که نزد دیگر ادیان کمتر یافت می شود که هیچ نمی توان دید.
در نگاه اول مسلمانان برای رضای الله که در ازای شاد کردن دلش بهشت را به مومنانش می دهد،این دسته-یعنی مسلمانان- روزه می گیرند.یعنی از سحر یا طلوع آفتاب تا اذان مغرب لب از هرگونه خوردن و آشامیدنی می بندند.
گفتیم در این ماه شاهد شگفتی هایی هستیم که نزد دیگر مردم پیرو ادیان دیگر وجود ندارد.اگرچه روزه نه دستوری صرف اسلام است که پیغامبرش آورده باشد.پیروان آیین زرتشتی روزه نمی گیرند.چه یک بهدین با به جای آوردن پندار نیک گفتار نیک و کردار نیک و در کنار آن یک زنده گی جسمانی فراخ و گشاده با آسایش زمینی و فرزندان بسیار عاقبت اخروی خود را هم بیمه نموده و به بهشت می رود.پیروان آیین میترایی علی رغم فرمان هایی ویژه باز روزه ندارند.برهمن ها و بودایی ها با این که از روی فلسفه ی آیینشان ریاضت هایی را گاه دارند باز دستور ویژه ای به نام روزه ندارند.جهودان و مسیحیان هر دو گروه روزه می گیرند.و روزه در آیین اسلام از همین آیین جهودی وام گرفته شده است.ولی همین روزه در این دو دین با روزه ی مسلمانان بسیار تفاوت می کند.جهودان و مسیحیان در هنگامه ای لب از خوردن گوشت و هر چیز برآمده از حیوان می بندند و در کنار آن همه چیزهایی گیاهی را می خورند.در عوض زمان این روزه از روزه ی یک ماهه ی مسلمانان دراز تر است.
این جا نمی خواهیم از فلسفه ی پیدایش روزه سخن بگوییم و ردیابی کنیم تا ببینیم که در چه زمانی به ان شکل سنتی مجری شده است ولی همین بس که در زمان تبلیغ اسلام توسط محمد در مکه خبری از روزه نبود.باری این از احکام دولتی است که پس از گریز به مدینه جاری و ساری شده است.
ولی آن چه که ما را به نگاشتن این نامه واداشت تاثیر روزه در زنده گی روزمره مردم و از همه مهم تر نقش آن در راه برد جوامع است.
یک جامعه ی کوچک را تصور کنید.مردانش صبح از خواب برمیخیزند چیزی می خورند نماز صبح به جای می آورند ان گاه در همان مسجد می خوابند.تا میانه های ظهر برای اذان ظهر برمیخیزند و دوباره می خوابند تا زمانی که افطار می شود.این ها کاری ندارند مگر زمانی که دستور غارت می آید در راه خدا شمشیر بکشند و غنایم زیاد و زنان زیبایی از مردم اطراف به چنگ آورند.ناگفته پیداست که روزه برای این ها نه دشواری دارد و نه می تواند پدیده ای زشت باشد.برای آن کس که ریختن خون هر کس که جز آن ها می باشد را روا شمرده اگر برای آن قدرت خیالی سودمندی ندارد-که ندارد- ولی آن ها را متکی به یک قادر متعال می کند که چون همه جور خوبی و ثروت و آزادی عمل در برخورد با دیگر مردم دگر اندیش را برایشان آزاد شمرده آن ها نیز دستوراتش را اجرا می کنند به حرفش گوش می کنند این بزرگترین کارکردی که دارد خالی شدن این دسته از هرگونه ناامیدی ناشی از تنها و بی کس و بی قدرت ماندن در روی زمین و ایجاد حسی قوی و سرشار از اتحاد است.باری این کارکرد روزه در دنیای بدوی صدر اسلام می باشد.
اکنون ما می خواهیم بپرسیم در جامعه ی امروز که مردمان برای کمترین حق خود از صبح تا شام در حال دویدن و تلاش و کوشش هستند در هنگامه ای که به دلیل پیشرفت دانش پیچیده گی های فراوانی هم در مناسبات اقتصادی حاکم شده است چگونه از یک کارگر خط تولید خودرو می توان انتظار داشت صبح چیزی بخورد آن گاه با شکم گرسنه تا عصر سرپا کار بدنی نماید.یا یک معلم یا استاد بدون این که انرژی از دست رفته اش را بازیابی کند بتواند یکسره درس بدهد و از دانشجویان ضعف گرفته امید درک مطلب داشته باشد.یا آنکس که پشت میز مینشیند با کامپیوتر مدل های دشوار را حلاجی می کند به هر حال برای نیروی ذهنی که از کف داده اش هیچ بازیابی نباشد و باز از کار خود پیروز بیرون بیاید.یا از فوتبالیست های حرفه ای که از راه توپ زدن امور زنده گی خود را می گذرانند توقع داشت که تا هنگام افطار چیزی نخورند ان گاه شکم خود را از ماکولات و مشروبات انباشته کنند و پس از استراحتی اندک به زمین بروند و نود دقیقه به دنبال توپ بدوند.بدون شک هیچ متخصص تغذه ای چنین اجازه نخواهد داد.و هیچ فوتبالیستی توان این مسابقه را نخواهد داشت.در دیگر موارد هم اگر این روال انجام شود نتیجه ای نخواهد داشت مگر افت بازدهی و کاهش چشمگیر سود.همه و همه به دلیل یک دستوری است که اگر چه یک زمان مجری شده بود ولی امروز این همه دردسر برای ما به ارمغان می آورد.
می گویند این ماه ماه خودسازی است.
می گوییم خودسازی یعنی چه؟
می گویند یعنی با لب فروبستن از خوردنی ها در اصل قفلی بر هوسهای خود می گذاریم کوشش می کنیم نگاهمان هم روزه دار باشد کارهایمان هم روزه دار باشد یعنی از کارهای هوس انگیز بگذریم.
می گوییم خب این چیزها خیلی هم خوب است ولی چه ارزشی دارد در یک ماه از زشتی ها دوری می کنید و دوباره در پایان ان روز از نو و روزی از نو و همه چیز باز تکرار می شود.
می گویند روزه یک امتحان است
می گوییم ممتحن کیست؟
می گویند خدا ما را امتحان می کند
می گوییم شما که می گویید خدا همیشه مومنان را امتحان می کند با گرفتن عزیزانشان با سختی دادن و در کوران مشکلات قرار دادنشان پس دیگر چه معنایی دارد بگویید در این ماه خدا ما را امتحان می کند.از این ها گذشته امتحان ویژه ی کسی است که از مخیله و اندرون مردمان ناآگاه باشد و این زشتی ها به ذات خدا نمی چسبد.
می گویند نه ما خودمان را امتحان می کنیم تا ببینیم از پس خویستن برمی آییم یا نه
می گوییم خب گیرم که برآمدید به سپاس این پیروزی در پایان ماه دوباره حق دارید همه نوع ناپاکی که در این دوره بر خود ممنوع نموده اید-اگر واقعا ممنوع نموده اید- انجام بدهید؟
می گویند نه باید این حس در همه ی زمان ها همراهمان باشد.
می گوییم خب همه ی مردم باید اینگونه باشند.حتا کسانی که در آیینشان روزه گرفتن نیست به این کمال می اندیشند.و تقریبا همهگی از شما در این موارد پیشی گرفته و بهتر بوده اند.شما هم با این استدلال روزهای روزه را از یک ماه بایستی دوازده بکنید مگر به مقصودتان برسید.
پاسخیمان نمی دهند.
از همه ی این ها گذشته اگر کسی می خواهد خودسازی کند می بایست همه جور وسوسه را برایش فراهم نمود ان گاه وی در دوراهی انتخاب مردد کرد تا درجه ی اراده و تسلطش بر خود روشن شود.نه که اغذیه فروشی ها را ببندیم و بگوییم خودسازی می کنیم و آن گاه شکمبه را از خوردنی ها نگهداریم.از این بدتر هر که به راه خود بخواهد برود حد می خورد.یعنی باید او را تازیانه بزنند یا این که نقدا یک جریمه ای بپیدازد.همه ی ممالک عقب افتاده چون ایران و کویت از این قوانین بربری می گذارند و اجرا می کنند.وقتی این نکته ها را یادآوری می کنیم می گویند خب نباید تظاهر به روزه خواری کرد.
می گوییم تظاهر دیگر چیست؟مگر مردمان آزاد نیستند که هر چه می خواهند بکنند و خود مسوول کردار خودشان می باشند.
می گویند ولی باید به پیروان ادیان احترام گذاشت.
می گوییم لطفا بفرمایید به شما باید احترام گذاشت وگرنه شما چرا به مردمانی که نمیخواهند یا نمی توانند روزه بگیرند احترام نمیگذارید اغذیه فروشی ها را می بندید و حتا اگر از خانه چیزی بیاورند تا بخورند آن ها را متهم می کنید.و جریمه شان می کنید.این با آزادی بشر منافات دارد و شما نافی آزادی مردمان شده اید.
می گویییم خبره گان دانش تغذیه مدعی هستند پس از یک دوره فعالیت در بامداد در ساعت حدود ده بامداد قند خون آدمیزاد به شدت افت می کند و این همان زمانی است که باید به او آنتراکت داد و چیزی برایش فراهم نمود تا بخورد و انرژی از دست داده اش را بازیابی نماید تا بازدهی اش کاهش نیابد.وقتی چنین رسمی ممنوع می شود و در بعضی جاها به دلیل جو سنگین مذهبی این دسته حتا تغذیه ی از خانه آورده را هم نمی توانند بخورند پس چه انتظاری می توان داشت که همچنان با پرنیرویی و راندمان بالا کار کنند.از همه بدتر که آیین ناهار دادن در جاهایی که در ماه های دیگر چنین می کنند در این ماه برچیده می شود.می گوییم به کسی چه مربوط مگر همه اصلا روزه می گیرند یا همه دوست دارند روزه بگیرند یا همه به این باورها معتقدند که شما ان ها را مجبور می کنید تا پا به پای دیگران گرسنه بمانند یا ان چه با خود آورده اند از ترس اخراج شدن پنهانی در اتاقی یا حتا دستشویی بخورند تازه اگر یکی از چشم های محل او را ببینید کارش به کجا می کشد این ها همه چیزهای زشتی است که وجود دارد و چشم بر ان ها بسته است.همه یک دگماتیسم و اجبار است که با روح مردمی که آزاده می باشد دیگرگونی دارد.
باور دارند خواب مومن در این ماه عبادت است.می گوییم ایرانیان کوشا دو هزارسال پیش از اسلام خواب را اهریمنی می دانستند چون انان را از کوشش باز میداشت و در رخوت رختخواب می انداخت و از تلاش در زمین و بر دامهایشان دور می نمود.حالا چگونه است در دنیای قرن بیست و یکم که اطلاعات با سرعتی بیشتر از چشم به هم زدن از یک گوشه ی دنیا به گوشه ای دیگر می رود.پزشکان از هزارکیلومتر مسافت به کمک جادوی عصرارتباطات بیماری را جراحی می کنند.مفاهیم دانشی جنبه ی پست مدرن به خود گرفته و آرزوی های شگفت بشر جنبه ی عمل به خود گرفته خوابیدن و از پیشرفت باز ماندن عبادت خوانده می شود.
برای همین هاست که می گوییم در دنیای پرشتاب امروز این جور گرسنگی دادن ها که ویژه ی مرتاض های بیکار و درویش های بی عار است نادرست و غیرقابل قبول می باشد.هرچند خوش به همین مرتاض های بی کار که دستکم کسی را به دلیل خوردن در مقابل چمشان گرسنه شان تنبیه نمی کنند.
می گویند از برکات این ماه مبارک در اندازه ی (سطح) جامعه کاهش جرم و جنایت و زشتی است که به شکرانه ی حلول ماه رمضان به دست آمده است.
می گوییم:باری ما هم به فرجاد گزارش های موجود خستو هستیم که در ماه های رمضان و محرم آمار این دست از جنیت ها کم می شود ولی خود دارید دست خود را رو می کنید.این نشان می دهد بیشینه ی از شما که روزه می گیرند،از دسته ی مجرمان و جانی ها و زشتکاران هستند که در این ماه به احترام این ماه برایشان گرامی دست از این کارها برداشته و موقتا دکان کاسبی خود را تعطیل نموده اند.و جز این هیچ چیز دیگر از این گفته ی شما به اندیشه مان نرسید.
از دیگر کارهای زشت و نادرست این ماه احیا گرفتن است.سه شب را شب زنده داری می کنند قرآن می خوانند دعا می کنند و گریه و زاری می کنند و از همه زشت تر و ناپاک تر قرآن بر سر می گیرند.و همه به این خاطر است که خدا در این سه شب دارد پرونده ی سال آینده ی مردم را می نویسد.
می گوییم:ای بی خردان پرونده را از سالهای پیش فراهم می کنند.آنچه که رخ نداده چگونه است که پیشکی اعمالش اماده شده است.مگر نه این که مردمان از نگاه شما یا خوبند که به بهشت می روند یا بد هستند که جهنمی خواهند شد پس دیگر چگونه می شود که خدا در عین حال دارد پیش داوری هم می کند.درست که بر همه ی پنهانی ها اگاه است ولی اگر شمار کارتان پیش از مرگ و اتمام فرصتتان بر روی زمین پیدا شود دیگر اختیار برایتان چه معنی تواند داشت؟از این ها گذشته مگر خدا معلم مدرسه است که با لابه ی شاگرد مردود شده اش به رحم آید و او را قبول کند یا چیزی شبیه این.پس چه از این همه زاری به دست می آورید؟به چه فرجامی این برنامه تواند بود؟
می گویند در شب قدر خدا قران را بر بندگانش فرستاد.
می گوییم این هم یک نادرستی دیگر مگر خودتان نمی گویید قرآن طی بیست و سه سال توسط جبرئیل بر محمد نازل شد.گروهی از سوره هایش در مدت سیزده سال در مکه نازل شدند که به ان ها مکی و دسته ای دیگر طی ده سالی که محمد در مدینه بود نازل شدند که به ان ها مدنی می گویند.خودتان هم می گویید که نخست سوره ی علق آمد.پس چگونه حتا حرف خود را رد می کنید و زیرش می زنید.
می گویند:نه نفس و ذات قرآن است که در شب قدر آمد.یعنی ذات قرآن در شب قدر فراهم شد ان گاه طی بیست و سه سال بر محمد نازل گردید.
میبینید که مغلطه می کنند یک جمله ی راست نمیگویند و درستی نمی ورزند.شاید اگر خودشان چشم خرد بگشایند بر نادانی خود آگاهی یابند.
می گویند:خدا گفته شب قدر بهتر از هزار شب است.
می گوییم مگر در این شب چه رخ داده است.نه این که هزار و چهارسد شب قدر گذشته است چه رویداد ارجمندی در آن پیش امده که باید ان را به این مایه ممتاز نمود.از این گذشته کدام مردم هوشیاری میپذیرد هزار ماه یعنی متوسط سی هزارشبانه روز را از یک شب بی ارزش تر بداند.مگر این که نه تلاشگری نماید و نه دارایی بی اندازه ای به نام عمر برایش مفهوم باشد.
این ها چیزهای است که ما از خرد دور می بینیم.می اوریم تا مردمان بر ان بنگرند و خود داروی نمایند.
مهرماه 7029(میترایی)
ماه شعبان مده از دست قدح کاین خورشید
از سحر تا دم عید رمضان خواهد شد
حافظ
با آمدن ماه رمضان در میان مسلمانان یا کسانی که داعی مسلمانی دارند حالاتی دیگرگون و شگفت می افتد که نزد دیگر ادیان کمتر یافت می شود که هیچ نمی توان دید.
در نگاه اول مسلمانان برای رضای الله که در ازای شاد کردن دلش بهشت را به مومنانش می دهد،این دسته-یعنی مسلمانان- روزه می گیرند.یعنی از سحر یا طلوع آفتاب تا اذان مغرب لب از هرگونه خوردن و آشامیدنی می بندند.
گفتیم در این ماه شاهد شگفتی هایی هستیم که نزد دیگر مردم پیرو ادیان دیگر وجود ندارد.اگرچه روزه نه دستوری صرف اسلام است که پیغامبرش آورده باشد.پیروان آیین زرتشتی روزه نمی گیرند.چه یک بهدین با به جای آوردن پندار نیک گفتار نیک و کردار نیک و در کنار آن یک زنده گی جسمانی فراخ و گشاده با آسایش زمینی و فرزندان بسیار عاقبت اخروی خود را هم بیمه نموده و به بهشت می رود.پیروان آیین میترایی علی رغم فرمان هایی ویژه باز روزه ندارند.برهمن ها و بودایی ها با این که از روی فلسفه ی آیینشان ریاضت هایی را گاه دارند باز دستور ویژه ای به نام روزه ندارند.جهودان و مسیحیان هر دو گروه روزه می گیرند.و روزه در آیین اسلام از همین آیین جهودی وام گرفته شده است.ولی همین روزه در این دو دین با روزه ی مسلمانان بسیار تفاوت می کند.جهودان و مسیحیان در هنگامه ای لب از خوردن گوشت و هر چیز برآمده از حیوان می بندند و در کنار آن همه چیزهایی گیاهی را می خورند.در عوض زمان این روزه از روزه ی یک ماهه ی مسلمانان دراز تر است.
این جا نمی خواهیم از فلسفه ی پیدایش روزه سخن بگوییم و ردیابی کنیم تا ببینیم که در چه زمانی به ان شکل سنتی مجری شده است ولی همین بس که در زمان تبلیغ اسلام توسط محمد در مکه خبری از روزه نبود.باری این از احکام دولتی است که پس از گریز به مدینه جاری و ساری شده است.
ولی آن چه که ما را به نگاشتن این نامه واداشت تاثیر روزه در زنده گی روزمره مردم و از همه مهم تر نقش آن در راه برد جوامع است.
یک جامعه ی کوچک را تصور کنید.مردانش صبح از خواب برمیخیزند چیزی می خورند نماز صبح به جای می آورند ان گاه در همان مسجد می خوابند.تا میانه های ظهر برای اذان ظهر برمیخیزند و دوباره می خوابند تا زمانی که افطار می شود.این ها کاری ندارند مگر زمانی که دستور غارت می آید در راه خدا شمشیر بکشند و غنایم زیاد و زنان زیبایی از مردم اطراف به چنگ آورند.ناگفته پیداست که روزه برای این ها نه دشواری دارد و نه می تواند پدیده ای زشت باشد.برای آن کس که ریختن خون هر کس که جز آن ها می باشد را روا شمرده اگر برای آن قدرت خیالی سودمندی ندارد-که ندارد- ولی آن ها را متکی به یک قادر متعال می کند که چون همه جور خوبی و ثروت و آزادی عمل در برخورد با دیگر مردم دگر اندیش را برایشان آزاد شمرده آن ها نیز دستوراتش را اجرا می کنند به حرفش گوش می کنند این بزرگترین کارکردی که دارد خالی شدن این دسته از هرگونه ناامیدی ناشی از تنها و بی کس و بی قدرت ماندن در روی زمین و ایجاد حسی قوی و سرشار از اتحاد است.باری این کارکرد روزه در دنیای بدوی صدر اسلام می باشد.
اکنون ما می خواهیم بپرسیم در جامعه ی امروز که مردمان برای کمترین حق خود از صبح تا شام در حال دویدن و تلاش و کوشش هستند در هنگامه ای که به دلیل پیشرفت دانش پیچیده گی های فراوانی هم در مناسبات اقتصادی حاکم شده است چگونه از یک کارگر خط تولید خودرو می توان انتظار داشت صبح چیزی بخورد آن گاه با شکم گرسنه تا عصر سرپا کار بدنی نماید.یا یک معلم یا استاد بدون این که انرژی از دست رفته اش را بازیابی کند بتواند یکسره درس بدهد و از دانشجویان ضعف گرفته امید درک مطلب داشته باشد.یا آنکس که پشت میز مینشیند با کامپیوتر مدل های دشوار را حلاجی می کند به هر حال برای نیروی ذهنی که از کف داده اش هیچ بازیابی نباشد و باز از کار خود پیروز بیرون بیاید.یا از فوتبالیست های حرفه ای که از راه توپ زدن امور زنده گی خود را می گذرانند توقع داشت که تا هنگام افطار چیزی نخورند ان گاه شکم خود را از ماکولات و مشروبات انباشته کنند و پس از استراحتی اندک به زمین بروند و نود دقیقه به دنبال توپ بدوند.بدون شک هیچ متخصص تغذه ای چنین اجازه نخواهد داد.و هیچ فوتبالیستی توان این مسابقه را نخواهد داشت.در دیگر موارد هم اگر این روال انجام شود نتیجه ای نخواهد داشت مگر افت بازدهی و کاهش چشمگیر سود.همه و همه به دلیل یک دستوری است که اگر چه یک زمان مجری شده بود ولی امروز این همه دردسر برای ما به ارمغان می آورد.
می گویند این ماه ماه خودسازی است.
می گوییم خودسازی یعنی چه؟
می گویند یعنی با لب فروبستن از خوردنی ها در اصل قفلی بر هوسهای خود می گذاریم کوشش می کنیم نگاهمان هم روزه دار باشد کارهایمان هم روزه دار باشد یعنی از کارهای هوس انگیز بگذریم.
می گوییم خب این چیزها خیلی هم خوب است ولی چه ارزشی دارد در یک ماه از زشتی ها دوری می کنید و دوباره در پایان ان روز از نو و روزی از نو و همه چیز باز تکرار می شود.
می گویند روزه یک امتحان است
می گوییم ممتحن کیست؟
می گویند خدا ما را امتحان می کند
می گوییم شما که می گویید خدا همیشه مومنان را امتحان می کند با گرفتن عزیزانشان با سختی دادن و در کوران مشکلات قرار دادنشان پس دیگر چه معنایی دارد بگویید در این ماه خدا ما را امتحان می کند.از این ها گذشته امتحان ویژه ی کسی است که از مخیله و اندرون مردمان ناآگاه باشد و این زشتی ها به ذات خدا نمی چسبد.
می گویند نه ما خودمان را امتحان می کنیم تا ببینیم از پس خویستن برمی آییم یا نه
می گوییم خب گیرم که برآمدید به سپاس این پیروزی در پایان ماه دوباره حق دارید همه نوع ناپاکی که در این دوره بر خود ممنوع نموده اید-اگر واقعا ممنوع نموده اید- انجام بدهید؟
می گویند نه باید این حس در همه ی زمان ها همراهمان باشد.
می گوییم خب همه ی مردم باید اینگونه باشند.حتا کسانی که در آیینشان روزه گرفتن نیست به این کمال می اندیشند.و تقریبا همهگی از شما در این موارد پیشی گرفته و بهتر بوده اند.شما هم با این استدلال روزهای روزه را از یک ماه بایستی دوازده بکنید مگر به مقصودتان برسید.
پاسخیمان نمی دهند.
از همه ی این ها گذشته اگر کسی می خواهد خودسازی کند می بایست همه جور وسوسه را برایش فراهم نمود ان گاه وی در دوراهی انتخاب مردد کرد تا درجه ی اراده و تسلطش بر خود روشن شود.نه که اغذیه فروشی ها را ببندیم و بگوییم خودسازی می کنیم و آن گاه شکمبه را از خوردنی ها نگهداریم.از این بدتر هر که به راه خود بخواهد برود حد می خورد.یعنی باید او را تازیانه بزنند یا این که نقدا یک جریمه ای بپیدازد.همه ی ممالک عقب افتاده چون ایران و کویت از این قوانین بربری می گذارند و اجرا می کنند.وقتی این نکته ها را یادآوری می کنیم می گویند خب نباید تظاهر به روزه خواری کرد.
می گوییم تظاهر دیگر چیست؟مگر مردمان آزاد نیستند که هر چه می خواهند بکنند و خود مسوول کردار خودشان می باشند.
می گویند ولی باید به پیروان ادیان احترام گذاشت.
می گوییم لطفا بفرمایید به شما باید احترام گذاشت وگرنه شما چرا به مردمانی که نمیخواهند یا نمی توانند روزه بگیرند احترام نمیگذارید اغذیه فروشی ها را می بندید و حتا اگر از خانه چیزی بیاورند تا بخورند آن ها را متهم می کنید.و جریمه شان می کنید.این با آزادی بشر منافات دارد و شما نافی آزادی مردمان شده اید.
می گویییم خبره گان دانش تغذیه مدعی هستند پس از یک دوره فعالیت در بامداد در ساعت حدود ده بامداد قند خون آدمیزاد به شدت افت می کند و این همان زمانی است که باید به او آنتراکت داد و چیزی برایش فراهم نمود تا بخورد و انرژی از دست داده اش را بازیابی نماید تا بازدهی اش کاهش نیابد.وقتی چنین رسمی ممنوع می شود و در بعضی جاها به دلیل جو سنگین مذهبی این دسته حتا تغذیه ی از خانه آورده را هم نمی توانند بخورند پس چه انتظاری می توان داشت که همچنان با پرنیرویی و راندمان بالا کار کنند.از همه بدتر که آیین ناهار دادن در جاهایی که در ماه های دیگر چنین می کنند در این ماه برچیده می شود.می گوییم به کسی چه مربوط مگر همه اصلا روزه می گیرند یا همه دوست دارند روزه بگیرند یا همه به این باورها معتقدند که شما ان ها را مجبور می کنید تا پا به پای دیگران گرسنه بمانند یا ان چه با خود آورده اند از ترس اخراج شدن پنهانی در اتاقی یا حتا دستشویی بخورند تازه اگر یکی از چشم های محل او را ببینید کارش به کجا می کشد این ها همه چیزهای زشتی است که وجود دارد و چشم بر ان ها بسته است.همه یک دگماتیسم و اجبار است که با روح مردمی که آزاده می باشد دیگرگونی دارد.
باور دارند خواب مومن در این ماه عبادت است.می گوییم ایرانیان کوشا دو هزارسال پیش از اسلام خواب را اهریمنی می دانستند چون انان را از کوشش باز میداشت و در رخوت رختخواب می انداخت و از تلاش در زمین و بر دامهایشان دور می نمود.حالا چگونه است در دنیای قرن بیست و یکم که اطلاعات با سرعتی بیشتر از چشم به هم زدن از یک گوشه ی دنیا به گوشه ای دیگر می رود.پزشکان از هزارکیلومتر مسافت به کمک جادوی عصرارتباطات بیماری را جراحی می کنند.مفاهیم دانشی جنبه ی پست مدرن به خود گرفته و آرزوی های شگفت بشر جنبه ی عمل به خود گرفته خوابیدن و از پیشرفت باز ماندن عبادت خوانده می شود.
برای همین هاست که می گوییم در دنیای پرشتاب امروز این جور گرسنگی دادن ها که ویژه ی مرتاض های بیکار و درویش های بی عار است نادرست و غیرقابل قبول می باشد.هرچند خوش به همین مرتاض های بی کار که دستکم کسی را به دلیل خوردن در مقابل چمشان گرسنه شان تنبیه نمی کنند.
می گویند از برکات این ماه مبارک در اندازه ی (سطح) جامعه کاهش جرم و جنایت و زشتی است که به شکرانه ی حلول ماه رمضان به دست آمده است.
می گوییم:باری ما هم به فرجاد گزارش های موجود خستو هستیم که در ماه های رمضان و محرم آمار این دست از جنیت ها کم می شود ولی خود دارید دست خود را رو می کنید.این نشان می دهد بیشینه ی از شما که روزه می گیرند،از دسته ی مجرمان و جانی ها و زشتکاران هستند که در این ماه به احترام این ماه برایشان گرامی دست از این کارها برداشته و موقتا دکان کاسبی خود را تعطیل نموده اند.و جز این هیچ چیز دیگر از این گفته ی شما به اندیشه مان نرسید.
از دیگر کارهای زشت و نادرست این ماه احیا گرفتن است.سه شب را شب زنده داری می کنند قرآن می خوانند دعا می کنند و گریه و زاری می کنند و از همه زشت تر و ناپاک تر قرآن بر سر می گیرند.و همه به این خاطر است که خدا در این سه شب دارد پرونده ی سال آینده ی مردم را می نویسد.
می گوییم:ای بی خردان پرونده را از سالهای پیش فراهم می کنند.آنچه که رخ نداده چگونه است که پیشکی اعمالش اماده شده است.مگر نه این که مردمان از نگاه شما یا خوبند که به بهشت می روند یا بد هستند که جهنمی خواهند شد پس دیگر چگونه می شود که خدا در عین حال دارد پیش داوری هم می کند.درست که بر همه ی پنهانی ها اگاه است ولی اگر شمار کارتان پیش از مرگ و اتمام فرصتتان بر روی زمین پیدا شود دیگر اختیار برایتان چه معنی تواند داشت؟از این ها گذشته مگر خدا معلم مدرسه است که با لابه ی شاگرد مردود شده اش به رحم آید و او را قبول کند یا چیزی شبیه این.پس چه از این همه زاری به دست می آورید؟به چه فرجامی این برنامه تواند بود؟
می گویند در شب قدر خدا قران را بر بندگانش فرستاد.
می گوییم این هم یک نادرستی دیگر مگر خودتان نمی گویید قرآن طی بیست و سه سال توسط جبرئیل بر محمد نازل شد.گروهی از سوره هایش در مدت سیزده سال در مکه نازل شدند که به ان ها مکی و دسته ای دیگر طی ده سالی که محمد در مدینه بود نازل شدند که به ان ها مدنی می گویند.خودتان هم می گویید که نخست سوره ی علق آمد.پس چگونه حتا حرف خود را رد می کنید و زیرش می زنید.
می گویند:نه نفس و ذات قرآن است که در شب قدر آمد.یعنی ذات قرآن در شب قدر فراهم شد ان گاه طی بیست و سه سال بر محمد نازل گردید.
میبینید که مغلطه می کنند یک جمله ی راست نمیگویند و درستی نمی ورزند.شاید اگر خودشان چشم خرد بگشایند بر نادانی خود آگاهی یابند.
می گویند:خدا گفته شب قدر بهتر از هزار شب است.
می گوییم مگر در این شب چه رخ داده است.نه این که هزار و چهارسد شب قدر گذشته است چه رویداد ارجمندی در آن پیش امده که باید ان را به این مایه ممتاز نمود.از این گذشته کدام مردم هوشیاری میپذیرد هزار ماه یعنی متوسط سی هزارشبانه روز را از یک شب بی ارزش تر بداند.مگر این که نه تلاشگری نماید و نه دارایی بی اندازه ای به نام عمر برایش مفهوم باشد.
این ها چیزهای است که ما از خرد دور می بینیم.می اوریم تا مردمان بر ان بنگرند و خود داروی نمایند.
مهرماه 7029(میترایی)