یکشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۷

می خواهم زنده بمانم من

می خواهم زنده بمانم
من:
-سیگار نمی کشم
-کله پاچه نمی خورم
-عصبانی نمی شوم
-بی خیال همه چیز میشوم
-ورزش می کنم
حتا....حتا...حاضرم بمیرم.

چهارشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۷

سرود در مقدم بهار

نام تو را می برم
دستهایت را از بعد تاریکی می جویم
تنت را در خلا فاصله احساس می کنم
لبانت بوسه ی امیدواری است
و چشمانت با رازهای من آشناست
با تو در زمهریر زمستان سرد
سرود زیبایی خوانده ام
پیش از آن که ببینمت
دلداده ات بودم
و در خواب اساطیری پیش از میلاد
لالایی های حماسی برایم خوانده ای
روز را مدیحه ،درودی بر لب داشتن
و شب به شکایت آذین مهر تو برخروشیده است
با تو در سال های یاس
نوغنچه امید در باغچه قدیمی
و سپید گل های اقاقی
اینک در میهمانی بهار
لبخند می زند
امید این گل های آزادی
به احترام تو
میدان تیرباران
باغ درخت های سرکش است
تهران/بهار87

پنجشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۷

درباره تاریخ پژوهی

یکی از دشواری های بررسی تاریخ،باورمندی(اعتماد) به نوشته هایی است که به دست ما رسیده است.
کار یک مورخ تنها این نیست که در میان نوشته های پیشینیان بگردد و نوشته ای فراهم آورد و نامش را پژوهش بگذارد.بل که او را دو وشیفه بزرگ است و این که گفتیم دومی است. نخست این که باید نوشته های ارزشمند و راست را به دت آورد و آن ها را از دروغ ها و یاوه ها جدا نماید.و این کار آسانی نیست. بسا که از نخستین کار او دشوار تر و مهم تر است.
آن ها که تاریخ نوشته اند هر یک را انگیزه ای بوده.و همه از سر روشنگری و آگاه نمودن آینده گان دست به چنین کاری نزده اند.از این رو ما مورخان درستکار داریم و آن ها که از روی رسیدن به خواسته هایشان تاریخ نگاری کرده اند.و دسته ای هم هستند که اصلا برایشان گفتن راستی ارزمند تر از دروغ بافی نبوده بنابراین وسواسی در رسانیدن آرای درست به دیگران نداشته اند.
برای نمونه طبری یک مورخ درستکار و امانتدار بوده که هر چه از کسان دیگر شنیده است یک به یک در کتابش آورده و هیچ لغزش و دگرگونی در آن راه نداده است.گاه برای یک رویداد به نگاه کم اهمیت بیست سی نقل از کسان آورده است و داروی درباره راستگویی ناقلین را به گردن آینده گان گذارده است.از این رهگذار گنجینه ای ارجمند برای آینده گان گذاشته است.مرد دانشمند و فرزانه ی دیگری به نام ابن اثیر راه طبری را پی گرفته است.رویدادهای طبری را از کتابش آورده و نوشته و آن چه پس از مرگ طبری رخ داده ات را به همان شیوه گرد کرده و به جای گذاشته است.از این دست می توان یعقوبی و مسعودی را نام برد.با این که هر دو ظاهرا رافضی بودند ولی نادرستی در تاریخ نکردند و ان را راست نوشته اند و به ما سپرده اند.حمزه اصفهانی هم از همین دسته است.
دیگر می توان بیهقی را برشمرد.مردی دانشمند و امانتدار که زبان به زشتی و داروی درباره دگیران و دیگراندیشان نیالوده و راستی فراتر نرفته است.
در نویسنده گان یونانی و رومی نیز از این گروه مردم هستند.همچون پلوتاراخوس که دلبسته گی به غرب (یونان و روم) داشته ولی در حق ایرانیان دروغ و نادرستی ننوشته است.آن جا که از ارتش ایران سخن می گوید شکوه و بزرگی ان را یکسر می آوردو ستایشی از اردشیر می کند که اگر ایرانی ان را کردهخ بود شاید به شمار گزافه گویی گذاشته می شد.در جای دیگر هم مرد و مردانه از پناهنده گی قهرمان یونان باستان آریستیدیس به ایران زمین ان هم در رخت زنانه و به پا افتادن او در برابر داریوش سخن می گوید و هیچ پافشاری و تعصب به خود راه نمی دهد که ایرانیان بربر را میهمان نواز و آسان گیر بر دشمنان نشان می دهد و یونانیان متمدن و دموکرات را فراری دهنده قهرمانان روزهای جنگ.و باز هم راست می نویسد که آریستیدیس در حق میهن خود در خاک ایران هیچ میهن فروشی نکرد و حاضر به همراهی با ارتش ایران نشد.اکنون این مرد بزرگ را برابر کنیم با هرودوت که چون از ایرانیان و اصلا بربرها خوشش نمی آمده در حق ان ها دروغ بافی کرده است و سخنان نادرست زده استو قلمش را به این نادرستی ها آلوده است.دانشمند بزرگ دیگری به نام پروفسور نولدکه که از افتخارات فرهنگ ایران به پاس کارهای بزرگی است که برای شناسایی گدشته ان نموده است و تاریخ طبری را به آلمانی ترجمان نموده است و از ان کتابی در آورده است به نام تاریخ ایرانیان و عرب ها.این مرد نوشته ها را به راستی می آورد ولی در مقایسه ایران با غرب خود آشکارا می گوید من از ایرانی ها خوشم نمی آید و هم رای هرودوت هستم.از این رو نتوانسته به خواسته های نادرست خود چیره گردد.یکی دیگر گزنفون است.که کتابی دارد در ستایش کوروش بزرگ که اغراق فراوانی در آن نموده است و چون گفته هایی را آورده که اگرچه مثبت است ولی با زنده گی شاه ایران همخوانی ندارد ارزش کتابش را یکسره از میان می برد.و یک کتاب دیگری نوشته به نام بازگشت ده هزار که داستان بازگشت ده هزار یونانی از خاک ایران به یونان زمین به فرماندهی همین گزنفون است و در ان اغراق هایی کرده که با خرد همخوانی ندارد.که چگونه یونانیان در خاک ایرانیان مردم ایران را می کشتند و یارای ارتش ایران هم به ان ها نمی رسید.و این گونه از مسیر راست گویی گمراه شده است.
در ایران از این گروه می توان بلعمی برشمرد.وی با ان که شهره با دانش و فرزانه گی است ولی چندان در بند راستگویی نبوده بنابراین در برگردان طبری به پارسی دری یک رشته چیزها از خود بدان افزوده است و افسانه سرایی کرده است و برای پژوهش گران امروز گرفتاری فراهم آورده است.
یکی دیگر از این ها میرخواند است.که کتابی نوشته به نام روضه الصفا و چون فردی کم دانش و دور از راستگویی و فرزانه گی بوده نوشته های طبری و ابن اثیر را گرفته و یک رشته مهملات و دروغ ها بدان افزوده است و به این گونه راستی را از میان برده است.
از این دسته باز می توان ناظم الاسلام کرمانی را نام برد که کتابی نوشته به نام تاریخ بیداری ایرانیان و در ان دروغ گویی فراوانی نموده است.
بنابراین پژوهش گر پیش از گردآوردن دانسته هایش در یک نوشته می بایست بکوشد تا به دام دروغگویان نیفتد.و سخنان آن ها را میان پژوهش خود نیاورد و زینهار خود به سوی دروغ گویی و پیروی از خواسته های دیگران در جهت بررسی تاریخ نرود و جز راست چیز دیگر از خود به جای نگذارد.

چهارشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۷

Mamma Roma
Pier Paolo Pasolini

یک فیلم کلاسیک با ساختار محکو که سخن هایی برای گفتن دارد.
در یک نگاه داستان سه زن روسپی از سه نسل است.
از یک سوی پسران ایتالیا در دهه های شست و پیش از ان که در خیابان ها سرک می کشند دزدی می کنند و به این گونه از راه دور می شوند.
رابطه عاطفی مادر و پسر است و زنی که می تلاشد با همه دردسرها پسر را از منجلاب مقدر برهاند.کار می کند تدبیر می اندیشد دروغ می گوید و حیله گری می کند.
از این رو Mama Roma مام میهن است.هنرمندی کارگردان و تصویربردار در نمایش تنهایی پسران و استقلال ماما روما با نمایش نماهای یک نفره از نزدیک close up و نمایش نماهای چند نفره از دور در حضور خطوط عمودی و افقی زمین و تیرها و پنجره ها در خور توجه است.
موسیقی ویوالدی نیز با حال و هوای باروک فیلم همخوانی دارد و انتخاب درستی است.
تکنیک ریز و زیبای دیگر فیلم را باید در گریم ها جست.که با توجه به یک سری از حواشی سایه روشنهای مناسبی بر فیلم زده و ان را از از جهات دیگری هم عمیق ساخته است.در یک نمونه توجه به اندام برونا و نمایش او هنگامی که دست هایش را بالا میبرد و موهای سیاه زیر بغلش نمایش داده می شود.

سه‌شنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۷

No Country for Old Men
Cohen Brothers
فیلمی شفاف و بی پرده که از بیان مستند گونه و پیام دار افزایش جنایت در امریکا فراتر می رود و با زیرکی ان را حاشیه فیلم می راند.تا سخنان مهم تری بگوید.
مملکت جای پیرمردها نیست اعلام بازنشسته گی و به پایان خط رسیدن مردانی است که در برابر آشفتگی ها واکنش و حساسیت نشان می دهند.تا بروند و این بار مشکلات خود را حل کنند.
شاید هم فیلم می خواهد بگوید این دنیای بی ترمز دیگر به هیچ روشی به راه نمی آید.
و از این پس باید شاهد رویدادهای دیگری باشیم.
پسر هم مانند پدر به پایان خط رسیده است.

دوشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۷

Michael Clayton
Samuels Media
Castle Rock Entertainment

پرده برداری از رسوایی ها با بیانی تحسین برانگیز.فیلم از سوی چاشنی های فراوان پلیسی و آرتیستی خود لطمه دیده است.George Clooney با بازی پذیرفتنی خود در برخی از این صحنه ها –به خواست کارگردانی- زیاده روی می کند.هرچند نمی توان منکر حضور قدرتمند او در فیلم شد.

یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۷

There will be Blood

خواب آشفته نفت
یک فیلم با ساختار قوی که متلاشد داستان نفت و جنجال های ناشی از ان را به زبانی سمبولیک و نمادین بیان کند.
در دنبال این بازی نمادها مذهب نیز چون اهریمنی بزرگ کشته شده و نابود می شود تا سرمنزلی روشن در انتظار راهروان باشد.
کوشش کارگردان و عوامل فیلمی شاهکار رقم زده است.

شنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۷

Kite Runner
Marc Forster

فیلمی با تکیه بر رمانی که گویا روش های هنری ادبی را مراعات نموده است.در نتیجه فیلم نامه نوسی ان نیز آسان ار شده است.
یک درام اجتماعی که دردهای شخصیت ها را با زبانی جهانی بیان می کند.بنابراین بیننده از هر جایی آن ها را احساس نموده و در نزدیکی با خود می داند.
جنگ،تجاوز،زورگویی،غربت،تنهایی و در یک کلام نوستالژی با روایت شفاف کارگردان و عوامل ،نمایش داده شده است.
بیان آشکار و جسورانه فیلم و نمایش تجاوزگری گروهی و توضیح یک جبر تاریخی که زورگو و اوباش دیروز روزگوی امروز و توسری خورده امروز همان خلف توسری خورده دیروز است ژرفای فلسفی فیلم را نشان می دهد.به ویژه که چهره توحش مذهبی را بدون هیچ جانبداری نشان می دهد.
نکته ی در خور توجه فیلم حضور فرهنگ ایرانی در جا به جای ان است.از لهجه دری هنرپیشگان تا نمایش پخشی از فیلم هفت دلاور در صحنه ی سکانس سینما با دوبله پارسی و سخنان یکی از کودکان که دوست دارد به ایران بیاید تا استیو مک کویین ایرانی را ببیند،تا بازی کاملا قابل قبول همایون ارشادی.

جمعه، فروردین ۲۳، ۱۳۸۷

Juno
Jason Reitman
یک کمدی اجتماعی که می تلاشد با رگه هایی از درام خود را از سطح فراتر ببرد.
کوشش سازنده گان نتیجه اش فیلمی پرمحتواست که از کلیشه ها فاصله گرفته و با مطرح نمودن یک چالش عجیب و در عین حال ملموس بیننده را همراه می کند.
هرچند ضعف های شخصیت پردازی به فیلم آسیب زده است.به جز Juno با بازی زیبای Ellen Page و البته پدرش و زن زوج جوان با بازی Jennifer Garner سایر روابط و نقش ها از ساختار منتطقی برخوردار نیستند.نامادری که با ژست های سخت گیرانه آغاز فیلم نقش یک زن بابای سنگ دل و عیب گیر را می بایست داشته باشد ناگهان مادری دلسوز می شود.رابطه Juno و مارک با بازی Jason Bateman نه یک رابطه ی عاطفی دختر مدرسه ای، نه یک داستان عشقی و نه حتا رنگ و بوی خیانت بل که یک سکانس زاید بی انجام و سرانجام باقی می ماند.که حتاحذف ان از فیلم هیچ تاثیری در روند پیشرفت ان نخواهد داشت.از همه بدتر شخصیت پردازی پاولی بلیکر با بازی Michael Cera که آنقدر ناهمگون و سطحی است که حتا داستان فیلم را به نحوی شگفت و شعیف به پایان می برد.

پنجشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۷

And God Created Women
Roger Vadim

فیلمی درباره عشق و خیانت مانند Who afraid from Virginia Wolf?، My fair lady ، و حتا The gone in the winter ولی این بار در یک فضای سورئالیستی.با یک جریان آرام و قابل پیگری و هدایت مناسب و شخصیت پردازی های هنرمندانه که می کوشد بیننده را با خود همراه سازد.
هرچند سکانس های فراوان از پشت Brigitte Bardot و یا از جلو و پوشیده شده در ملافه او که می کوشد برهنه گی او را نمایش ندهد به همراه قطع های مکرر از ارزش تصویر برداری کاسته و بیننده را خسته می کند.