چهارشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۷

سرود در مقدم بهار

نام تو را می برم
دستهایت را از بعد تاریکی می جویم
تنت را در خلا فاصله احساس می کنم
لبانت بوسه ی امیدواری است
و چشمانت با رازهای من آشناست
با تو در زمهریر زمستان سرد
سرود زیبایی خوانده ام
پیش از آن که ببینمت
دلداده ات بودم
و در خواب اساطیری پیش از میلاد
لالایی های حماسی برایم خوانده ای
روز را مدیحه ،درودی بر لب داشتن
و شب به شکایت آذین مهر تو برخروشیده است
با تو در سال های یاس
نوغنچه امید در باغچه قدیمی
و سپید گل های اقاقی
اینک در میهمانی بهار
لبخند می زند
امید این گل های آزادی
به احترام تو
میدان تیرباران
باغ درخت های سرکش است
تهران/بهار87